eitaa logo
آینور؛
149 دنبال‌کننده
147 عکس
77 ویدیو
0 فایل
<بِسـم‌ِالله...> <أُحبُّكِ كَثيراً يا قَمَري¹³³> - غیرتومرادلبـرودلـدارنباشد .. کپی؟!به‌غیرازعکس‌ها‌و‌بیوءحلالتون؛ولی‌فورقشنگتره... به‌ِگوشم: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_abxjun&amp;btn=آینور؛
مشاهده در ایتا
دانلود
آینور؛
درمبارزه‌بی‌امان‌باآمریکاواسرائیل‌ لحظه‌درنگ‌نکنید! < شهید حاجی زاده >
آینور؛
کوله‌بارمون‌جمع‌کردیم‌راهی‌شیم‌به‌سرزمین‌عشق...
بِسمْـ رَبّـ چفیهـ هایـِ خونینـ... :).
آینور؛
شهادت یک مقامِ روحی است؛ دنبال گلوله خوردن نباشید...! روحتان را جَلا بدهید.
بِسمْـ رَبّـ چفیهـ هایـِ خونینـ... :).
آینور؛
بسم رب خلق‌الزهرا✨ به من گفته‌اند بنویسم! از حال و روزم، از حس و حالم نمی‌دانم! اما شما بگویید، قلم درمانده نیست در برار این همه زیبایی؟ انگار شهدا مشق کردند، مشق عاشقی. عاشقی با خالقی که آنهارا دانه به دانه برای خود انتخاب کرد. در تمام این چند روز از جهان قبلی خویش دست کشیدم و غرق عاشقی شهدا شدم. ولی..من کجا و آنها کجا؟ گردان تخریب با فانوس های زیبایش مرا پرت کرد به دوران جنگ. انگار همراه رزمندگانی نشسته بودم که آرزوی شهادت جانشان را از درون می‌سوزاند. اشک امانم را بریده بود. بر آن دیواری که من تکیه زده بودم چندین شهید، با دستان گلی آن را صیغلی داده بودند. مگر می‌شود به اینها فکر کرد و باز آرام ماند؟ نه نمی‌شود! جسمم در آنجا بود ولی روحم در فکر غربت آنها آتش می‌گرفت. روایتگری ها، صحنه هارا در ذهنم تداعی می‌کرد، و ذره ذره از سنگینی گناهانم خم می‌شدم. به که بگویم دردم را؟ گناهانم را کجا فریاد زنم؟ چه کسی بهتر از این شهدا؟ هرکجا که قدم گذاشتیم شهید بود. حالمان منقلب بود. انگار اجازه داده بودند تکه‌ای از بهشت را ببینیم. ایثار، گذشت، عاشقی و ارادت به حضرت زهرا درسهایی بود که شهدا از آن بارها و بارها سرمشق گرفتند. و بقیه راه را به منو تو سپرده اند. منو تویی که تازه با حال و هوای آنجا آشنا شدیم و تازه بر دامن سر سبز و پر مهر حضرت مادر نشسته ایم. باید امثال همت، باکری، خرازی، ضرغام و.. از دامن ما پرورش یابد. بایست! راه ادامه دارد. ✍🏻نغمه اردشیری !
آینور؛
مردمان، مسافران خاموش کاروان مرگ‌اند، می‌روند، اما نه با پای خویش، که با غفلت، با بی‌خبری، با بارِ دنیا بر دوش، و نمی‌دانند که زندگی را جز با گذشتن از خویش نمی‌توان یافت. شهدا رفتن، نه برای مردن، که برای بیدار کردن شما، برای آن‌که شاید، در نیم‌نگاه خونین او، کسی زندگی را از نو بفهمد...