ɪɴɴᴇʀ
شده بود نفس کم میوردم ولی باز میدوییدم تا بهت برسم اونموقع دوست داشتنمو بهت ثابت میکردم
توی سرما شهرو دنبالت میگشتم....
ɪɴɴᴇʀ
میریخت پایین دونه دونه های اشکم....🙂
کوچه هارو یکی یکی بالا پایین میکردم تا جایی که یخ زد دستم..