قصه از آنجایی شروع شد که ....
در واقع قصه از آنجایی شروع شد که با چشمانش مواجه شدم🥺
من اگر دل بدهم ، دل نشکستن بلدی؟تا ابد مال تو باشم تو نرفتن بلدی؟بلدی تکیه کنم ، جا نزنی ، ردنشوی؟من اگر شکوه کنم ، دست گرفتن بلدی؟؟؟✨
سنجاقِ چنلُ بچک ɪɴɴᴇʀ
آخ💔
خدا لعنتم کنه که نشستم این وقت شب خاطراتمو مرور میکنم🙂