eitaa logo
یاداشت های من
14 دنبال‌کننده
25 عکس
1 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
اصن گیرم که به گمان تو من مقصر... چرا قهر میکنی!؟... مگه نمیدونی اگه یه لحظه ازم دور شی هی باید صدات کنم... مگه نمیدونی وقتی ازم رو برگردونی هزاران بار غم کل عالم تو دلم جمع میشه... مگه نمیدونی اگه بری من باید روزای طولانی منتظر بمونم تا آشتی کنیو برگردی... مگه نمیدونی اذیت میشم؟!... مگه نمیدونی دلم برات تنگ میشه!!... بنده ی من 💛
ولی انصافا خیلی بده که بعد از چندین روز که با خودتو عالم و آدم قهر کردی ، وقتی برمیگردی گوشیتو چک کنی و ببینی حتی یک نفرم نبودنتو حس نکرده 💔
هدایت شده از خـط‌خــطے
حس میکنم یک موجود تنها تو یک اتاق سفید رنگ ام بدون هیچ پنجره، نور، یا رنگ دیگه ای فقط یک اتاق سفید رنگ خالی جایی که حتی نور یا تاریکی هم توش معنایی نداره جایی که از شدت سرما خون داخل رگهات یخ میزنه و گرمای بدنت از بین میره یادت میره انسانی، حتی یادت میره کی هستی، فقط یه وجود یخ زده ای که کف اتاق سفید رنگ ولو شده و به یک سفیدی بی انتها چشم میدوزه و تو ذهنش از خودش درباره هویتش میپرسه، ولی هیچ جوابی نداره که بده یک سکوت طولانی و بی انتها که برات مثل یک فریاد گوش خراش میمونه که باعث میشه هر لحظه ارزو کنی کاش این سر و صداهای تو سرت خاموش شن ولی در واقع هیچکس حرف نمیزنه و من خیلی وقته تو این اتاق گیر افتادم گاهی حتی یادم میره درد رو احساس کنم و گرمایی که دریافت میکنم.... مثل وقتیه که تو وزش شدید باد کبریت روشن کنی. سریع خاموش و ناپدید میشه و بعد از یه مدت حتی یادم میره روزی اون کبریت روشن شده.
هدایت شده از خـط‌خــطے
[حسی که وقتایی داری، که بیشترین رنج رو از طرف کسایی متحمل می‌شی که بهت می‌گن دوست دارن و بیشترین ادعا رو دارن در این مورد.و واقعا نمی‌دونی چی باید بگی...] @huda_qalam
هدایت شده از خـط‌خــطے
‌ساعت شنی قلبم شکست؛ می‌خواستم شن‌های سرشار از احساس را جارو کنم، هرچه آن‌ها را با مشت جمع می‌کردم باز مانند آبشار از سوراخی در دل کوه مشتانم فرو می‌ریختند.
عمیقا دلم میخواد خودم خودمو بغل کنم کاش این اپشن بود که تو بغل خودم برم
مثلاً یه روزی، با یاداوری گریه هایی که میکردم لبخند گوشه لبم بیاد اسمونو نگاه کنم بگم چقدر خوب شد که نشد اینجوری بهتره من نمیدونستم..
همیشه از پازل خوشبختی یکیش کمه. تا کامل بشه و به نهایت خوشبختی برسی.. حتی اگه پیداش کنی یه تیکه دیگش گم میشه و از دست میره. باید ساخت و لذت برد از خوشبختی های نصفه نیمه.. خواستن تیکه های دیگه قیمتش خیلی زیادی داره .خیلی زیاد! گاهی وقتا باید براش ارامشو بفروشی حسرت پس بگیری تا داشته باشیش. *شایدم ما میگیم نصفه نیمه ولی اون کامل تر از داشتن همه تیکه ها باشه.
یاداشت های من
دقت کردین راحت تر میتونیم مشکلات بقیه رو حل کنیم و مشورت بدیم؟ اخه از نمای دور تر بهش نگاه میکنیم. گ
میدونستی یه روزی دلتنگ همین روزایی میشی که میگی تلخه؟ دور که بشی وقتی که میگذره و تموم میشه تازه قشنگیای دیگش که توجهی بهش نداشتی چشاتو میگیره توجهت بهش جلب اون وقت تو میمونی و یه دنیا حسرت یه دنیا دلتنگی! برای همون موقع هایی که فقط میخواستی زودتر تموم بشن باورت میشه؟ *و روزهایی که دیگه نمیتونی برگردونیشون..
ولی بنظرم اینکه دیدگاهت نسبت به خودت عوض بشه و برای خودت زندگی کنی گذروندن زندگی برات قابل تحمل تر میشه گاهی همین که زاویه دیدتو عوض کنی میبینی حتی آدما هم عوض میشن .... اونوقته که جهان با تو می‌رقصه ....
چرا از ساعت 12 شب به بعد موزیکا و خاطراتمون باهم هماهنگ میشن
هدایت شده از یه‌سِری‌حرفا🇵🇸
من تو همون لحظه‌ام دلم براش تنگ میشه که دوباره این اتفاق تکرار نمیشه