دولت چهاردهم و تعادلبخشی
دولت اگرچه باید نماینده تعادل و توازن در جامعه باشد، اما در برخی جوامع و نظامهای سیاسی، دولتها بیش از آنکه نماینده تعادل و توازن طبقاتی یا به عبارتی، جایگاه و محل مصالحه منافع متضاد گروهها و طبقات مختلف اجتماعی و سیاسی باشند، در عمل خود به یک سر منازعه تبدیل میشوند و ماهیت ابزارگونگی پیدا میکنند، یعنی به جای آنکه نیروی تعادلگر و توزانبخش در جامعه باشند، در عمل خود درگیر منازعات طبقاتی، سیاسی و... میشوند.
این امر سبب میشود آن دولت نتواند کارویژههای خود را با قوت انجام دهد. به عبارت دقیقتر، نقیصه اساسی پیشروی دولتهای مختلف که کارآمدی آنها را به چالش میکشد، همین قضیه است. درواقع، بیتوجهی دولتها به جایگاه خود در ماتریس جامعه، اقتصاد، فرهنگ و سیاست سبب میشود که دولت از کارویژه تعادلبخشی خود فاصله بگیرد و اساساً خود یا به کانونی برای منازعه تبدیل شود یا اینکه به یک سر منازعه وصل شود. در ایران نیز این نقیصه کم و بیش در برهههایی خود را نشان داده است؛ بدین ترتیب که برخی دولتها، بهویژه در برهه بعد از جنگ بیشتر ماهیت جریانی – جناحی داشته و تلاش کردهاند به جای نمایندگی کل جامعه، گروهها و طبقات اجتماعی مختلف، بخشی از آنها را نمایندگی کنند. همین امر نه تنها سبب تشدید منازعه سیاسی میان نخبگان و جریانهای سیاسی شده و در عین حال، دولت را به کانونی برای منازعه تبدیل کرده، بلکه ظرفیت تعارض در جامعه را نیز تا حدودی تقویت کرده است. متأثر از این وضعیت، دولتها نتوانستهاند یا نخواستهاند از کل ظرفیتهای موجود در جامعه، بهخوبی استفاده کنند. همین نقیصه یکی از مهمترین دلایل ضعف دولت و عدمشکلگیری دولت قوی در ایران است.
دولت چهاردهم در حالی سکان اداره جامعه را برعهده میگیرد که اولاً کشور با چالشهایی بهویژه در حوزه اقتصادی- معیشتی مواجه است و ثانیاً این دولت باید ادامهدهنده راه شهید رئیسی باشد و ثالثاً در حوزه روابط خارجی هم احتمالاً شاهد تداوم فشارهای حداکثری و جامع دشمنان باشیم. براین اساس، دولت در گام نخست باید قوی باشد تا بتواند با موفقیت، این شرایط دشوار را مدیریت و از آن عبور کند. ضمن اینکه نباید فراموش کرد که شعار آقای پزشکیان در جریان انتخابات هم «انسجام داخلی» بود که نشانگر آن است که ایشان درک درستی از مسئله و راهحل دارند. حال، سؤالی که در این میان مطرح میشود این است که دولت چهاردهم در چه صورتی میتواند قوی باشد یا برای قوی شدن چه باید بکند. دولت چهاردهم باید بتواند محیط عملیات سیاسی و اجرایی خود را تا حدود زیادی همگنسازی کند. درواقع، پیششرط اینکه دولت آینده دولتی قوی باشد، این است که این دولت، راه غلط برخی دولتهای سابق را تکرار نکند؛ بدین صورت که نه از موضع جریانی و سیاسی، بلکه از موضع جایگاه تعریفشده دولت به عنوان نیروی تعادلگر و توازنبخش در جامعه ظاهر شود. در این صورت، این دولت باید مبتنی بر این نگاه که کارگزار اداره کشور است و باید از ظرفیت همه نیروهای موجود در کشور استفاده کند، بایستی از دوگانههای جریانی خود را خارج کند و در ورای بازی این دو جریان، ضمن استفاده از همه ظرفیتهای کشور، بتواند به بسیج حداکثری ظرفیتها برای حل چالشها همت گمارد. این امر سبب میشود تا دولت آینده از دام خودساخته دولتهای سابق بگریزد و بتواند خود را در مقامی ورای منازعات سیاسی و جریانی تعریف کند. این امر نه تنها مانع از تبدیل شدن دولت به کانون منازعه یا تعریف شدن به عنوان یک طرف منازعه میان نخبگان و جریانهای سیاسی میشود، بلکه با ایجاد نوعی اطمینان نزد نیروهای اجتماعی و نخبگان سیاسی مبنی بر عدمطرد کامل آنها، آرامش و ثباتی را در فضای سیاسی کشور حاکم میکند که اتفاقاً میتواند اثرات مفیدی هم بر وضعیت اقتصادی و نوسانات بازار داشته باشد. ضمن اینکه در خلق سرمایه اجتماعی برای دولت بسیار میتواند راهگشا باشد.
به بیان دیگر، دولت اگر میخواهد قوی باشد، بایستی بتواند چتر حاکمیت خود را بر فراز تنوعات سیاسی و اجتماعی و به منظور ایجاد توازن میان این تنوعات و در نهایت، مدیریت آنها بگسترد. بنابراین، رسالت نخستین دولت چهاردهم آن است که از موضع توازنبخشی سیاسی – اجتماعی و به عنوان دستگاه حاکم که قرار است از همه ظرفیتها و استعدادهای کشور استفاده کند، ظاهر شود. اتفاقاً در این زمینه به نظر میرسد که نشانههای امیدوارکنندهای در رویکرد دولت آینده وجود دارد که از زمره آنها میتوان به تأکید رئیسجمهور منتخب مبنی بر غیرحزبی بودن ایشان اشاره کرد.
بنابراین، دولت چهاردهم باید به جامعه، نیروهای اجتماعی و بهویژه جریانهای سیاسی این پیام مهم را صادر کند که وی در موقعیت رقیب آنها نیست که بخواهد آنها را در محاق قرار دهد، بلکه در موقعیت اداره کشور قرار دارد و تنها با همکاری همه آنهاست که میتواند با موفقی
ت کشور را اداره کند. البته که این مهم، ضرورتی عقلانی است و موجب میشود تا انرژی و ظرفیتهای دولت، به جای مصروف شدن در منازعات سیاسی که خود آفتی برای کارآمدی دولت هستند، معطوف به حل و رفع چالشهای کشور و زندگی مردم شود.
منبع: روزنامه جوان
راهبرد مواجهه با دولت چهاردهم
مصطفی قربانی
راهبرد مواجهه نیروهای انقلاب - با دولت پزشکیان- باید مبتنی بر مطالبهگری، حمایت و انتقاد هوشمندانه باشد. از دولت جدید باید حمایت کرد، زیرا دولت موتور پیشران نظام است و موفقیت وی به معنای موفقیت نظام و گرهگشایی از مشکلات مردم است. در عین حال، موازین مردمسالاری دینی ایجاب میکند که به رأی و نظر مردم احترام گذاشته شود و حال که مردم با رأی خود، دکتر پزشکیان را برای تصدی ریاست جمهوری انتخاب کردهاند، ضمن پذیرش و احترام تام به نظر و انتخاب مردم، باید هر گونه حمایت لازم از دولت چهاردهم به عمل آید تا این دولت بتواند بر مشکلات موجود در کشور فایق شود.
باید از این دولت مطالبه داشت تا در دام مطالبات خاص و کانالیزه برخی گروهها گرفتار نشود. در عین داشتن رویکرد حمایتی در قبال دولت چهاردهم، اما باید مطالبات واقعی مردم که در راستای گرهگشایی از زندگی روزمره آنها قرار دارد، به درستی در قبال این دولت مطرح شود.
خوف یا هراس اصلی در این زمینه آن است که برخی افراد و گروهها با احاطه کردن دولت و شخص رئیسجمهور منتخب، مسیر حرکت دولت آینده را در راستای اهداف مورد نظر خود هدایت و منحرف کنند؛ مسیری که در دولت روحانی به جای حل مشکلات کشور و ارتقای موقعیت قدرت نظام در سطح بینالملل، منجر به آسیبزایی مضاعف شد. هر چند با توجه به ویژگیهای شخصی رئیسجمهور منتخب، و بهویژه با توجه به موضعگیری قاطع وی مبنی بر عدمتأثیرپذیری از افرادی که فکر میکنند میتوانند نظر خودشان را بر او تحمیل کنند، نگرانی چندانی در این زمینه وجود ندارد، اما زنده نگه داشتن فضای مطالبهگری از دولت چهاردهم ضروری است تا هم این دولت بیشتر در جریان مطالبات واقعی مردم باشد و هم عدهای با طرح مطالبات خاص خود، مسیر حرکت دولت چهاردهم را منحرف نکنند.
رویکرد انتقادی در برابر دولت جدید نیز ناظر به لزوم گوشزد نقاط ضعف احتمالی آن است. در کنار داشتن رویکرد حمایتگرایانه و مطالبهگرایانه در برابر دولت چهاردهم، باید از موضع منتقد نیز با آن مواجه شد. درواقع، رویکرد حمایتی و مطالبهگری در برابر این دولت نباید منجر به کنار گذاشتن رویکرد انتقادی از آن شود، زیرا از آنجا که هیچ کنشگری اعم از افراد و دولتها، مبرا از ضعف و نقص نیست، ضروری است با انتقادهای سازنده و دلسوزانه، نقاط ضعف و نقص احتمالی در عملکرد و رویکرد این دولت، بموقع به آن گوشزد شود.
قید هوشمندانه نیز ناظر به رعایت ظرافتهای لازم در موضعگیریها است، به گونهای که مرز انتقاد مشفقانه با تخریب خلط نشود و با کنار گذاشتن زائدههای سیاسی و جریانی، کشور گرفتار حواشی مضر نشود.
منظور این است که حمایت، مطالبهگری و هر گونه انتقاد از دولت چهاردهم باید با نگاه دلسوزانه و از سر خیرخواهی و به منظور گرهگشایی از مشکلات کشور باشد. میتوان به دولت نقد کرد، اما در هر گونه نقد باید جانب انصاف رعایت شود و بهویژه دشواری شرایط اداره کشور در هر گونه نقدی باید ملاحظه شود. به طور طبیعی، باید دولت بتواند مشکلات کشور را حل کند، اما موانع موجود در بستر واقعیتهای کشور روی سرعت عملکرد دولت تأثیر میگذارد و در نقدهای احتمالی به عملکرد دولت چهاردهم باید حتماً این موانع و دشواریها ملاحظه شود. بنابراین، بیش از هر ایستار (نگرش) دیگری، دولت نیازمند حمایت و همدلی در داخل کشور است تا بتواند بر شرایط دشوار موجود غلبه یابد. آنچه ضرورت این حمایت و همدلی را بیشتر میکند، همانگونه که ذکر شد، آن است که موفقیت دولت در حل مشکلات کشور، به معنای موفقیت نظام است. بنابراین، حمایت از دولت در راستای حل مشکلات کشور، در اصل حمایت از روند تکاملی نظام اسلامی است.
منبع: روزنامه جوان
مانیفست حکمرانی مطلوب
مصطفی قربانی
مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم رئیسجمهور منتخب، با بیان اینکه «امروز اولویت با مسائل اقتصادی است»، تأکید کردند که «هیچ مسئله داخلی را نباید متوقف به موضوع خارجی کرد.» ایشان همچنین با تأکید بر لزوم برخورد فعال و اثرگذار کشور در مقابل مسائل جهانی و لزوم ارتباط مستحکم با کشورهایی که در شرایط دشوار به ما کمک کردند، بر تعامل ارکان کشور با هم، لزوم کار و تلاش با روحیه جهادی، استفاده از ثروتهای طبیعی کشور و ظرفیتهای مردمی نیز تأکید کردند.
تحلیل محتوای بیانات معظمله نشان میدهد که ایشان در عین تلاش برای تحکیم ارتباط با کشورهای همسایه، شرقی و دوستان دوران سخت تحریم و پرهیز از نگاه بسته به حوزه روابط و سیاست خارجی، اما راهحل اصلی مسائل کشور را در داخل جستوجو میکنند.
تأکید ایشان بر متوقف نکردن حل مسائل داخلی به موضوعهای خارجی ناظر به این مهم است. در عین حال، ایشان با تأکید بر لزوم تعامل ارکان کشور، لزوم کار و تلاش با روحیه جهادی، استفاده از ثروتهای طبیعی کشور و ظرفیتهای مردمی در تلاش هستند تا مسیر حل مسائل داخلی را نیز ترسیم کنند. درواقع، ایشان اگر بر حل مسائل داخلی با نگاه به درون تأکید دارند، مسیر و چگونگی اجراییسازی این ایده را نیز تبیین کردند. بنابراین، بیانات مقام معظم رهبری در این مراسم را میتوان به مثابه مانیفستی برای حکمرانی مطلوب دانست که چنانچه از سوی دولت چهاردهم مورد توجه قرار گیرد، میتواند ضامنی برای موفقیت وی در اداره کشور و گرهگشایی از مشکلات کشور و مردم باشد.
به نظر میرسد آنچه سبب شد که معظم له در مراسم تنفیذ بر این مهم تأکید کنند، همانا تجربه تلخ دورانهای گذشته است که در آن با اتکا به خارج، راهحل مسائل کشور در خارج جستوجو شد و با معطل گذاشتن کشور برای گشایشهای خارجی، در عمل، از ظرفیتهای مردمی و جهادی غفلت شد و انبوهی از مسائل را در دهه ۱۳۹۰ به بار آورد. در همین زمینه باید اشاره کرد که تأکید ایشان بر جستوجوی راهحل مسائل کشور در داخل، ناظر به نوعی آیندهنگری است، زیرا با توجه به امکان جابهجایی قدرت در انتخابات ریاست جمهوری امریکا و این واقعیت که امریکاییها، اعم از جمهوریخواه و دموکرات، مایل به کنار گذاشتن کارت تحریم در مقابل جمهوری اسلامی ایران نیستند، چندان نمیتوان به گرهگشایی از ناحیه خارج دلخوش کرد و بدان مطمئن بود. بنابراین، دولت چهاردهم بایستی همانند دولت سیزدهم و در تداوم راه آن، ضمن برخورد فعال و اثرگذار با مسائل جهانی و فرصتسازی برای کشور از ناحیه تعاملات خارجی، با فعالیتهای جهادی و اتکا به ظرفیتهای مردمی، به صورت همهجانبه از امکانات و ظرفیتهای داخلی استفاده کند.
در عین حال، علاوه بر آنچه گفته شد، به نظر میرسد که مقام معظم رهبری با تأکید بر حل مسائل داخلی با اتکا به محورهایی، چون تعامل ارکان کشور که نتیجه آن تقویت همگرایی و انسجام داخلی است یا استفاده از ثروتهای طبیعی کشور و ظرفیتهای مردمی، درصددند از شعارهایی که شخص رئیسجمهور نیز بر آنها تأکید جدی دارند، حمایت کنند. بر این اساس، بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ، علاوه بر ارائه طریق برای دولت جدید و نذیر بودن، در حکم حمایت از شعارهای آن نیز قابل تعریف است. نکته مهم در این میان آن است که این مهم (حمایت از دولتها) از اصول ثابت در سیره حکمرانی ایشان است و اگر دولتی همت خود را بر اجراییسازی راهبردهای ایشان متمرکز سازد، میتواند کارنامه موفقی از خود به نمایش بگذارد.
منبع: روزنامه جوان
ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﻟمی ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻣﺮﺩ
ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟؟
ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ:ﺁﯾﺎﺗﻮﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﺍﻟﯿﺰﺍﺑﯿﺖ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﯽ؟
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ:ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻪ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪﻧﻔﺮ ﻣﺤﺪﻭﺩندﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪﺑﺎﻣﻠﮑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﻫﻨﺪ.
ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ:ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻭﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎﺑﺎﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﻤﯿﺪﻫﻨﺪ.
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ:ﭼﺮﺍﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ
ﻣﻮﻫﺎﻭﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩﺭﺍمی پوﺷﺎﻧﻨﺪ،ﯾﺎﺣﺠﺎﺏ را ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؟
ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺗﺒﺴﻤﯽ ﮐﺮﺩﻭ ﺩﻭﻋﺪﺩ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﯾﮑﯽ ﺭﺍﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺭﺍﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺎﻗﯽﮔﺬﺍﺷﺖ.
ﺑﻌﺪﺍﻫﺮﺩﻭﯼ ﺁﻧﺮﺍﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮎ ﺁﻟﻮﺩﺍﻧﺪﺍﺧﺖ.
ﻭﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﮔﻔﺖ:ﺍﮔﺮﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﺑﺮﺩﺍﺭﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺭﺍﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ:ﻫﻤﺎﻥ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﺍﮐﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺩﺍﺭﺩ.
ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺖ:ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺣﺠﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ می کنند.
آن عالم امام موسی صدر بود.🌱
شش نکته درباره رأی مجلس به کابینه چهاردهم
۱. رأی مجلس به همه وزرای پیشنهادی نشان از آن دارد که مجلس نیز همسو با دولت جدید درصدد تحقق همگرایی و وفاق در کشور است.
۲. رأی آوری همه وزرای پیشنهادی نشان داد که گروه ها و گرایش های سیاسی غیروفاق گرا با وجود سروصدای زیاد، اما وزن واقعی چندانی در عرصه سیاست کشور ندارند. حتی به نظر میرسد که عقلای نظام بر کاهش نقش این طیف در عرصه سیاسی مصمم هستند.
۳. اگرچه شجاعت برخی نمایندگان در ابراز صریح نظرات خود جای تحسین دارد، اما این شجاعت و صراحت باید با ملاحظه شرایط بوده و در مسیر همگرایی هدایت شود.
۴. در فرامتن رأی مجلس به کابینه پیشنهادی این نکته به خوبی نهفته شده که جریان های سیاسی از منازعات سیاسی سرمایه سوز خسته شده و درصدد مشق کارآمدی هستند.
۵. بالاخره نمیتوان از نقش ویژه آقای قالیباف، با توجه به اعتدال مواضع و شخصیت توسعه گرایش، در این قضیه غفلت کرد.
۶. در نهایت این که کیفیت رأی مجلس به دولت جدید می تواند در تقویت وزن گزینه های روی میز نظام در مذاکرات احتمالی هسته ای و سایر معادلات امنیتی در ارتباط با همسایگان اثرگذار باشد.
#دکتر_مصطفی_قربانی
#مطالعات_ایران
https://eitaa.com/iranproblems
جریانهای سیاسی در پی مشق کارآمدی
رأی اعتماد مجلس به همه وزرای پیشنهادی کابینه چهاردهم، در متن و فرامتن خود حاوی نکات متعددی است که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میشود:
۱. رأی مجلس به همه وزرای پیشنهادی نشان از آن دارد که مجلس نیز همسو با دولت جدید درصدد تحقق همگرایی و وفاق در کشور است. بنابراین، رأیآوری برخی گزینههای پیشنهادی دولت را که احتمال رأی نیاوردن آنها وجود داشت باید با این نگاه تحلیل کرد، زیرا در تلاش برای وفاقگرایی، کلیت بیش از جزئیات اهمیت دارد. براین اساس، مجلس به همه وزرای پیشنهادی رأی اعتماد داد، چون که کلیت ترکیب آنها مبتنی بر تقویت روند ایجاد وفاق در کشور است. از این رو، مجلس درصدد بود در برابر گام اول دولت برای ایجاد وفاق در کشور، گام دوم را نیز خود بردارد.
۲. رأی آوری همه وزرای پیشنهادی نشان داد که گروهها و گرایشهای سیاسی غیروفاقگرا از هر دو جریان سیاسی اصلی کشور با وجود سروصدای زیاد، اما وزن واقعی چندانی در عرصه سیاست کشور ندارند. حتی به نظر میرسد که عقلای نظام بر کاهش نقش این طیف در عرصه سیاسی مصمم هستند. واقعیت هم آن است که حل مشکلات کشور نیازمند تلاش همگرا و همگانی است و با دیدگاههای مضیق برخی افراد، گروهها و گرایشها نمیتوان گشایش چندانی در شرایط کشور ایجاد کرد. فراموش نکنیم که بزرگانی، چون شهید سلیمانی و شهید رئیسی در مدیریت خود طرفدار وفاق و همگرایی و معتقد به استفاده حداکثری از ظرفیتهای کشور بودند.
۳. از نقطه نظری دیگر، وفاق مجلس و دولت به معنای پیروزی آرمانگرایی واقعبینانه در برابر آرمانگرایی بدون ملاحظه واقعیتها و همچنین، واقع گرایی صرف و اسیر منطق واقعیتها شدن است. مسلم است که اولی به تحجر و دومی به سکولاریسم ختم میشود که هر دو مطلوب نظام نیستند.
۴. اگرچه شجاعت برخی نمایندگان در ابراز صریح نظرات خود جای تحسین دارد، اما این شجاعت و صراحت باید با ملاحظه شرایط بوده و در مسیر همگرایی هدایت شود. به بیان دقیق تر، اگر چه نمایندگان در اظهارنظر پیرامون مسائل مختلف در مجلس آزاد هستند و کسی نمیتواند آنها را محدود کند، اما نسبت هرگونه اقدام و اظهارنظری باید با مصالح کلان سنجیده شود.
۵. در فرامتن رأی مجلس به کابینه پیشنهادی این نکته نیز به خوبی نهفته شده که جریانهای سیاسی از منازعات سیاسی سرمایه سوز خسته شده و درصدد مشق کارآمدی هستند. این مهم اکنون بیشتر متوجه دولت است تا با پشتوانه رأی ملت و نمایندگان آنها، بیش از هر موضوعی بر گره گشایی از شرایط کشور و مشکلات مردم متمرکز شود.
۶. بالاخره نمیتوان از نقش ویژه آقای قالیباف، با توجه به اعتدال مواضع و شخصیت توسعهگرایش، در این قضیه غفلت کرد. واقعیت آن است که نخبگانی با این ویژگیها و رویکرد میتوانند در متمرکزسازی ظرفیتهای کشور برای گرهگشایی از وضع موجود اثرگذار باشند. درواقع، به اقتضای شرایط کشور، این گونه سیاست ورزی بیشتر باید محل توجه قرار گیرد.
۷. در نهایت اینکه کیفیت رأی مجلس به دولت جدید میتواند در تقویت وزن گزینههای روی میز نظام در مذاکرات احتمالی هستهای و سایر معادلات امنیتی در ارتباط با همسایگان اثرگذار باشد. بنابراین، میتوان گفت که رأی مجلس به دولت چهاردهم، با ملاحظه شرایط خطیر کشور در عرصه سیاست و روابط خارجی بوده است.
با این حال، تقویت روند وفاق در کشور به ویژه در روابط مجلس و دولت به معنای هضم مجلس در دولت یا تبعیت آن از دولت نیست و مجلس باید بتواند با استفاده دقیق و بجا از ابزارهای نظارتی خود، کارآمدی دولت در انجام رسالتهایش را تقویت کند.
#روزنامه_جوان
#دکتر_مصطفی_قربانی
#مطالعات_ایران
https://eitaa.com/iranproblems