eitaa logo
یاداشت های من
14 دنبال‌کننده
25 عکس
1 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
حسرت بدمزه ترین خوردنیه دنیاست امیدوارم مزش نکنین.
من حرفی ندارم دلیل نمیشه شما هم ساکت باشید که https://harfeto.timefriend.net/16490887475354
هدایت شده از اقلیم خاطرات 🌙
- ‏آدم تا آخر عمر مدیون خودش می‌شود ‏اگر همان جا، همان وقت، به همان کس، همان حرف‌هایی را که باید بزند، نزند" .. - خلسھ -
هدایت شده از -𝘠𝘶𝘨𝘦𝘯
_
انتظار داشتن از آدما، توقع داشتن، "از تو بعید بود"، ادعای شناختن مردم، همشون؛ همشون نابودت میکنه. پس دوست عزیز، عاقل شو و دست از اینا بردار. اگه دیفالتت این باشه که همه هر غلطی میتونن بکنن، دیگه چی میتونه اذیتت کنه؟ چی میتونه شگفت‌زدت کنه؟ نگران اینی که طرف واقعا مثه آدم رفتار کنه و سورپرایز شی؟ نترس کم پیش میاد. گفتم که، نباید توقع چیزیو داشته باشی، متعادل رفتار کن؛ نه توقع رفتار خوب، نه بد. آدما همینن. فقط یکم ممکنه دیگه چیزی شگفت‌زدت نکنه وقتی هیچ انتظاری نداری و بعد یه مدت پوچی سبک و به مرور زمان سنگین‌تری رو حس کنی که اونم به هندل کردن خودت بستگی داره. البته که هیچکی نگفته راه برگشت بسته‌س و تو میتونی اگه اون پوچی زیاد واست سنگین بود بذاریش زمین و بدو بدو بری سمت توقع داشتن و انگشت اتهام گرفتن سمت بقیه که "از تو انتظار نداشتم". اشکالیم نداره؛ این کاریه که اکثر مردم دارن انجامش میدن و وقتی ببیننت عملآ حق ندارن رفتار ناراحت کننده‌ای باهات داشته باشن چون تو شبیه خودشونی ولی البته که ازت "انتظار" دارن هرچقدم اونا باهات بد بودن تو باهاشون خوب باشی. آفرین! قبولش کن and welcome to that freaking world, bye bye👋 یادداشت های من
‌ از گول خوردن و غیرعاقلانه عمل کردن میترسی در عین حال میخوای با احساس و در لحظه هم زندگی کنی ، این پیچیده ترش هم میکنه. یادداشت های من
هدایت شده از تـوسکـٰا|"Toska"
یکی از مجردی لذت میبره، یکی از متاهل بودن؛ مهم اینه شاد و خوشحال باشن. یکی امروز طلاق گرفته، یکی امروز مادر شده؛ و هر دو احساس خوشبختی می‌کنند. یکی بیرون از خونه کار می‌کنه، یکی توی خونه کار می‌کنه؛ کار هر دو مورد تقدیره. یکی خوشحاله وزن کم کرده، یکی خوشحاله وزنش زیاد شده؛ همه برای نتیجه یکسان تلاش نمی‌کنند. زندگی هیچ‌کدوم از ما کاملا شبیه هم نیست، برای احساس خوشبختی مجبور نیستیم مثل هم باشیم. هر کسی مسیر خودشو داره... تـوسکـٰا|@Toska1214
قصه من شده پیاده ای که تو جاده مونده. انقدر جاده ها رو نگاه کرده و انتهاشو ندیده که از ترس نرسیدن همون جا نشسته!.. ولی اگه هر روز فقط یه قدم هم می رفت الان رسیده بود.. انتظارشو نداشت این همه روز رو به چشم ببینه اما روزها رسیدن و اون موند و حسرت قدم برنداشتن..
وقتی فکر میکنم هممون میمیریم وقتی یادم میاد منم تموم میشم.. دیگه نمیتونم دنبال علایقم نرم نمیتونم به حرف دیگران توجه کنم خب من قراره بمیرم!!! برای همیشه هیفده سالگیم که تموم بشه من برای همیشه از دستش دادم! نمیتونم ساده بگذرم.. بخاطر کسایی که گذران! بخاطر ادمایی که اوناهم میمیرن میرن تموم میشن.. نمیتونم..
ولی خوشبخت ترین اونیه که میتونه دلیل برای خندیدن پیدا کنه میتونه هرچیم که شد بگذرونه و حواسشو به جاهای مثبت داستان بده
حرف کمتر پشیمونی کمتر..
وقتی اتفاقی قرار باشه بیوفته میشه حتما میشه دیگه ترس و فکر برای چی؟ خدا حواسش هست..