eitaa logo
حانون
238 دنبال‌کننده
257 عکس
63 ویدیو
2 فایل
ناگفتنی‌های من؛ یه کم از همه چیز. روان‌شناسی، شعر و روزمره های یک آدم معمولی. ادمین: @Hanoon_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
از قنبر غلامش، پرسیدند: چقدر امیرالمومنین‌علیه‌السلام را دوست داری؟! گفت: فراق مولایم برای من؛ از فراق مادری که بچه‌اش را شیر بدهد، و در دامانش بچه‌اش را در مقابلش ذبح کرده باشند؛ سخت تر است! | العبره‌الساکته،ج۲،ص۱۹۲
آدمای درست توی زندگی خیلی مهمن، هم دانشگاهی خوب، همکلاسی پایه، همکار آدم حسابی و اکیپ خوب همیشه باعث میشن همه جا خوش بگذره و از زندگیت لذت ببری. وگرنه بعدها میشینید پای خاطره دیگران و میبنید همه اون راه هارو رفتید ولی هیچوقت چنین خاطره‌هایی براتون رقم نخورده.
اینكه بدونی تو راه درستی هستی یه چیزه و این كه فكر کنی راه درست فقط همینه یه چیز دیگه! ما هرگز نمى‌تونیم درباره‌ «زندگى دیگران» قضاوت كنیم هر كسی رنج‌ها و چشم‌پوشی‌هاى خودشو داره.
این دنیا پر از آدم‌های بدی است، که هیچگاه چوبِ بدی‌شان را نخوردند. پر از آدم‌های شریف و سالمی است، که زندگی دردبار و تلخی را از سر گذراندند و در اعماق تاریخ دفن شدند. چه بی‌گناهانی که تا پای دار رفتند، از آن آویزان شدند و هیچکس در صحنه‌ی واقعه، برای کمک طرفشان ندوید. زندگی عدالت ندارد. اینکه به طریقی، نوعی "دادگریِ خودکار" را به آن نسبت بدهیم، متاسفانه دروغ است. برای تحقق عدالت نسبی، ما _ خود ما _ باید دست به "عمل" بزنیم، و تنها همین.
نه حرفِ عقل بزن با کسی، نه لافِ جنون، که هر کجا خبری هست، ادّعايى نیست! .فاضل نظرى.
چقدر هیچی نمیگین؛ چقدر برکت از ناشناس رفته.
دنیا صفا ندارد بگو نجف چخبر..؟!
حانون
دنیا صفا ندارد بگو نجف چخبر..؟! #شما_گفتین
تاحالا شده به سنگ و کاشی حسودی کنی؟! من به تک تک کاشی های حرم مولا حسادت میکنم.
خدایا این رابطه‌ی خدا و بندگیمون سر جای خودش ولی بیا با هم دوست باشیم؛ حتی رفیق جینگ.
حانون
[به دلم نشست]
فروید می‌گوید: تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد. انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگ‌ ها به‌ اندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود. کلمات متنوع‌تر از سنگ‌‌ها بودند، می‌‌شد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند. از سنگ‌‌ها می‌شد گریخت اما از کلمات نه. درد سنگ‌‌ها و کبودی‌‌شان فقط تا چند روز باقی می‌‌ماندند اما کلمات می‌توانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشه‌ای از روان‌مان زندگی کنند که دست هیچ روان‌ درمانگری در هیچ جلسه درمانی به آنها نرسد. کدام سنگ چنین قدرتمند بود!؟ ما سنگ‌‌هایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم، اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیق‌‌ترمان که کلمات بودند بگنجانیم. یاد گرفتیم که چطور گوشه‌ هایشان را تیز کنیم، لحن را به آن اضافه کنیم و طوری پرتابشان کنیم که حتی به نظر پیام دوستی بیایند! انسان متمدن امروز در برابر کلمات بی‌‌دفاع‌تر است چون دیگر سپری در کار نیست. یادمان باشد قبل از پرتاب سنگ‌ ها، به این فکر کنیم که هیچ انسانی رویین‌ روان نیست! حرف باد هوا نیست، حرف آسیب می‌زند. حرف می‌کشد و‌ زنده می‌کند... کلمات را با دقت، بااحتیاط و مشفقانه انتخاب کنیم. خشونت کلامی مخرب‌‌تر از خشونت فیزیکی است.