🥇برنده ماراتن چهاردهم کیست؟
1⃣تنها راه پیش روی اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات، کنار رفتن جلیلی است. اگر جلیلی کنار نرود، حتی امکان پیروزی پزشکیان در دور اول متصور است. با کنار رفتن جلیلی هم نمی توان با قاطعیت پیروزی قالیباف را پیش بینی کرد. هر چند پزشکیان نیز قادر به ایجاد موج نشده است. بنابراین، در رقابت قالیباف و پزشکیان، اگرچه امکان پیروزی قالیباف بیشتر است، اما احتمال کشیده شدن انتخابات به دور دوم هم متصور است.
2⃣قابل ذکر است که اصلاحات تاکنون در بسیج ظرفیت نخبگان خود موفق بوده، اما بدنه اجتماعی را هنوز نتوانسته به طور کافی تحریک کند. اگرچه تحریک بدنه از سوی اصلاح طلبان در روزهای پایانی دشوار است، اما قابلیت این کار را حتی در روز انتخابات هم دارند.
#دکتر_مصطفی_قربانی
https://eitaa.com/iranproblems
گرهگشایی از مشکلات کشور در سایه اعتقاد به مبانی انقلاب
رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار مردمی به مناسبت عید سعید غدیر، «اعتقاد به مبانی انقلاب» را نخستین و مهمترین شاخص انتخاب اصلح دانستند و سپس با تأکید بر شاخصه «کارآمدی»، خطاب به نامزدهای محترم انتخابات به سه نکته مهم اشاره کردند:
۱. کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذرهای با انقلاب زاویه دارند.
۲. آن کسی که دلبسته امریکا باشد و تصور کند که بدون لطف امریکا نمیشود قدم از قدم برداشت در کشور، برای شما همکار خوبی نخواهد بود. او از ظرفیتهای کشور استفاده نخواهد کرد و خوب مدیریت نخواهد کرد.
۳. آن کسی که راهبرد دین و شریعت را مورد بیاعتنایی قرار دهد، او با شما همکار خوبی نخواهد بود.
آنچه معظمله در این سه نکته اشاره کردهاند، تجلی اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی و لازمه تضمین کارآمدی رئیسجمهور منتخب است. در واقع، اگر قرار است که انتخابات و نتیجه آن، «حلال مشکلات» کشور باشد، لازمه این مهم، اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی است، زیرا چنانچه فرد منتخب اعتقاد راسخ به مبانی انقلاب نداشته باشد، قطار حرکت کشور را روی ریل انقلاب حرکت نمیدهد. البته همه نامزدها معتقد به مبانی انقلاب هستند، اما هم این اعتقاد در میان نامزدها به یک میزان نیست و هم در این زمینه، تضمینی بابت اطرافیان نامزدها وجود ندارد.
نکته مهم در این میان آن است که اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی، لازمه دوری گزیدن از کجراهههایی، چون اعتماد به امریکا و قرار دادن آن در مقام راهحل مشکلات کشور است، زیرا اساس مبانی انقلاب اسلامی مبتنی بر اعتماد به درون، «ما میتوانیم»، عدمهضم در نظام ظالمانه استکباری و جهاد کبیر در برابر استکبار است. درواقع، اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی سبب میشود منتخبان ملت، راهحل مسائل کشور را در درون کشور و در گرو شکوفاسازی ظرفیتهای سرشار داخلی تعریف کنند و آن را به اخم و لبخند امریکا و قدرتهای استکباری گره نزنند. اتفاقاً با اتکا به تجربههای گذشته، با اطمینان میتوان گفت که این امر، لازمه موفقیت دولت و به مثابه تضمینی برای کارآمدی آن خواهد بود.
توجه به این مهم، در برهه کنونی اهمیت مضاعف دارد، زیرا با توجه به تحریمهای ظالمانه ضدایرانی و مواجهه جبهه استکبار با انقلاب اسلامی در قالب «جنگ ترکیبی»، هرگونه جستوجوی راهحل مشکلات نزد دشمنان، در حکم ارسال پیام ضعفی از داخل به دشمنان و امیدواری آنها برای به نتیجه رسیدن جنگ ترکیبیشان علیه دولت و ملت ایران خواهد بود. تجربههای گذشته در این زمینه باز روشنگر است، بدین ترتیب که سیاست «نگاه به خارج» و گره زدن حل مشکلات به رفع تحریمهای خارجی در دولتهای یازدهم و دوازدهم، نه تنها آسیبهای موجود در کشور را رفع نکرد، بلکه بر شدت و دامنه آسیبپذیریهای کشور افزود. بنابراین، راهحل مشکلات کشور در گره زدن آنها به لبخند دیگران و منتظر گشایشهای خارجی ماندن نیست، بلکه در درونزایی و همت گماردن به شکوفایی ظرفیتهای داخل کشور است، اقتضای اعتقاد به مبانی انقلاب نیز همین است.
فایده یا مزیت این شیوه آن است که ضمن کمک به حل مشکلات و حفظ سیرت و صورت انقلاب اسلامی، ارمغانآور استقلال و عزت ملی نیز است، همان کاری که در دولت سیزدهم با راهبری رئیسجمهور شهید انجام شد. در پیش گرفتن این شیوه سبب بازتولید دالهای گفتمانی انقلاب اسلامی میشود. حال آنکه در الگوی رقیب، هم مشکلات کشور حل نمیشود، هم درجه استقلال و عزت کشور تضعیف میشود و هم معادله به ضرر دالهای گفتمان انقلاب اسلامی تعریف میشود، زیرا ضمن ایجاد منازعه در داخل کشور، با حل نشدن مشکلات، هژمونی گفتمان انقلاب اسلامی در جامعه در معرض چالش قرار میگیرد.
#روزنامه_جوان
#دکتر_مصطفی_قربانی
https://eitaa.com/iranproblems
❌جلیلی یا قالیباف؟
آقایان جلیلی و قالیباف هر دو برادران مؤمن و انقلابی ما هستند و هر دو را هم قبول داریم، اما در میان این دو باید انتخاب کرد.
✅ملاک انتخاب چه باید باشد؟
آقا فرمودند که اصلح کسی است که معتقد به مبانی انقلاب و کارآمد باشد. در کارآمدی هم هیچ کدام از نامزدها به پای آقای قالیباف نمی رسند.
👇ضمن اینکه توجه به دو نکته ضروری است:
1⃣اگر هم آقای جلیلی با آقای پزشکیان به دور دوم برود، به احتمال زیاد آقای جلیلی بازنده خواهد بود.
2⃣ برخی اطرافیان آقای جلیلی هم اگرچه برادران انقلابی ما هستند، اما عقلانیت حکمرانی ندارند و قادر به ایجاد همگرایی و نمایندگی عامه جامعه نیستند.
3⃣اگر هم آقایان جلیلی و قالیباف در ساعت های باقیمانده تا انتخابات اجماع کنند، از فرد مورد اجماع باید حمایت کنیم.
🔚فراموش نکنیم که برنامه ریزی درست برای تحقق نتیجه مطلوب هم بخشی از تکلیف است.
#دکتر_مصطفی_قربانی
https://eitaa.com/iranproblems
یکی از دوستان فاضل تحلیل قشنگی درباره دوگانه جلیلی-قالیباف نوشته که حیفم آمد منتشر نکنم.
چند نکته در مورد دوگانه قالیباف -جلیلی
قبل از ذکر نکات باید بگم که بنظرم نگاه صفر و صدی به افراد درست نیست. مواردی همچون سیسمونی و.. حتما نمره قالیباف رو کم خواهد کرد اما وقتی میخواهیم در ارتباط با عملکرد و شخصیت افراد قضاوت کنیم نباید برش هایی از زندگی آنها را برجسته کرده و بر اساس آن نظر بدهیم. بلکه باید عملکرد آنها طول زندگی و بصورت کلی قضاوت کنیم. چرا که زندگی طول دارد و یک کلیت بهم پیوسته است نه سکانس های مجزا. زندگی اکثر ماهم احتمالا نقاط تاریک و روشنی دارد. لذا در مورد قالیباف هم باید معدل گرفت.
اما دلایل
1. نیاز کشور به همدلی. کشور به دلایل گوناگون ازجمله بحران های اقتصادی، اجتماعی و...نیاز به همدلی دارد. دوگانه جلیلی و پزشکیان فضا را دو قطبی خواهند کرد و طبعا تاثیر منفی بر همدلی عمومی خواهد داشت 2.نخبگان صرفا در یک جناح نیستند. قالیباف نشان داده که از نخبگان در همه طیف ها استفاده می کند و خالص سازی نمی کند. در مورد دیگران این اطمینان وجود ندارد 3.ما درگیر یک جنگ منطقه ای پیچیده هستیم . آمدن پزشکیان به معنی احیای دوباره اختلاف میدان و دیپلماسی است. که به ضرر کشور، منطقه و فلسطین است. 4. مسأله جانشینی . ما میدانیم که مسأله جانشینی جدی است. در دولت پزشکیان برخی جنگ پنهان با رهبری را شروع خواهند کرد و انرژی و توان بسیاری صرف این جنگ خواهد شد. بماند که نحوه شهادت آقای رئیسی هنوز در هاله از ابهام است. 5. بنظر در دهه پنجم انقلاب شاهد تکثر هویتی در کشور هستیم . دوگانه پزشکیان -جلیلی گسل های اجتماعی و فرهنگی را فعال خواهد کرد . قالیباف با توجه به رویکرد تکنوکراتیکی که دارد توان مدارای بیشتری باهردو طیف دارد و بهتر میتواند از یک جامعه متکثر نمایندگی کند. 6. قالیباف کارنامه قابل ارزیابی دارد.چه منفی چه مثبت. این مساله در مورد آقای جلیلی صدق نمیکند. لااقل ریسک دارد. 7. حمایت برخی افراد در رده های بالای حاکمیتی از آقای قالیباف بنظرم معنا دار است.
در انتها باید بگم شخصیت خودساخته و متقی آقای جلیلی برای من انصافا بسیار جذاب و دوست داشتنی است. بویژه اینکه در مناظره ها و تبلیغات هیچگاه حاضر نشد برای رسیدن به قدرت کسی را تخریب کند . این نکته البته در مورد آقای قالیباف صدق نمیکرد و ایشان بصورت غیرمستقیم چند بار تخریب کردند . نکات گفته شده هم صرفا یک تحلیل هست که با توجه به اقتضائات عرصه سیاست به عنوان عرصه مدیریت جمعی زندگی انسان ها نگاشته شده که لوازم خاص خود را داراست. و احتمال خطا و اشتباه تحلیل هم زیاد است و اصراری بر درستی آن نداریم
من بشخصه فکر میکنم سیاست یک کار تیمی است و یک شخص به تنهایی نمی تواند کن فیکون کند. کاش میشد همه ظرفیت جریان انقلاب در ساختاری درست تجمیع می شد و پیوندی بین جلیلی ها و قالیباف ها و.. ایجاد می شد تا ظرفیت هیچ فرد و جریانی طیفی بی بهر نمانیم.
#دکتر_حامد_شاهملکی
https://eitaa.com/iranproblems
هدایت شده از فدایی زهرا(س)
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه مناظره دیشب رو نتونستی نگاه کنی اشکال نداره همین ۳۰ثانیه رو حتما نگاه کن‼️‼️
دولت چهاردهم و تعادلبخشی
دولت اگرچه باید نماینده تعادل و توازن در جامعه باشد، اما در برخی جوامع و نظامهای سیاسی، دولتها بیش از آنکه نماینده تعادل و توازن طبقاتی یا به عبارتی، جایگاه و محل مصالحه منافع متضاد گروهها و طبقات مختلف اجتماعی و سیاسی باشند، در عمل خود به یک سر منازعه تبدیل میشوند و ماهیت ابزارگونگی پیدا میکنند، یعنی به جای آنکه نیروی تعادلگر و توزانبخش در جامعه باشند، در عمل خود درگیر منازعات طبقاتی، سیاسی و... میشوند.
این امر سبب میشود آن دولت نتواند کارویژههای خود را با قوت انجام دهد. به عبارت دقیقتر، نقیصه اساسی پیشروی دولتهای مختلف که کارآمدی آنها را به چالش میکشد، همین قضیه است. درواقع، بیتوجهی دولتها به جایگاه خود در ماتریس جامعه، اقتصاد، فرهنگ و سیاست سبب میشود که دولت از کارویژه تعادلبخشی خود فاصله بگیرد و اساساً خود یا به کانونی برای منازعه تبدیل شود یا اینکه به یک سر منازعه وصل شود. در ایران نیز این نقیصه کم و بیش در برهههایی خود را نشان داده است؛ بدین ترتیب که برخی دولتها، بهویژه در برهه بعد از جنگ بیشتر ماهیت جریانی – جناحی داشته و تلاش کردهاند به جای نمایندگی کل جامعه، گروهها و طبقات اجتماعی مختلف، بخشی از آنها را نمایندگی کنند. همین امر نه تنها سبب تشدید منازعه سیاسی میان نخبگان و جریانهای سیاسی شده و در عین حال، دولت را به کانونی برای منازعه تبدیل کرده، بلکه ظرفیت تعارض در جامعه را نیز تا حدودی تقویت کرده است. متأثر از این وضعیت، دولتها نتوانستهاند یا نخواستهاند از کل ظرفیتهای موجود در جامعه، بهخوبی استفاده کنند. همین نقیصه یکی از مهمترین دلایل ضعف دولت و عدمشکلگیری دولت قوی در ایران است.
دولت چهاردهم در حالی سکان اداره جامعه را برعهده میگیرد که اولاً کشور با چالشهایی بهویژه در حوزه اقتصادی- معیشتی مواجه است و ثانیاً این دولت باید ادامهدهنده راه شهید رئیسی باشد و ثالثاً در حوزه روابط خارجی هم احتمالاً شاهد تداوم فشارهای حداکثری و جامع دشمنان باشیم. براین اساس، دولت در گام نخست باید قوی باشد تا بتواند با موفقیت، این شرایط دشوار را مدیریت و از آن عبور کند. ضمن اینکه نباید فراموش کرد که شعار آقای پزشکیان در جریان انتخابات هم «انسجام داخلی» بود که نشانگر آن است که ایشان درک درستی از مسئله و راهحل دارند. حال، سؤالی که در این میان مطرح میشود این است که دولت چهاردهم در چه صورتی میتواند قوی باشد یا برای قوی شدن چه باید بکند. دولت چهاردهم باید بتواند محیط عملیات سیاسی و اجرایی خود را تا حدود زیادی همگنسازی کند. درواقع، پیششرط اینکه دولت آینده دولتی قوی باشد، این است که این دولت، راه غلط برخی دولتهای سابق را تکرار نکند؛ بدین صورت که نه از موضع جریانی و سیاسی، بلکه از موضع جایگاه تعریفشده دولت به عنوان نیروی تعادلگر و توازنبخش در جامعه ظاهر شود. در این صورت، این دولت باید مبتنی بر این نگاه که کارگزار اداره کشور است و باید از ظرفیت همه نیروهای موجود در کشور استفاده کند، بایستی از دوگانههای جریانی خود را خارج کند و در ورای بازی این دو جریان، ضمن استفاده از همه ظرفیتهای کشور، بتواند به بسیج حداکثری ظرفیتها برای حل چالشها همت گمارد. این امر سبب میشود تا دولت آینده از دام خودساخته دولتهای سابق بگریزد و بتواند خود را در مقامی ورای منازعات سیاسی و جریانی تعریف کند. این امر نه تنها مانع از تبدیل شدن دولت به کانون منازعه یا تعریف شدن به عنوان یک طرف منازعه میان نخبگان و جریانهای سیاسی میشود، بلکه با ایجاد نوعی اطمینان نزد نیروهای اجتماعی و نخبگان سیاسی مبنی بر عدمطرد کامل آنها، آرامش و ثباتی را در فضای سیاسی کشور حاکم میکند که اتفاقاً میتواند اثرات مفیدی هم بر وضعیت اقتصادی و نوسانات بازار داشته باشد. ضمن اینکه در خلق سرمایه اجتماعی برای دولت بسیار میتواند راهگشا باشد.
به بیان دیگر، دولت اگر میخواهد قوی باشد، بایستی بتواند چتر حاکمیت خود را بر فراز تنوعات سیاسی و اجتماعی و به منظور ایجاد توازن میان این تنوعات و در نهایت، مدیریت آنها بگسترد. بنابراین، رسالت نخستین دولت چهاردهم آن است که از موضع توازنبخشی سیاسی – اجتماعی و به عنوان دستگاه حاکم که قرار است از همه ظرفیتها و استعدادهای کشور استفاده کند، ظاهر شود. اتفاقاً در این زمینه به نظر میرسد که نشانههای امیدوارکنندهای در رویکرد دولت آینده وجود دارد که از زمره آنها میتوان به تأکید رئیسجمهور منتخب مبنی بر غیرحزبی بودن ایشان اشاره کرد.
بنابراین، دولت چهاردهم باید به جامعه، نیروهای اجتماعی و بهویژه جریانهای سیاسی این پیام مهم را صادر کند که وی در موقعیت رقیب آنها نیست که بخواهد آنها را در محاق قرار دهد، بلکه در موقعیت اداره کشور قرار دارد و تنها با همکاری همه آنهاست که میتواند با موفقی
ت کشور را اداره کند. البته که این مهم، ضرورتی عقلانی است و موجب میشود تا انرژی و ظرفیتهای دولت، به جای مصروف شدن در منازعات سیاسی که خود آفتی برای کارآمدی دولت هستند، معطوف به حل و رفع چالشهای کشور و زندگی مردم شود.
منبع: روزنامه جوان
راهبرد مواجهه با دولت چهاردهم
مصطفی قربانی
راهبرد مواجهه نیروهای انقلاب - با دولت پزشکیان- باید مبتنی بر مطالبهگری، حمایت و انتقاد هوشمندانه باشد. از دولت جدید باید حمایت کرد، زیرا دولت موتور پیشران نظام است و موفقیت وی به معنای موفقیت نظام و گرهگشایی از مشکلات مردم است. در عین حال، موازین مردمسالاری دینی ایجاب میکند که به رأی و نظر مردم احترام گذاشته شود و حال که مردم با رأی خود، دکتر پزشکیان را برای تصدی ریاست جمهوری انتخاب کردهاند، ضمن پذیرش و احترام تام به نظر و انتخاب مردم، باید هر گونه حمایت لازم از دولت چهاردهم به عمل آید تا این دولت بتواند بر مشکلات موجود در کشور فایق شود.
باید از این دولت مطالبه داشت تا در دام مطالبات خاص و کانالیزه برخی گروهها گرفتار نشود. در عین داشتن رویکرد حمایتی در قبال دولت چهاردهم، اما باید مطالبات واقعی مردم که در راستای گرهگشایی از زندگی روزمره آنها قرار دارد، به درستی در قبال این دولت مطرح شود.
خوف یا هراس اصلی در این زمینه آن است که برخی افراد و گروهها با احاطه کردن دولت و شخص رئیسجمهور منتخب، مسیر حرکت دولت آینده را در راستای اهداف مورد نظر خود هدایت و منحرف کنند؛ مسیری که در دولت روحانی به جای حل مشکلات کشور و ارتقای موقعیت قدرت نظام در سطح بینالملل، منجر به آسیبزایی مضاعف شد. هر چند با توجه به ویژگیهای شخصی رئیسجمهور منتخب، و بهویژه با توجه به موضعگیری قاطع وی مبنی بر عدمتأثیرپذیری از افرادی که فکر میکنند میتوانند نظر خودشان را بر او تحمیل کنند، نگرانی چندانی در این زمینه وجود ندارد، اما زنده نگه داشتن فضای مطالبهگری از دولت چهاردهم ضروری است تا هم این دولت بیشتر در جریان مطالبات واقعی مردم باشد و هم عدهای با طرح مطالبات خاص خود، مسیر حرکت دولت چهاردهم را منحرف نکنند.
رویکرد انتقادی در برابر دولت جدید نیز ناظر به لزوم گوشزد نقاط ضعف احتمالی آن است. در کنار داشتن رویکرد حمایتگرایانه و مطالبهگرایانه در برابر دولت چهاردهم، باید از موضع منتقد نیز با آن مواجه شد. درواقع، رویکرد حمایتی و مطالبهگری در برابر این دولت نباید منجر به کنار گذاشتن رویکرد انتقادی از آن شود، زیرا از آنجا که هیچ کنشگری اعم از افراد و دولتها، مبرا از ضعف و نقص نیست، ضروری است با انتقادهای سازنده و دلسوزانه، نقاط ضعف و نقص احتمالی در عملکرد و رویکرد این دولت، بموقع به آن گوشزد شود.
قید هوشمندانه نیز ناظر به رعایت ظرافتهای لازم در موضعگیریها است، به گونهای که مرز انتقاد مشفقانه با تخریب خلط نشود و با کنار گذاشتن زائدههای سیاسی و جریانی، کشور گرفتار حواشی مضر نشود.
منظور این است که حمایت، مطالبهگری و هر گونه انتقاد از دولت چهاردهم باید با نگاه دلسوزانه و از سر خیرخواهی و به منظور گرهگشایی از مشکلات کشور باشد. میتوان به دولت نقد کرد، اما در هر گونه نقد باید جانب انصاف رعایت شود و بهویژه دشواری شرایط اداره کشور در هر گونه نقدی باید ملاحظه شود. به طور طبیعی، باید دولت بتواند مشکلات کشور را حل کند، اما موانع موجود در بستر واقعیتهای کشور روی سرعت عملکرد دولت تأثیر میگذارد و در نقدهای احتمالی به عملکرد دولت چهاردهم باید حتماً این موانع و دشواریها ملاحظه شود. بنابراین، بیش از هر ایستار (نگرش) دیگری، دولت نیازمند حمایت و همدلی در داخل کشور است تا بتواند بر شرایط دشوار موجود غلبه یابد. آنچه ضرورت این حمایت و همدلی را بیشتر میکند، همانگونه که ذکر شد، آن است که موفقیت دولت در حل مشکلات کشور، به معنای موفقیت نظام است. بنابراین، حمایت از دولت در راستای حل مشکلات کشور، در اصل حمایت از روند تکاملی نظام اسلامی است.
منبع: روزنامه جوان
مانیفست حکمرانی مطلوب
مصطفی قربانی
مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم رئیسجمهور منتخب، با بیان اینکه «امروز اولویت با مسائل اقتصادی است»، تأکید کردند که «هیچ مسئله داخلی را نباید متوقف به موضوع خارجی کرد.» ایشان همچنین با تأکید بر لزوم برخورد فعال و اثرگذار کشور در مقابل مسائل جهانی و لزوم ارتباط مستحکم با کشورهایی که در شرایط دشوار به ما کمک کردند، بر تعامل ارکان کشور با هم، لزوم کار و تلاش با روحیه جهادی، استفاده از ثروتهای طبیعی کشور و ظرفیتهای مردمی نیز تأکید کردند.
تحلیل محتوای بیانات معظمله نشان میدهد که ایشان در عین تلاش برای تحکیم ارتباط با کشورهای همسایه، شرقی و دوستان دوران سخت تحریم و پرهیز از نگاه بسته به حوزه روابط و سیاست خارجی، اما راهحل اصلی مسائل کشور را در داخل جستوجو میکنند.
تأکید ایشان بر متوقف نکردن حل مسائل داخلی به موضوعهای خارجی ناظر به این مهم است. در عین حال، ایشان با تأکید بر لزوم تعامل ارکان کشور، لزوم کار و تلاش با روحیه جهادی، استفاده از ثروتهای طبیعی کشور و ظرفیتهای مردمی در تلاش هستند تا مسیر حل مسائل داخلی را نیز ترسیم کنند. درواقع، ایشان اگر بر حل مسائل داخلی با نگاه به درون تأکید دارند، مسیر و چگونگی اجراییسازی این ایده را نیز تبیین کردند. بنابراین، بیانات مقام معظم رهبری در این مراسم را میتوان به مثابه مانیفستی برای حکمرانی مطلوب دانست که چنانچه از سوی دولت چهاردهم مورد توجه قرار گیرد، میتواند ضامنی برای موفقیت وی در اداره کشور و گرهگشایی از مشکلات کشور و مردم باشد.
به نظر میرسد آنچه سبب شد که معظم له در مراسم تنفیذ بر این مهم تأکید کنند، همانا تجربه تلخ دورانهای گذشته است که در آن با اتکا به خارج، راهحل مسائل کشور در خارج جستوجو شد و با معطل گذاشتن کشور برای گشایشهای خارجی، در عمل، از ظرفیتهای مردمی و جهادی غفلت شد و انبوهی از مسائل را در دهه ۱۳۹۰ به بار آورد. در همین زمینه باید اشاره کرد که تأکید ایشان بر جستوجوی راهحل مسائل کشور در داخل، ناظر به نوعی آیندهنگری است، زیرا با توجه به امکان جابهجایی قدرت در انتخابات ریاست جمهوری امریکا و این واقعیت که امریکاییها، اعم از جمهوریخواه و دموکرات، مایل به کنار گذاشتن کارت تحریم در مقابل جمهوری اسلامی ایران نیستند، چندان نمیتوان به گرهگشایی از ناحیه خارج دلخوش کرد و بدان مطمئن بود. بنابراین، دولت چهاردهم بایستی همانند دولت سیزدهم و در تداوم راه آن، ضمن برخورد فعال و اثرگذار با مسائل جهانی و فرصتسازی برای کشور از ناحیه تعاملات خارجی، با فعالیتهای جهادی و اتکا به ظرفیتهای مردمی، به صورت همهجانبه از امکانات و ظرفیتهای داخلی استفاده کند.
در عین حال، علاوه بر آنچه گفته شد، به نظر میرسد که مقام معظم رهبری با تأکید بر حل مسائل داخلی با اتکا به محورهایی، چون تعامل ارکان کشور که نتیجه آن تقویت همگرایی و انسجام داخلی است یا استفاده از ثروتهای طبیعی کشور و ظرفیتهای مردمی، درصددند از شعارهایی که شخص رئیسجمهور نیز بر آنها تأکید جدی دارند، حمایت کنند. بر این اساس، بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ، علاوه بر ارائه طریق برای دولت جدید و نذیر بودن، در حکم حمایت از شعارهای آن نیز قابل تعریف است. نکته مهم در این میان آن است که این مهم (حمایت از دولتها) از اصول ثابت در سیره حکمرانی ایشان است و اگر دولتی همت خود را بر اجراییسازی راهبردهای ایشان متمرکز سازد، میتواند کارنامه موفقی از خود به نمایش بگذارد.
منبع: روزنامه جوان
ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﻟمی ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻣﺮﺩ
ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟؟
ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ:ﺁﯾﺎﺗﻮﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﺍﻟﯿﺰﺍﺑﯿﺖ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﯽ؟
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ:ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻪ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪﻧﻔﺮ ﻣﺤﺪﻭﺩندﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪﺑﺎﻣﻠﮑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﻫﻨﺪ.
ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ:ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻭﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎﺑﺎﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﻤﯿﺪﻫﻨﺪ.
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ:ﭼﺮﺍﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ
ﻣﻮﻫﺎﻭﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩﺭﺍمی پوﺷﺎﻧﻨﺪ،ﯾﺎﺣﺠﺎﺏ را ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؟
ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺗﺒﺴﻤﯽ ﮐﺮﺩﻭ ﺩﻭﻋﺪﺩ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﯾﮑﯽ ﺭﺍﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺭﺍﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺎﻗﯽﮔﺬﺍﺷﺖ.
ﺑﻌﺪﺍﻫﺮﺩﻭﯼ ﺁﻧﺮﺍﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮎ ﺁﻟﻮﺩﺍﻧﺪﺍﺧﺖ.
ﻭﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ:ﺍﮔﺮﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﺑﺮﺩﺍﺭﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺭﺍﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ:ﻫﻤﺎﻥ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍﮐﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺩﺍﺭﺩ.
ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ:ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ می کنند.
آن عالم امام موسی صدر بود.🌱