eitaa logo
شتابدهنده پژوهشی پیدا 🇮🇷
28.5هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
645 ویدیو
64 فایل
«پیدا»؛ هم‌مسیر تخصصی دانشــجویان و طلاب برای ارتقای پژوهش‌های کاربردی (پایان‌نامه، مقاله، رساله، کتاب) . 🎓💡 💯بیش از ۲۵هزاردانشجو حرفی داشتید اینجائیم: @ppeyda • مشاوره رایگان پژوهشی: https://survey.porsline.ir/s/J3PVN29b
مشاهده در ایتا
دانلود
۷. از همون اول مدلم اینطوری بود که به هر طناب و دستاویزی که احتمال میدادم میتونه بهم کمک کنه بهش محکم چنگ میزدم و ولش نمیکردم. .......... منظورم از دستاویز، موضوعات و کارها و اساتید هستند. مثلا به این رسیدم که‌گم شده من قرآن و حفظ کردنشه،با کله‌ رفتم توی دلش و 1سال یکی ازشهرای ‌اطراف یزد رفتم و حفظ قرآنو در کمتر ‌از 10 ماه تموم کردم؛ مسلط بودم ها، همراه با شماره آیه.😅 .......... یا مثلا همینکه احتمال میدادم مباحث و نگاه فلان استاد خیلی ‌‌اثرگذاره و میتونه ‌بهم در پیدا کردن گم‌شده‌ام کمک کنه؛پس‌ با جدیت مباحثشون رو پیگیری میکردم‌ و بعضا بوده که میرفتم توی مجموعه‌شون فعالیت میکردم و به عشق پیدا کردن گم شده‌ام، انواع کارها مثل کتابفروشی و نمایشگاه کتاب و پذیرایی و نظافت و پخش تراکت و ... انجام میدادم😅 .
۸. جالبی داستان اینجا بود ؛ به هر دستاویزی که چنگ میزدم، با خودم میگفتم، یاااااافتم یاااافتم. پیداش 😂 کردم. این همون چیزی است که من میخواستم اماااااااا .
۹. بعد از مدتی متوجه میشدم که نه این موضوع و کار یا استاد منو اغنا نمیکنه و کم کم رهاش میکردم و میرفتم دنبال دستاویز بعدی... البته اینو بگم اینکه یک کار و یا فلان استاد منو اغنا نمیکرد، ربطی به اون کار یا استاد نداشت. مشکل از درونم بود که زمینه‌های لازم رو نداشتم و برای همون پس میزدم.. .
۱۰. تقریبا 8تا استاد رو استاد به استاد دنبال میکردم و همون اتفاق ناپسند یافتن و ناامیدی برام رقم خورد. این اتفاقات در سال ۹۰تا۹۵ بودش😅 خب بار هر استادی حداقل 6ماهی پیش میرفتم و مباحث و جلساتشون رو پیگیر بودم و مشاوره میگرفتم... خب برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاد، من اسم اساتید رو نمیگم ولی خب همینو بدونید که بیشترشون کشوری اند و شما میشناسیدشون. .
۱۱. فقط یکیشون از اساتید معروف انگیزشی و موفقیت ایران‌اند که یادمه من سخنرانیاشون رو چند باره میشنیدم و مینوشتم. بقیه همه از اساتید دینی بودند. یکی از برچسب های رایج خانواده و اطرافیان که بهم میزدند، همین دم دمی مزاجی بود که یونس الان دنبال کدوم استاد هستی؟ قبلیا رو چکار کردی؟ چرا به در و دیوار میزنی😅 .
۱۲. خب داستان من چی بود؟؟ این بود که گم‌شده‌ای داشتم که نمیدونستم چی بود و این گم شده از جنس جوشش بود. همین جوشش باعث میشد سراغ کارها و اساتید مختلف برم. سال 95 بود که من لیسانس علوم قرآن و حدیث رو به واسطه حفظ قرآنم از سازمان سنجش گرفته بودم و کنکور ارشد دادم و ارشد علوم قرآن دانشگاه فردوسی قبول شدم. .
۱۳. از طرفی دیگه دنبال این بودم که میخواستم دروس حوزوی رو غیررسمی سریع بخونم. یادش بخیر، یک تابستون رفتم پیش استادی در قم و 50روزه نزدیک به حدود 3پایه حوزه رو خوندم. از عربی و صرف و نحو سیوطی و صمدیه گرفته تا بلاغت و اصول فقه مظفر و حدیث شناسی و علوم قرآنی. .
۱۴. رویاهای من در گذشته ➖یک زمانی این بود که رتبه برتر کنکور انسانی بشم. ➖یک‌زمانی حافظ کل قرآن بشم. ➖یک زمانی رفتن توی تلویزیون به عنوان حافظ بود. ➖یک زمانی این بود که قرآن رو از بالا به پایین و پایین به بالا بخونم و توی مسابقات بین المللی مقام بیارم. ➖یک زمانی زدن موسسه قرآنی و رسیدن 10میلیون حافظ بود. ➖یک زمانی خواندن دروس حوزه و اجتهاد و ... بود. ➖یک زمانی دکتری گرفتن و استاد دانشگاه شدن بود. خلاصه الان به همه رویاها و آرزوهای گذشتم که فکر میکنم خندم میگیره😅
۱۵. دیگه از حوالی سال 97 بود که دیگه کم کم به این رسیدم که گم شده من خودم هستم و همین زندگی و لحظه لحظه‌ها و عادت های روز و شبم هست. .
۱۶. یک نگاه به عقب کردم و دیدم که واااااوووو یونس تو چقدر کارها و مباحث مختلف رو برای اغنای اون جوشش درونیت دنبال کردی و انجام دادی ولی اغنا نشدی در حالی که اون جوشش گم شده‌ای که دنبالش بودی درون خودته. .
. خب تا اینجاشو داشته باشید، پیاما یکم زیاد شد یکم نفس بکشیم😅 بقیشو بذاریم برای فردا ممنون میشم نظر بدید که تا اینجا داستان چطور بود؟؟ خیلی خلاصه و گزیده گفتم🥲 @ppeyda .
انتظارت که تنظیم نباشه .... @ipeyda_ir