از وقتی مدرسه ها تموم شده
دیگه علاقه ای به دیدن سریال بازی های گوشی بیرون تفریح و خواب ندارم
شما هم؟
یاداشت های من
از وقتی مدرسه ها تموم شده دیگه علاقه ای به دیدن سریال بازی های گوشی بیرون تفریح و خواب ندارم شما هم؟
اصلا اون لذتی که توی خرداد داره هیچ وقتی نداره
بنظر من آدما گاهی با یه اتفاق یه چیزی درونشون میمیره که از فرداش دیگه اون آدم قبلی نیستن
#ISTJ
آدما تاثیر گذارن
یه روز من یه روز تو
دقیقا همونطوری که آدم شرو شیطونی مثل من آروم میشه و میگرده پی سکوت و آدمی مثل تو که از سکوت فاصله میگیره و کمی تغییر میکنه و هم پایه ی من میشه
تا جایی که تبدیل میشه به یه روحزاد
#ISTJ
میدونی من آدمی بودم تو بچگی که غمام تو دلم بود هیچکس نمیدونست حرف نمیزدم
از 12 سالگی تا به 18 سالگی سعی کردم بروز بدم خودمو
بخندم شاد باشم ، شاد کنم
ولی باز غمام مال خودم بود پشت خنده هام پنهون بودن
الان در اواخر 18 سالگی تبدیل شدم به منی که بی حسه
نه غم داره نه شادی
نه شاده نه شاد میکنه
گاهی نگاه به پشت سرت که میکنی میبینی چقدر عوض شدی
#ISTJ
مثل یه استندآپی که تو دلش پر غمه از پشت صحنه که میخاد بیاد پشت تریبون اشکاشو پاک میکنه و پشت میکروفن بلند تر از هروقت دیگه ای میخنده
جلوی یه بغض عمیقو میگیره
#ISTJ
مثل همون خدایی که نیست ... ولی پله میذاره زیر پات جوری که نمیفهمی کی اونقدر رفتی بالا که دیگه زمینو نمیبینی
#ISTJ
بعضی شبا پُرِ حرفی ...
بعضی شبا هم پُر حرفی ...
وقتی دلت پُرِ حرفه نمیدونی دقیقا چی میخای بگی ، حرفای پراکنده ی توی سرتو نمیتونی یه جا جمع کنی ...
تازه کو آدمی که بتونه درک کنه ، نه که فقط بشنوه ...
وقتی پُرِ حرفی اینقدر مخاطبای گوشیتو زیر و رو میکنی تهشم هیچی نمیگیو در نهایت میخوابی ، چون نمیدونی چی میخای ...
ولی شبایی که پر حرفی اونقدر از این در و اون در میگی تا ذهنت خسته شه و آروم بخوابی ....
وقتی پُر حرفی داری پرده میکشی به روی حرفای تو سینت ، روی حرفای پراکنده ی توی سرت ...
میدونی فرقشون چیه ؟
یکیشون تسلیم میشه
یکیشون خودش به جنگ خودش میره ، خودشو سرکوب میکنه ... ذهنشو خسته میکنه ...
ولی اینا یه نقطه ی مشترک دارن ... میدونی چیه ؟
اینکه هر دو در نهایت وقتی میبینن کسی بلدشون نیس ، کسی نفهمیده حالشون بده ... وقتی میبینن کسی نفهمیده شبشون چقد تاریکه ، ناامید میشن ...
میخوابن ...
#ISTJ