نوشته بود آپوپیس رو تو سریال یوسف پیامبر، اعدام کردن که حواس ما از عروسی دختر شمخانی پرت بشه..😂
@ir_mohebin
محبین
خیلی وقته ازت خبری ندارم🕊️💔 @ir_mohebin
حاجآقا ما دلمون تنگه مثل جیبمون
یه دونه از اون مشهدهات جور کن
که نمیفهمیم چجوری میریم و میایم
@ir_mohebin
هدایت شده از پلی لیستِ محبین
Erfan Tahmasbi @RozMusic.comqrJ70kuXHJ30Rp747XykXwfKvi3QPY-metaRXJmYW4gVGFobWFzYmkgLSBFbXNoYWIubXAz-.mp3
زمان:
حجم:
7.8M
نه نامه ای بخوانمت نه اینکه دوست بدانمت بگو که هستی؟ نه از دلم برانمت نه از دلی ستانمت نه پشت سر گذارمت بگو که هستی؟
#عرفان_طهماسبی
@playlist_mohebin
بی غم عشق تو صد حیف ز عمری که گذشت!
بیش از این کاش گرفتار غمت میبودم
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
@ir_mohebin
تو حرم خانوم حضرت زینب بودم
همینجوری داشتم قدم میزدم
به خاطر ضعیفی چشمم عینک زده بودم
هی عینکم رو از رو چشمام در میاوردم دستمال میکشیدم که ببینم من واقعنی اینجام؟ خواب نیست؟
چند بار این کار رو تکرار کردم...
دیدم نه بعد از کلی انتظار و التماس
من الان دارم جایی قدم میزنم
که چه مردان پاکی اینجا قدم گذاشتند
در حین قدم زدن قاب عکس های شهدا تو کوچه ای که انتهاش میخورد به صحن و سرای حرم رو دیدم:
شهید حاج قاسم
شهید ابومهدی
شهید صدرزاده
یهو شهید نوید صفری اومد تو ذهنم
اون لحظه ای که تو اون کفشداری کوچکی که درب ورودی حرم بود که مشغول خادمی شده بود...
حرفم چیه؟!
شهدا زنده اند...
ادامه👇
@ir_mohebin
نماز ظهر رو خوندم ، زیارت کردم
و رفتم جایی که بهمون اسکان داده بودند
دقیقا شب ششم محرم بود...
عصر قرار بود بریم حرم خانوم حضرت رقیه به بچه ها گفتم من یه دو ساعتی میخوابم بعدش ماشین که اومد دنبالمون منو بیدار کنید...
دیدی یه خواب هایی رو میبینی که اصلا دیگه دلت نمیخواد بیدار بشی؟
خواب شهید نوید صفری رو دیدم
تو کفشداری بود گفتم اقا میشه منم خدمت کنم؟ کفشم رو که گرفتم یهو بیدار شدم
اصلا دوست نداشتم از خواب بلند شم...
گفتم این اتفاقات خبری داره برام!
ادامه👇