هدایت شده از اقلیم خاطرات 🌙
「️🌊🎓」
°.
دو سال پیش یه نفر برگشت بهم گفت؛
"تو جزوِ دستهی آدمایی هستی كه وقتی هستی؛ نیستی، ولی وقتی نیستی؛ هستی!"
گفتم ینی چی!؟
گفت؛ "وقتی هستی انقد فکرِ دغدغههای آدمی كه حضور خودت گم میشه لای همه چی! نمیذاری آب تو دل آدم تکون بخوره؛ حواست به همه چی هست جز خودت، و نمیذاری حواس کسی به تو باشه.. دغدغههاتو نمیدی دست مردم، ولی دغدغههای آدمو دست میگیری.
وقتی آدم ازت فاصله میگیره تازه جای خالیِ بودنت حس میشه؛ انقد قوی حس میشه كه آدم طاقت نمیاره نبودنتو!(🦋"
『eitaa.com/khlseh_2 』
یاداشت های من
این ادما خیلی قشنگن
گذاشتمش که یادمون بیاد
و به اون ادم قشنگایی که اینجا هستن
بگم ببخشید اگر قدرتونو ندونستیم
ولی شما خیلی ضروری هستین
خوب بودنتونو دریغ نکنین
#intp
دیگری را مجبور به کاری کردی
اکنون در پی جواب زخم هایی؟
بگذار بگویم،تو در آغوش کارمایی
اکنون که خالی از هر احساسی
در قصر بی حسی مطلق میکنم سر
بستند گوش و چشم،بر اشک و داد هایم
ساختند از من،یک نباید باشم و کاش نبودم.
#INFP
هرروز راحت رو زبونم جاری میشه که کاش این روزا تموم شه
قدر این روزامو نمیدونمو از حالا دلتنگ گذشته ی فردام
#ISTJ
بنظرم عشق مثل قهوه می مونه
میدونی طعمش تلخه
میدونی شیرین کامیتو از بین میبره ولی نمیتونی طعم خاص و نابشو نادیده بگیری بازم میری سمتش
بازم دوسش داری
تحملش میکنی یه تحمل که شیرینه
انگیزه ی بیداری و ادامه دادنت میشه
به مرور معتادش میشی جوری که بعدش نمیتونی ترکش کنی وگرنه سردرد میگیری
میدونی چی میخام بگم ؟ تلخه اما شیرینه
مثل عشق
#ISTJ
بعضی وقتا میخوای که یادت بره
چندین ماه و سال براش وقت میذاریو فراموش میکنی ... تو ذهنت کمرنگ میشه
دیگه یاد میگیری مثل قبل برا آدمای زندگیت بخندی ، شاد باشی ، ستاره هارو بشماری و با دنیا و اتفاقاتش کنار بیای ... اصلا عوض میشی
اونموقع دیگه رفتن آدما از زندگی اذیتت نمیکنه حتی خودت درو برا رفتنشون باز میکنی ، یجورایی انتقام آدمای گذشته رو گاهی از ناب ترینایی که هنوز کشفشون نکردی میگیری
به مرحله ای میرسی که دیگه حتی شاید خود واقعیتم یادت نیاد ، خود گذشتت
... توی همین مسیر بزرگ میشی
به شخصیت کاذب خود ساختت پر و بال میدی و دیگه میشه بخشی از تو ...
شاید حتی باهاش تاره های سفید موهاتو ببینی
ولی بالاخره یه روزی ، یه جایی ، وسط یه فیلم ... یه خیابون ، وسط یه مهمونی یا حتی تو اوج خنده ... یهو همه چی یادت میاد ...
#ISTJ
گاهی اوقات به سقف بالای سرم حق میدم که همیشه سکوت کنه
آخه چی بگه وقتی یه جوون ساعتا تو تاریکی اتاق زل زده بهش
#ISTJ
اصن گیرم که به گمان تو من مقصر...
چرا قهر میکنی!؟...
مگه نمیدونی اگه یه لحظه ازم دور شی هی باید صدات کنم...
مگه نمیدونی وقتی ازم رو برگردونی هزاران بار غم کل عالم تو دلم جمع میشه...
مگه نمیدونی اگه بری من باید روزای طولانی منتظر بمونم تا آشتی کنیو برگردی...
مگه نمیدونی اذیت میشم؟!...
مگه نمیدونی دلم برات تنگ میشه!!...
بنده ی من 💛
#ISTJ
ولی انصافا خیلی بده که بعد از چندین روز که با خودتو عالم و آدم قهر کردی ، وقتی برمیگردی گوشیتو چک کنی و ببینی حتی یک نفرم نبودنتو حس نکرده 💔
#ISTJ
هدایت شده از خـطخــطے
حس میکنم یک موجود تنها تو یک اتاق سفید رنگ ام
بدون هیچ پنجره، نور، یا رنگ دیگه ای
فقط یک اتاق سفید رنگ خالی
جایی که حتی نور یا تاریکی هم توش معنایی نداره
جایی که از شدت سرما خون داخل رگهات یخ میزنه و گرمای بدنت از بین میره
یادت میره انسانی، حتی یادت میره کی هستی، فقط یه وجود یخ زده ای که کف اتاق سفید رنگ ولو شده و به یک سفیدی بی انتها چشم میدوزه
و تو ذهنش از خودش درباره هویتش میپرسه، ولی هیچ جوابی نداره که بده
یک سکوت طولانی و بی انتها که برات مثل یک فریاد گوش خراش میمونه که باعث میشه هر لحظه ارزو کنی کاش این سر و صداهای تو سرت خاموش شن
ولی در واقع هیچکس حرف نمیزنه
و من خیلی وقته تو این اتاق گیر افتادم
گاهی حتی یادم میره درد رو احساس کنم
و گرمایی که دریافت میکنم....
مثل وقتیه که تو وزش شدید باد کبریت روشن کنی. سریع خاموش و ناپدید میشه
و بعد از یه مدت حتی یادم میره روزی اون کبریت روشن شده.
هدایت شده از خـطخــطے
#احساسهاییکههنوزکلمهشونروپیدانکردم
[حسی که وقتایی داری، که بیشترین رنج رو از طرف کسایی متحمل میشی که بهت میگن دوست دارن و بیشترین ادعا رو دارن در این مورد.و واقعا نمیدونی چی باید بگی...]
@huda_qalam