.𝒊𝒏𝒔𝒊𝒅𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏.
تو دلبستی به معشوقی كه خود معشوقه ها دارد
رها کن ای دل غافل خدای بت پرستت را!
ناگهان آیینه حیران شد گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد گمان کردم تویی .
منم که طعمه قلابم؛
مرا شکار کن ای ماهی!
منم شکار؛شکارم کن...
سپس ببوس و بچرخانم؛
سپس بچرخ و ببوسانم :)
سپس چه کار چه کارم کن؛
چه کار،هرچه تو میخواهیست!
بخواه آنچه که میخواهی :>
.𝒊𝒏𝒔𝒊𝒅𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏.
مثل عکس رخ مھتاب که افتاده در آب
در دلـم هستی و بین من و تو فاصله هاست:>