چقدر از این پدر هایی دیدم که دخترشون رو محدود کردند به گوشی به خیابون به مسجد به هر چیزی...
چقدر از این پسر هایی رو دیدم
که تو خونه هاشون التماس این پدر و مادر میکرد که آقاااا من میخوام ازدواج کنم شرایطش رو دارم
به افکار گند و قدیمی خودشون گند زدن به زندگی بچشون الان باید تو کمپ ترک اعتیاد برن بیارنش....
چقدر از این مادر هایی رو دیدم
که هر خواستگاری میمومد برای دخترشون
رد میکردن الان باید برن دخترشون رو با صدتا پسر دیگه ببینند...
مغزم دیگه داره منفجر میشه
از این همه ظلم هایی که شنیدیم دیدم
اونم از کسایی که مثل خودم ریش دارند نماز میخونند یا چادر سرشونه و همش گیر نماز و مناجاتن...
پدر و مادران عزیز تورو جان هر کسی که دوست دارید بچه هاتون رو با بقیه آدما مقایسه نکنید...
من شاید در طول این چند سال صد هزار نفر بهم پیام دادند و مشکلاتشون رو گفتند...
دلم نمیخواست که بفهمم چه چیزایی داره اتفاق می افته
چه بی رحمی هایی چه ظلم هایی