eitaa logo
شتابدهنده پژوهشی پیدا 🇮🇷
28.5هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
645 ویدیو
64 فایل
«پیدا»؛ هم‌مسیر تخصصی دانشــجویان و طلاب برای ارتقای پژوهش‌های کاربردی (پایان‌نامه، مقاله، رساله، کتاب) . 🎓💡 💯بیش از ۲۵هزاردانشجو حرفی داشتید اینجائیم: @ppeyda • مشاوره رایگان پژوهشی: https://survey.porsline.ir/s/J3PVN29b
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️منبع برخی از آمارهای صوت بالا .
۱. سلااااااام. ارادت👋 صبح نزدیک به ظهر جمعه تون بخیر😊 .
۲. 📜امروز میخوام داستان خودم از نوجوانی تا اینجا رو خلاصه بگم که چی شد از پیدا سر در آوردم.😅 🤔چه چیزی منو تا اینجا رسونده و همچنان در حال ادامه دادنش هستم .
۳. ⏸فقط قبلش با توجه به این تعطیلی‌ها فرصت و وقت خیلی خوبیه برای جلسات صمیمانه رسیدگی به خود و روابطتتون👨‍👩‍👧‍👧 ➖جلسه با خود: اینجا دربارش گفتیم ➖جلسه با خدا و امام زمان ➖جلسه با همسر ➖جلسه با مامان و بابا ➖جلسه با برادر و خواهر و ... ✅البته برگزاری هر کدوم قواعد خاص خودشو داره که میتونه به کیفیت جلسات کمک کنه. شاید در آینده یک دوره‌ای وبیناری با همین موضوع ترتیب دادیم.😉 .
۴. روابط و ارتباطات یکی از ارزشمندترین سرمایه های آدماست که باعث میشه احساس خوشبختی و رضایت‌مندی کنند‌ ولی خب در واقعیت معمولا برای مراقبت و بهبودش وقت کمی گذاشته میشه و ... .
. 🤓خب خب بریم سراغ داستانی که گفتم.📙 .
1⃣قسمت اول تقریبا از همون اوایل نوجوانی 12سالگی، جوششی در درونم حس میکردم که گم شده‌ای دارم و باید برای پیدا کردنش کاری بکنم. پ.ن.این عکس از دوران نوجوانیمه😉
۶. جوششی از جنس خودسازی و تهذیب نفس جوششی از جنس اینکه باید کار بزرگی بکنم. جوششی از جنس اینکه نباید مثل همه باشم. جوششی از جنس اینکه برای آینده متفاوت باید متفاوت زندگی کنم. .
۷. از همون اول مدلم اینطوری بود که به هر طناب و دستاویزی که احتمال میدادم میتونه بهم کمک کنه بهش محکم چنگ میزدم و ولش نمیکردم. .......... منظورم از دستاویز، موضوعات و کارها و اساتید هستند. مثلا به این رسیدم که‌گم شده من قرآن و حفظ کردنشه،با کله‌ رفتم توی دلش و 1سال یکی ازشهرای ‌اطراف یزد رفتم و حفظ قرآنو در کمتر ‌از 10 ماه تموم کردم؛ مسلط بودم ها، همراه با شماره آیه.😅 .......... یا مثلا همینکه احتمال میدادم مباحث و نگاه فلان استاد خیلی ‌‌اثرگذاره و میتونه ‌بهم در پیدا کردن گم‌شده‌ام کمک کنه؛پس‌ با جدیت مباحثشون رو پیگیری میکردم‌ و بعضا بوده که میرفتم توی مجموعه‌شون فعالیت میکردم و به عشق پیدا کردن گم شده‌ام، انواع کارها مثل کتابفروشی و نمایشگاه کتاب و پذیرایی و نظافت و پخش تراکت و ... انجام میدادم😅 .
۸. جالبی داستان اینجا بود ؛ به هر دستاویزی که چنگ میزدم، با خودم میگفتم، یاااااافتم یاااافتم. پیداش 😂 کردم. این همون چیزی است که من میخواستم اماااااااا .
۹. بعد از مدتی متوجه میشدم که نه این موضوع و کار یا استاد منو اغنا نمیکنه و کم کم رهاش میکردم و میرفتم دنبال دستاویز بعدی... البته اینو بگم اینکه یک کار و یا فلان استاد منو اغنا نمیکرد، ربطی به اون کار یا استاد نداشت. مشکل از درونم بود که زمینه‌های لازم رو نداشتم و برای همون پس میزدم.. .
۱۰. تقریبا 8تا استاد رو استاد به استاد دنبال میکردم و همون اتفاق ناپسند یافتن و ناامیدی برام رقم خورد. این اتفاقات در سال ۹۰تا۹۵ بودش😅 خب بار هر استادی حداقل 6ماهی پیش میرفتم و مباحث و جلساتشون رو پیگیر بودم و مشاوره میگرفتم... خب برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاد، من اسم اساتید رو نمیگم ولی خب همینو بدونید که بیشترشون کشوری اند و شما میشناسیدشون. .