eitaa logo
مطالعات ایران
495 دنبال‌کننده
98 عکس
31 ویدیو
6 فایل
جامعه‌شناسی سیاسی و اقتصاد سیاسی ایران معاصر
مشاهده در ایتا
دانلود
مبنای شورای نگهبان در احراز صلاحیت‌ها شورای نگهبان برای بررسی صلاحیت کاندیداها براساس چهار ملاک عمل می‌کند؛ رجل سیاسی، مذهبی و مدیر و مدبر بودن. شورای نگهبان در این میان، از همه‌ی اطلاعات آشکار و نهان در ارتباط با کاندیداها، با همکاری دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، بهره خواهد برد و براساس استعلام‌هایی که از وزارت اطلاعات، ناجا، ثبت احوال و پلیس اینترپل دریافت می‌کند، به بررسی این ملاک‌ها در کاندیداها می‌پردازد. شرایط و معیارهای لازم جهت تشخیص رجل سیاسی، مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزدهای ریاست جمهوری عبارت‌اند از: 1- سوابق کافی و قابل ارزیابی در فعالیت‌های مذهبی و سیاسی از قبیل مکتوبات، سخنرانی‌ها و اعلام مواضع. براین اساس، شخصی که اعلام می‌کند «من لیبرال دموکراتم» یا «ولایت فقیه را قبول ندارم» جزو رجل مذهبی محسوب نمی‌شود. ضمن اینکه بر همین اساس، کاندیداهایی که سوابق احزار مسئولیت‌های سیاسی عالی‌رتبه ندارند، نمی‌توانند تأیید صلاحیت شوند. 2- سوابق کافی و قابل ارزیابی در تصدی برخی مسئولیت‌ها و مدیریت‌های کلان. 3- سلامت و توانایی لازم جهت ایفای مسئولیت‌های ریاست‌جمهوری. 4- سن متناسب با مسئولیت‌های ریاست جمهوری. 5- صلاحیت علمی لازم جهت ایفای وظایف ریاست جمهوری. 6- ارائه برنامه‌ها و خط‌مشی‌های اجرایی در چارچوب صلاحیت و اختیارات قوه مجریه مبتنی بر اسناد بالادستی از جمله قانون اساسی و سیاست‌های کلی نظام. بنابراین، ممکن است دلیل ردصلاحیت برخی کاندیداها به نداشتن یا ضعف برنامه‌های آنها مربوط باشد. 7- معرفی مشاوران جهت تشریح برنامه‌ها و توان مدیریتی و برنامه‌‌ها. 8- عدم محرومیت از حقوق اجتماعی و فقدان سابقه محکومیت کیفری موثر. بنابراین، محکومان امنیتی مانند فتنه 88 نمی‌توانند تأییدصلاحیت شوند. 9- عدم محکومیت قطعی کیفری به جرائم اقتصادی از جمله کلاهبرداری، رشاء و ارتشاء، اختلاس، تبانی در معاملات دولتی، پولشویی، اخلال در نظام اقتصادی کشور. بنابراین، کسانی که پرونده‌ای در حوزه‌ی مفاسد اقتصادی دارند، نمی‌توانند تأییدصلاحیت شوند. 10- وابسته نبودن به گروه‌های غیرقانونی و عدم محکومیت به اقدام علیه جمهوری اسلامی ایران و فقدان سوابق سوء امنیتی از جمله در فتنه سال ۱۳۸۸. 11- عدم وابستگی به رژیم گذشته و موثر نبودن در تحکیم آن. https://eitaa.com/iranproblems
شش نکته درباره آقای پزشکیان: ۱. نه مانند دگراندیشان است و حامی فتنه ۲. نه مانند امثال روحانی و لاریجانی غیر‌مردمی است(حتی برخی رفتارهایش مانند جلیلی و احمدی نژاد سال ۸۴ بدون تکلف و ساده است). از این نظر، در برابر یکی از برگ های برنده نامزدهای اصولگرایان قادر به موازنه سازی است. ۳. اصلاح طلبی دوستدار نظام و در چارچوب است. اگر چه زبان انتقادی صریحی دارد و در دست گذاشتن بر برخی مسائل آنچنان بیان رسایی دارد که برای او جذابیت ایجاد می کند. ۴. ورود او به صحنه، باعث مشارکت جریان اصلاحات در انتخابات می شود. از این نظر، حضورش فرصت ساز است. ۵. اصلاح طلبان متشکل از سه ضلع هستند: چپ های سنتی و چپ های مدرن که همپیوند با دگراندیشان و مطرودانی مانند نهضت آزادی هستند. اصلاح طلبان برای پیروزی در هر انتخاباتی، نیازمند جلب همکاری ضلع سوم هستند که به نظر می رسد آقای پزشکیان نتواند همکاری کامل این ضلع را جلب کند. ۶. با این حال جریان مقابل تنها با اجماع روی یک نامزد و شاید هم یک نامزد اصلی و یک یا دو نامزد پوششی می تواند بابت غلبه بر آقای پزشکیان آسوده خاطر باشد. https://eitaa.com/iranproblems
❌ لزوم پرهیز از منطق صفر و صدی 🔹 اگرچه به تعبیر امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) انتخابات در حکم «لیلةالقدر نظام»، یعنی عرصه تعیین سرنوشت است، اما چنانچه در درک و تحلیل این پدیده، گرفتار خطای محاسباتی شویم، به نتایج نامطلوبی می‌رسیم. 🔸در واقع، اکنون که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری قرار داریم، موارد و ابهاماتی چون: - «آیا با مشارکت در انتخابات، همه مشکلات کشور حل می‌شود؟» - «اگر به فلانی رأی بدهیم همه مشکلات راحل می‌کند؟» - «چرا در سال‌های اخیر با وجود تغییر ریل اداره کشور از سوی دولت، مشکلات با سرعت حل نشد؟» - «چرا باید به فلان نامزد با وجود فلان ایراد یا انتقاد رأی بدهیم؟» و... درباره ماهیت انتخابات و بازیگران آن مطرح می‌شود که اساساً از مشکل جابجایی یا تداخل در سطح تحلیل رنج می‌برد. 🔹این در حالی است که هر پدیده‌ای از جمله انتخابات و نامزدهای انتخاباتی را باید در ظرف خود دید. بر این اساس، اگرچه انتخابات عرصه تعیین سرنوشت است و رأی‌دهندگان باید به گزینه اصلح رأی بدهند، اما نباید انتظار داشت که فرد منتخب بتواند مشکلات را به صورت آنی حل کند. 🔸واقعیت آن است که نمی‌توان مشکلاتی را که در طول سال‌های متمادی شکل گرفته و عوامل متعددی در تداوم آن ها دخیل است، یک شبه حل کرد؛ حل مشکلات نیازمند کار کارشناسی دقیق و مستمر است. 🔹با وجود این، پس چرا باید در انتخابات مشارکت کرد؟ پاسخ آن است که اگرچه هر فردی رئیس‌جمهور شود نمی‌تواند در کوتاه‌مدت مشکلات را حل کند، اما مهم آن است که نتیجه رأی مردم، روی کار آمدن کسی باشد که هم مشکلات را خوب بشناسد و هم برای حل آن‌ها راه‌حل‌های مقتضی و دقیق اتخاذ کند و فراتر از این‌ها، با پیگیری و حضور میدانی بتواند روندهای اصلاحی برای حل طیفی از مشکلات و مسائل یافته و به نتیجه برساند. 🔸در همین زمینه، نمی‌توان انتظار داشت همه نامزدها به صورت ۱۰۰درصدی و کامل دارای شرایط اصلحیت باشند؛ زیرا این موضوع نه تنها در عمل امکان‌پذیر نیست، فلسفه انتخاب مردم را هم زیرسؤال می‌برد. انتخابات و رأی مردم وقتی معنا دارد که مردم با تشخیص خود، فرد اصلح را از میان صالحان انتخاب کنند. 🔹ضمن اینکه باید توجه داشت انتخابات، عرصه یک رقابت در دنیای واقعی و انتخاب میان امکان‌های موجود است و هر فرد منتخبی، در کنار نقاط قوت و مثبتی که دارد، طبیعی است که نقاط ضعفی هم دارد و انتقاداتی بر او هم وارد است. در این شرایط، برای انتخاب اصلح باید میانگین امتیازات نامزدها را در نظر گرفت. بنابراین، با منطق صفر و صدی نمی‌توان به عرصه انتخابات نگریست. -مصطفی-قربانی https://eitaa.com/iranproblems
هدایت شده از دکتر مصطفی قربانی
کنشگری انتخاباتی اصلاح‌طلبان مصطفی قربانی جریان اصلاحات که در انتخابات اسفند ماه سال گذشته، انتخابات را تحریم کرده بود، در این دور از انتخابات، با اعلام حمایت رسمی از آقای پزشکیان، نسبت به مشارکت در انتخابات، اعلام آمادگی و حضور کرده است. بر این اساس، بعد از اعلام نتیجه بررسی صلاحیت‌های ثبت‌نام‌کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان که مصادف شد با شروع فعالیت‌های تبلیغاتی نامزدها، این جریان و نامزد متبوعش در کنش‌های انتخاباتی خود بر موارد زیر تأکید داشته‌اند. با این تفاوت که در شیوه کنشگری پزشکیان به عنوان نامزد این جریان با برخی اصلاح‌طلبان، تفاوت‌هایی وجود دارد. به هر حال، مهم‌ترین محور‌ها در کنشگری انتخاباتی این جریان عبارت‌اند از: ۱. تلاش برای نمایندگی تغییر: جریان اصلاحات از بدو ظهور در سپهر سیاسی ایران در دهه ۱۳۷۰ همواره تلاش کرده است خود را نماینده تغییر وضع موجود در ابعاد داخلی و خارجی جلوه دهد. با این حال، تغییرخواهی یا تغییرگرایی اصلاح‌طلبان به طور عمده بر دو محور روابط خارجی و آزادی‌های سیاسی اجتماعی، به‌ویژه در دو انتخابات ریاست جمهوری در سال‌های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ متمرکز بوده است. به این ترتیب که در این حوزه‌ها به تقابل با سیاست‌های رسمی پرداخته و به نوعی با آن‌ها دوگانه‌سازی کرده‌اند و از این نظر، پیام تغییر به جامعه ارسال کرده‌اند. در این انتخابات نیز بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلبان خواهان تداوم تغییرخواهی از مسیر‌های پیشین هستند و از این نظر، آقای پزشکیان را تحت فشار قرار داده‌اند، اما به نظر می‌رسد که ایشان تاکنون تسلیم فشار‌های اینچنینی نشده است.  ۲. تلاش برای نمایندگی اقلیت‌ها: این موضوع که در مواضع خود آقای پزشکیان برجسته شده است، در تلاش ایشان برای نمایندگی اقلیت‌های مذهبی، قومیت‌ها و برادران اهل سنت متمرکز است. نقد برخی تبعیض‌ها نسبت به اهل سنت، قومیت‌ها و اقلیت‌های مذهبی و وعده ایشان بر بهره‌گیری از افراد شایسته آن‌ها در اداره دولت احتمالی خود در این زمینه ارزیابی می‌شود. درواقع، ایشان با این قبیل مواضع درصدد است آرای این بخش از جامعه را به نفع خود بسیج کند.  ۳. تلاش برای نمایندگی زنان: با توجه به برجسته شدن مطالبات مربوط به زنان در سطح رسانه‌ای و از سویی، تأکید یا موج‌سواری همیشگی جریان اصلاحات بر موضوع‌های مربوط به زنان، آقای پزشکیان نیز تلاش می‌کند از موضع مدافع حقوق زنان ظاهر شود. تأکید ایشان بر نادیده گرفتن حقوق زنان و تأمین عادلانه آن است: «حق زنان را خورده‌ایم، ما اگر حق افراد را بدهیم چه مشکلی می‌توانیم با آن‌ها داشته باشیم؟» ۴. برجسته‌سازی راهبرد یا شعار مذاکره: همان‌طور که از سخنان آقای پزشکیان و تیم کارشناسی وی در میز اقتصادی مشخص بود، به نظر می‌رسد که جریان اصلاحات و شخص آقای پزشکیان، همچنان در تداوم گذشته، بر راهبرد تعامل با دنیا و شعار مذاکره تأکید دارند.  ۵. تأکید بر عدالت: اگرچه جریان اصلاحات تاکنون با شعار «آزادی و توسعه سیاسی» در سپهر سیاست ایران مورد شناسایی قرار گرفته است، اما هم‌اکنون آقای پزشکیان با درک عدالت به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی، تلاش دارد با تأکید بر لزوم عدالت‌ورزی، این عنصر مهم را در منظومه گفتمانی خود مفصل‌بندی کند. شاید بتوان گفت که آقای پزشکیان در این زمینه، جزو شخصیت‌های استثنایی اصلاح‌طلب است که بر موضوع عدالت هم تأکید دارد. از این نظر، شاید پزشکیان قادر به تغییر گفتمانی اصلاح‌طلبان نباشد، اما توجه وی به عدالت، تغییری است که محل توجه است.  آنچه در بالا گفته شد، براساس انتزاع از مواضع، شرایط و فضایی است که اصلاح‌طلبان تاکنون پیرامون انتخابات شکل داده‌اند. به طور طبیعی، درک دقیق‌تر و جامع‌تر کنشگری انتخاباتی اصلاح‌طلبان مستلزم گذر زمان و به‌ویژه در جریان و بعد از برگزاری مناظرات انتخاباتی است. منبع: روزنامه جوان
🥇برنده ماراتن چهاردهم کیست؟ 1⃣تنها راه پیش روی اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات، کنار رفتن جلیلی است. اگر جلیلی کنار نرود، حتی امکان پیروزی پزشکیان در دور اول متصور است. با کنار رفتن جلیلی هم نمی توان با قاطعیت پیروزی قالیباف را پیش بینی کرد. هر چند پزشکیان نیز قادر به ایجاد موج نشده است. بنابراین، در رقابت قالیباف و پزشکیان، اگرچه امکان پیروزی قالیباف بیشتر است، اما احتمال کشیده شدن انتخابات به دور دوم هم متصور است. 2⃣قابل ذکر است که اصلاحات تاکنون در بسیج ظرفیت نخبگان خود موفق بوده، اما بدنه اجتماعی را هنوز نتوانسته به طور کافی تحریک کند. اگرچه تحریک بدنه از سوی اصلاح طلبان در روزهای پایانی دشوار است، اما قابلیت این کار را حتی در روز انتخابات هم دارند. https://eitaa.com/iranproblems
گره‌گشایی از مشکلات کشور در سایه اعتقاد به مبانی انقلاب رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار مردمی به مناسبت عید سعید غدیر، «اعتقاد به مبانی انقلاب» را نخستین و مهم‌ترین شاخص انتخاب اصلح دانستند و سپس با تأکید بر شاخصه «کارآمدی»، خطاب به نامزد‌های محترم انتخابات به سه نکته مهم اشاره کردند: ۱. کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذره‌ای با انقلاب زاویه دارند. ۲. آن کسی که دلبسته امریکا باشد و تصور کند که بدون لطف امریکا نمی‌شود قدم از قدم برداشت در کشور، برای شما همکار خوبی نخواهد بود. او از ظرفیت‌های کشور استفاده نخواهد کرد و خوب مدیریت نخواهد کرد. ۳. آن کسی که راهبرد دین و شریعت را مورد بی‌اعتنایی قرار دهد، او با شما همکار خوبی نخواهد بود. آنچه معظم‌له در این سه نکته اشاره کرده‌اند، تجلی اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی و لازمه تضمین کارآمدی رئیس‌جمهور منتخب است. در واقع، اگر قرار است که انتخابات و نتیجه آن، «حلال مشکلات» کشور باشد، لازمه این مهم، اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی است، زیرا چنانچه فرد منتخب اعتقاد راسخ به مبانی انقلاب نداشته باشد، قطار حرکت کشور را روی ریل انقلاب حرکت نمی‌دهد. البته همه نامزد‌ها معتقد به مبانی انقلاب هستند، اما هم این اعتقاد در میان نامزد‌ها به یک میزان نیست و هم در این زمینه، تضمینی بابت اطرافیان نامزد‌ها وجود ندارد. نکته مهم در این میان آن است که اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی، لازمه دوری گزیدن از کج‌راهه‌هایی، چون اعتماد به امریکا و قرار دادن آن در مقام راه‌حل مشکلات کشور است، زیرا اساس مبانی انقلاب اسلامی مبتنی بر اعتماد به درون، «ما می‌توانیم»، عدم‌هضم در نظام ظالمانه استکباری و جهاد کبیر در برابر استکبار است. درواقع، اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی سبب می‌شود منتخبان ملت، راه‌حل مسائل کشور را در درون کشور و در گرو شکوفاسازی ظرفیت‌های سرشار داخلی تعریف کنند و آن را به اخم و لبخند امریکا و قدرت‌های استکباری گره نزنند. اتفاقاً با اتکا به تجربه‌های گذشته، با اطمینان می‌توان گفت که این امر، لازمه موفقیت دولت و به مثابه تضمینی برای کارآمدی آن خواهد بود. توجه به این مهم، در برهه کنونی اهمیت مضاعف دارد، زیرا با توجه به تحریم‌های ظالمانه ضدایرانی و مواجهه جبهه استکبار با انقلاب اسلامی در قالب «جنگ ترکیبی»، هرگونه جست‌وجوی راه‌حل مشکلات نزد دشمنان، در حکم ارسال پیام ضعفی از داخل به دشمنان و امیدواری آن‌ها برای به نتیجه رسیدن جنگ ترکیبی‌شان علیه دولت و ملت ایران خواهد بود. تجربه‌های گذشته در این زمینه باز روشنگر است، بدین ترتیب که سیاست «نگاه به خارج» و گره زدن حل مشکلات به رفع تحریم‌های خارجی در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، نه تنها آسیب‌های موجود در کشور را رفع نکرد، بلکه بر شدت و دامنه آسیب‌پذیری‌های کشور افزود. بنابراین، راه‌حل مشکلات کشور در گره زدن آن‌ها به لبخند دیگران و منتظر گشایش‌های خارجی ماندن نیست، بلکه در درون‌زایی و همت گماردن به شکوفایی ظرفیت‌های داخل کشور است، اقتضای اعتقاد به مبانی انقلاب نیز همین است. فایده یا مزیت این شیوه آن است که ضمن کمک به حل مشکلات و حفظ سیرت و صورت انقلاب اسلامی، ارمغان‌آور استقلال و عزت ملی نیز است، همان کاری که در دولت سیزدهم با راهبری رئیس‌جمهور شهید انجام شد. در پیش گرفتن این شیوه سبب بازتولید دال‌های گفتمانی انقلاب اسلامی می‌شود. حال آنکه در الگوی رقیب، هم مشکلات کشور حل نمی‌شود، هم درجه استقلال و عزت کشور تضعیف می‌شود و هم معادله به ضرر دال‌های گفتمان انقلاب اسلامی تعریف می‌شود، زیرا ضمن ایجاد منازعه در داخل کشور، با حل نشدن مشکلات، هژمونی گفتمان انقلاب اسلامی در جامعه در معرض چالش قرار می‌گیرد. https://eitaa.com/iranproblems
❌جلیلی یا قالیباف؟ آقایان جلیلی و قالیباف هر دو برادران مؤمن و انقلابی ما هستند و هر دو را هم قبول داریم، اما در میان این دو باید انتخاب کرد. ✅ملاک انتخاب چه باید باشد؟ آقا فرمودند که اصلح کسی است که معتقد به مبانی انقلاب و کارآمد باشد. در کارآمدی هم هیچ کدام از نامزدها به پای آقای قالیباف نمی رسند. 👇ضمن اینکه توجه به دو نکته ضروری است: 1⃣اگر هم آقای جلیلی با آقای پزشکیان به دور دوم برود، به احتمال زیاد آقای جلیلی بازنده خواهد بود. 2⃣ برخی اطرافیان آقای جلیلی هم اگرچه برادران انقلابی ما هستند، اما عقلانیت حکمرانی ندارند و قادر به ایجاد همگرایی و نمایندگی عامه جامعه نیستند. 3⃣اگر هم آقایان جلیلی و قالیباف در ساعت های باقیمانده تا انتخابات اجماع کنند، از فرد مورد اجماع باید حمایت کنیم. 🔚فراموش نکنیم که برنامه ریزی درست برای تحقق نتیجه مطلوب هم بخشی از تکلیف است. https://eitaa.com/iranproblems
یکی از دوستان فاضل تحلیل قشنگی درباره دوگانه جلیلی-قالیباف نوشته که حیفم آمد منتشر نکنم.
چند نکته در مورد دوگانه قالیباف -جلیلی قبل از ذکر نکات باید بگم که بنظرم نگاه صفر و صدی به افراد درست نیست. مواردی همچون سیسمونی و.. حتما نمره قالیباف رو کم خواهد کرد اما وقتی میخواهیم در ارتباط با عملکرد و شخصیت افراد قضاوت کنیم نباید برش هایی از زندگی آنها را برجسته کرده و بر اساس آن نظر بدهیم. بلکه باید عملکرد آنها طول زندگی و بصورت کلی قضاوت کنیم. چرا که زندگی طول دارد و یک کلیت بهم پیوسته است نه سکانس های مجزا. زندگی اکثر ماهم احتمالا نقاط تاریک و روشنی دارد. لذا در مورد قالیباف هم باید معدل گرفت. اما دلایل 1. نیاز کشور به همدلی. کشور به دلایل گوناگون ازجمله بحران های اقتصادی، اجتماعی و...نیاز به همدلی دارد. دوگانه جلیلی و پزشکیان فضا را دو قطبی خواهند کرد و طبعا تاثیر منفی بر همدلی عمومی خواهد داشت 2.نخبگان صرفا در یک جناح نیستند. قالیباف نشان داده که از نخبگان در همه طیف ها استفاده می کند و خالص سازی نمی کند. در مورد دیگران این اطمینان وجود ندارد 3.ما درگیر یک جنگ منطقه ای پیچیده هستیم . آمدن پزشکیان به معنی احیای دوباره اختلاف میدان و دیپلماسی است. که به ضرر کشور، منطقه و فلسطین است. 4. مسأله جانشینی . ما میدانیم که مسأله جانشینی جدی است. در دولت پزشکیان برخی جنگ پنهان با رهبری را شروع خواهند کرد و انرژی و توان بسیاری صرف این جنگ خواهد شد. بماند که نحوه شهادت آقای رئیسی هنوز در هاله از ابهام است. 5. بنظر در دهه پنجم انقلاب شاهد تکثر هویتی در کشور هستیم . دوگانه پزشکیان -جلیلی گسل های اجتماعی و فرهنگی را فعال خواهد کرد . قالیباف با توجه به رویکرد تکنوکراتیکی که دارد توان مدارای بیشتری باهردو طیف دارد و بهتر میتواند از یک جامعه متکثر نمایندگی کند. 6. قالیباف کارنامه قابل ارزیابی دارد.چه منفی چه مثبت. این مساله در مورد آقای جلیلی صدق نمیکند. لااقل ریسک دارد. 7. حمایت برخی افراد در رده های بالای حاکمیتی از آقای قالیباف بنظرم معنا دار است. در انتها باید بگم شخصیت خودساخته و متقی آقای جلیلی برای من انصافا بسیار جذاب و دوست داشتنی است. بویژه اینکه در مناظره ها و تبلیغات هیچگاه حاضر نشد برای رسیدن به قدرت کسی را تخریب کند . این نکته البته در مورد آقای قالیباف صدق نمیکرد و ایشان بصورت غیرمستقیم چند بار تخریب کردند . نکات گفته شده هم صرفا یک تحلیل هست که با توجه به اقتضائات عرصه سیاست به عنوان عرصه مدیریت جمعی زندگی انسان ها نگاشته شده که لوازم خاص خود را داراست. و احتمال خطا و اشتباه تحلیل هم زیاد است و اصراری بر درستی آن نداریم من بشخصه فکر میکنم سیاست یک کار تیمی است و یک شخص به تنهایی نمی تواند کن فیکون کند. کاش میشد همه ظرفیت جریان انقلاب در ساختاری درست تجمیع می شد و پیوندی بین جلیلی ها و قالیباف ها و.. ایجاد می شد تا ظرفیت هیچ فرد و جریانی طیفی بی بهر نمانیم. https://eitaa.com/iranproblems
هدایت شده از فدایی زهرا(س)
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه مناظره دیشب رو نتونستی نگاه کنی اشکال نداره همین ۳۰ثانیه رو حتما نگاه کن‼️‼️
دولت چهاردهم و تعادل‌بخشی  دولت اگرچه باید نماینده تعادل و توازن در جامعه باشد، اما در برخی جوامع و نظام‌های سیاسی، دولت‌ها بیش از آنکه نماینده تعادل و توازن طبقاتی یا به عبارتی، جایگاه و محل مصالحه منافع متضاد گروه‌ها و طبقات مختلف اجتماعی و سیاسی باشند، در عمل خود به یک سر منازعه تبدیل می‌شوند و ماهیت ابزارگونگی پیدا می‌کنند، یعنی به جای آنکه نیروی تعادلگر و توزان‌بخش در جامعه باشند، در عمل خود درگیر منازعات طبقاتی، سیاسی و... می‌شوند.  این امر سبب می‌شود آن دولت نتواند کارویژه‌های خود را با قوت انجام دهد. به عبارت دقیق‌تر، نقیصه اساسی پیش‌روی دولت‌های مختلف که کارآمدی آن‌ها را به چالش می‌کشد، همین قضیه است. درواقع، بی‌توجهی دولت‌ها به جایگاه خود در ماتریس جامعه، اقتصاد، فرهنگ و سیاست سبب می‌شود که دولت از کارویژه تعادل‌بخشی خود فاصله بگیرد و اساساً خود یا به کانونی برای منازعه تبدیل شود یا اینکه به یک سر منازعه وصل شود. در ایران نیز این نقیصه کم و بیش در برهه‌هایی خود را نشان داده است؛ بدین ترتیب که برخی دولت‌ها، به‌ویژه در برهه بعد از جنگ بیشتر ماهیت جریانی – جناحی داشته و تلاش کرده‌اند به جای نمایندگی کل جامعه، گروه‌ها و طبقات اجتماعی مختلف، بخشی از آن‌ها را نمایندگی کنند. همین امر نه تنها سبب تشدید منازعه سیاسی میان نخبگان و جریان‌های سیاسی شده و در عین حال، دولت را به کانونی برای منازعه تبدیل کرده، بلکه ظرفیت تعارض در جامعه را نیز تا حدودی تقویت کرده است. متأثر از این وضعیت، دولت‌ها نتوانسته‌اند یا نخواسته‌اند از کل ظرفیت‌های موجود در جامعه، به‌خوبی استفاده کنند. همین نقیصه یکی از مهم‌ترین دلایل ضعف دولت و عدم‌شکل‌گیری دولت قوی در ایران است.  دولت چهاردهم در حالی سکان اداره جامعه را برعهده می‌گیرد که اولاً کشور با چالش‌هایی به‌ویژه در حوزه اقتصادی- معیشتی مواجه است و ثانیاً این دولت باید ادامه‌دهنده راه شهید رئیسی باشد و ثالثاً در حوزه روابط خارجی هم احتمالاً شاهد تداوم فشار‌های حداکثری و جامع دشمنان باشیم. براین اساس، دولت در گام نخست باید قوی باشد تا بتواند با موفقیت، این شرایط دشوار را مدیریت و از آن عبور کند. ضمن اینکه نباید فراموش کرد که شعار آقای پزشکیان در جریان انتخابات هم «انسجام داخلی» بود که نشان‌گر آن است که ایشان درک درستی از مسئله و راه‌حل دارند. حال، سؤالی که در این میان مطرح می‌شود این است که دولت چهاردهم در چه صورتی می‌تواند قوی باشد یا برای قوی شدن چه باید بکند. دولت چهاردهم باید بتواند محیط عملیات سیاسی و اجرایی خود را تا حدود زیادی همگن‌سازی کند. درواقع، پیش‌شرط اینکه دولت آینده دولتی قوی باشد، این است که این دولت، راه غلط برخی دولت‌های سابق را تکرار نکند؛ بدین صورت که نه از موضع جریانی و سیاسی، بلکه از موضع جایگاه تعریف‌شده دولت به عنوان نیروی تعادل‌گر و توازن‌بخش در جامعه ظاهر شود. در این صورت، این دولت باید مبتنی بر این نگاه که کارگزار اداره کشور است و باید از ظرفیت همه نیرو‌های موجود در کشور استفاده کند، بایستی از دوگانه‌های جریانی خود را خارج کند و در ورای بازی این دو جریان، ضمن استفاده از همه ظرفیت‌های کشور، بتواند به بسیج حداکثری ظرفیت‌ها برای حل چالش‌ها همت گمارد. این امر سبب می‌شود تا دولت آینده از دام خودساخته دولت‌های سابق بگریزد و بتواند خود را در مقامی ورای منازعات سیاسی و جریانی تعریف کند. این امر نه تنها مانع از تبدیل شدن دولت به کانون منازعه یا تعریف شدن به عنوان یک طرف منازعه میان نخبگان و جریان‌های سیاسی می‌شود، بلکه با ایجاد نوعی اطمینان نزد نیرو‌های اجتماعی و نخبگان سیاسی مبنی بر عدم‌طرد کامل آنها، آرامش و ثباتی را در فضای سیاسی کشور حاکم می‌کند که اتفاقاً می‌تواند اثرات مفیدی هم بر وضعیت اقتصادی و نوسانات بازار داشته باشد. ضمن اینکه در خلق سرمایه اجتماعی برای دولت بسیار می‌تواند راه‌گشا باشد.  به بیان دیگر، دولت اگر می‌خواهد قوی باشد، بایستی بتواند چتر حاکمیت خود را بر فراز تنوعات سیاسی و اجتماعی و به منظور ایجاد توازن میان این تنوعات و در نهایت، مدیریت آن‌ها بگسترد. بنابراین، رسالت نخستین دولت چهاردهم آن است که از موضع توازن‌بخشی سیاسی – اجتماعی و به عنوان دستگاه حاکم که قرار است از همه ظرفیت‌ها و استعداد‌های کشور استفاده کند، ظاهر شود. اتفاقاً در این زمینه به نظر می‌رسد که نشانه‌های امیدوارکننده‌ای در رویکرد دولت آینده وجود دارد که از زمره آن‌ها می‌توان به تأکید رئیس‌جمهور منتخب مبنی بر غیرحزبی بودن ایشان اشاره کرد.  بنابراین، دولت چهاردهم باید به جامعه، نیرو‌های اجتماعی و به‌ویژه جریان‌های سیاسی این پیام مهم را صادر کند که وی در موقعیت رقیب آن‌ها نیست که بخواهد آن‌ها را در محاق قرار دهد، بلکه در موقعیت اداره کشور قرار دارد و تنها با همکاری همه آنهاست که می‌تواند با موفقی
ت کشور را اداره کند. البته که این مهم، ضرورتی عقلانی است و موجب می‌شود تا انرژی و ظرفیت‌های دولت، به جای مصروف شدن در منازعات سیاسی که خود آفتی برای کارآمدی دولت هستند، معطوف به حل و رفع چالش‌های کشور و زندگی مردم شود. منبع: روزنامه جوان