eitaa logo
یاداشت های من
14 دنبال‌کننده
25 عکس
1 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
خدا از همه تنها تره کسی واسه خودش نمیخوادش کارامون که به مشکل میخوره صداش میزنیم بعدم میره تا مشکل بعدی اصلا دلمون برای خدا تنگ شده؟ یا خدا قده مخلوقاتشم تو دلمون جا نداره ؟.. یادداشت های من
هدایت شده از 〔رادیوی‌خاموش〕
-
یادداشت های من
هدایت شده از - بی‌نشان -
اینو یادتون باشه که هرکسی که تو زندگیتون ناراحتتون میکنه و بهتون حس بد منتقل میکنه رو ببوسید بزارید کنار . اینطوری فضای خالی برای ادمای جدیدی که قراره بیان تو زندگیتون و بهتون احساس خوب منتقل کنن ، باز میکنید.
از من هرچی که میخوای درمورد خودم بپرس اما حتی اگر جزییش در مورد بقیه باشه نمیگم من امانت دار اونام شاید دوست نداشته باشن بقیه هم بدونن.. یادداشت های من
هدایت شده از خـط‌خــطے
یه کلمه هست به نام (Anam Cara) در اصل یه لقبه! که معنیشم خیلی قشنگه؛ آنام کارا به دوستی میگن که میتونی عمیق ترین رازها و افکارتو بهش بگی و نگران قضاوت شدن نباشی! و توی یه کلمه، آنام کارا جفت روحیِ تو محسوب میشه؛ کسی که توی زندگی قبلیت هم بخشی از افسانه‌ی زندگیت بوده :))))) ╦══════════════┈ ╰❥⿻  @huda_qalam⋆ ࿐ ๋ ꤫ ࣪
باشه برای روز مبادا ! وقتی همه جا پر شد از خاطره هاش. به جاهایی برگردی که تنهایی هارو ساختی بدون ترس اوار شدن خاطره ها.. یادداشت های من
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
ماهی‌مون هی می‌خواست یه چیزی بگه تا دهنشو باز می‌کرد آب می‌رفت تو دهنش‌و نمی‌تونست بگه... دست کردم تو آکواریوم و درش آوردم شروع کرد از خوشحالی بالا و پایین پریدن.دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو،انقد بالا پایین پرید خسته شد خوابید! دیدم تا خوابه بهترین موقع‌س بذارمش توی آکواریوم ، ولی الان چند ساعته بیدار نشده، یعنی فک کنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب... این داستان رفتار ما با بعضی از آدم های اطراف مونه... دوسشون داریم،دوسمون دارن... ولی اونارو نمی‌فهمیم؛فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار ﺭو با اونا می‌کنیم...
چینی شکستنه شده قلبم ! ببخش که به تو بی توجه بودم بدون اینکه نگاهی به تو انداخته باشم همینطور غصه هارا روی هم سمت تو روانه کردم نمی دانستم انقدر زود از پا می افتی این را روزی فهمیدم که سر ریز کردی دیگر هرچه که کردم پیروی نداشتی غصه هارا یکی یکی در بند بند وجودم سرازیر کردی بعضی هایشان با اشکم فرو می ریخت بعضی ها راه گم کرده در گلویم جمع شده بودند میخواستند فریاد شوند من دست هایم را روی دهانم گرفته بودم غم ها روحم را محاصره کرده بودند من باختمو پریشانی به وجودم سلطه کرد. زبانم را طعم گسی گرفته بود و آتش شعله ور قلبم خودم و گاهی دیگران را می سوزاند.. من طریقه نگه داری از تو را بلد نبودم فکر میکردم اگر سکوت کنم و غم هارا به تو حواله کافیست.. کافی نبود یادداشت های من
به ما نگفته اند اما غصه خوردنی نیست! قلب زباله دانی غصه ها نیست یا باید به مهر و رعفت بازیافتش کنی یا گره های کور شده کدورتش را باز کنی. عزیزم غصه هارا نخور. خوب نیست! ﴿ انها که خوردند قلب هایشان مریض شد و در خود غرق شدند..﴾ اگر باز هم میهمان دلت شد حرف هایت را نخور تاوان تلخ بودن حرف حق سوختن و مذاب شدن دل نیست! پس چرا خود ازاری میکنی به قصد خم به ابرو نیامدن دیگران؟ گفتنی هارا بگو اشک ها را به موقع بریز و فریادها را به موقع بکش از وقتش که بگذرد کلافش بزرگتر میشود و در جای جای دلت خانه میکند هرچه که می‌شود به هربهانه ای میخواهد سر برون آوردُ کارهای نکرده را کند . و صاحب دل را رسوا ! یادداشت های من
هدایت شده از 
ميخوای بميری؟ خودتو بنداز تو دريا ببين چطوری واسه زنده موندن تقلا ميكنی!! واقعیت اینه تو نميخوای بميری؛ ميخوای چيزی كه درونت هست رو بكشی!(: - @haminjoryy