#فرار_از_گناه
#به_سبک_شهیدابراهیم_هادی👇
#خوش_تیپ بود😍 باشگاه کشتی بودیم که یکی از بچهها به ابراهیم گفت: «ابرام جـون! تیپ و هیکـلت خیلی جالـب شده😍. توی راه که میاومدی, دو تا دختر پشت سرت بودند و مرتب از تو حرف میزدند🙂» بعد ادامه داد: «شلوار و پیرهن👕 شیک که پوشیدی، ساک ورزشی هم که دست گرفتی، کاملاً معلومه ورزشکاری😅!» ابراهیم خیلی ناراحت شد. رفت توی فکر. اصلا توقع چنین چیزی را نداشت. جلسه بعد که ابراهیم را دیدم خندهام گرفت😄؛ پیراهن👕 بلند پوشیده بود و شلوار گشاد! به جای ساک ورزشی هم کیسه پلاستیکی دست گرفته بود. تیپش به هر آدمی میخورد غیر از کشتی گیر. بچهها میگفتند: «تو دیگه چه جور آدمی هستی! ما باشگاه میایم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم. بعد هم لباس تنگ بپوشیم. اما تو با این هیکل قشنگ و رو فُرم، 😭آخه این چه لباس هائیه که می پوشی؟!» ابراهیم به این حرف ها اهمیت نمی داد و به بچه ها توصیه می کرد: 😊«ورزش اگه برای خدا باشه، عبادته؛ به هر نیت دیگهای باشه، فقط ضرره».💜شهید_ابراهیم_هادی🌺
کتاب سلام بر ابراهیم، ص41
🌺کرکری شهید ابراهیم هادی با شهید رضا هوریار 👆در والیبال:👇
💥اردیبهشت سال 1359 بود. در کنار مدرسه ما مدرسه ابوریحان بود. (شهید) ابراهیم هادی هم آنجا معلم ورزش بود... رفته بودم به دیدنش. کلی با هم صحبت کردیم. شیفته مرام و اخلاق ابراهیم شدم. آخر وقت بود. گفت:👇 تک به تک والیبال بزنیم!؟ خنده ام گرفت. من با تیم ملی والیبال به مسابقات جهانی رفته بودم وخودم را صاحب سبک می دانستم.😄
و حالا این آقا می خواد...! گفتم باشه. توی دلم گفتم: ضعیف بازی می کنم تا ضایع نشه!😊
💥سرویس اول را زد...آنقدر محکم بود که نتوانستم بگیرم! دومی، سومی و... 😇
رنگ چهره ام پریده بود. جلوی دانش آموزان کم آوردم! ضرب دست عجیبی داشت. گرفتن سرویس ها واقعا مشکل بود. امتیاز بعدی و بعدی و....😵
💥 نگاهی به من کرد. این بار آهسته زد. امتیاز اول را گرفتم. امتیاز بعدی و بعدی و...
می خواست ضایع نشم. عمدا توپ ها را خراب می کرد! رسیدم به ابراهیم. بازی به دو شد و آبروی من حفظ شد!...👌
توپ را انداختم که سرویس بزند. توپ را در دستش گرفت. آمد بزند که صدایی آمد. الله اکبر..... ندای اذان ظهر بود.
💥 توپ را روی زمین گذاشت و رو به قبله ایستاد وبا صدای بلند شروع کرد به اذان گفتن. در فضای دبیرستان صدایش پیچید. بچه ها رفتند عده ای برای وضو، عده ای هم برای خانه.... او مشغول نماز شد. همانجا داخل حیاط. بچه ها هم پشت سرش ایستادند...😊 جماعتی شد داخل حیاط. همه به او اقتدا کردیم... نماز که تمام شد برگشت به سمت من. دست داد و گفت:👇
🍁 آقا رضا رقابت وقتی زیباست که با رفاقت توأم باشد.
#کتاب_زندگی_به_سبک_شهدا #ناصر_کاوه
راوی: شهید رضا هوریار
منبع : کتاب سلام بر ابراهیم
🚩#روضه_مادر
💞 شهید ابراهیم هادی هر وقت اسم مادر سادات به زبان می آورد بلافاصله میگفت: سلام الله علیها... یکبار در زورخانه مرشد بخاطر ایام فاطمیه شروع به خواندن اشعاری در مصیبت حضرت زهرا کرد.ابراهیم همینطور که شنا میرفت باصدای بلند گریه می کرد و آنقدر گریه کرد که مرشد مجبور شد شعرش را تغییر دهد. روزی که از بیمارستان مرخص شد حدود ۸ نفر از رفقایش حضور داشتند ابراهیم گفت وسط اتاق پرده بزنید تا خانم ها نیز بتوانند بیایید می خواهم روضه حضرت زهرا بخوانم...
🌷امشب شهادت نامه عشاق امضا
مي شود... فردا ز خون عاشقان اين دشت دریا مي شود
امروز روز پنجم است که در محاصره ایم...
آب را جیره بندی کرده ایم
نان را جیره بندی کرده ایم
عطش همه را هلاک کرده جز شهدا را
که حالا در کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند... شهدا دیگر تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه...
🌷عملیات والفجر مقدماتی
۱۷ الی ۲۲ بهمن ماه ۱۳۶۱ 🌷
شب ٢٢ بهمن
💥پیش بینی شهید ابراهیم هادی درباره کاروان های اربعین👇
🌟اوایل جنگ بود و مرزها دست عراق بود .در ارتفاعات گیلان غرب بودیم .با حسرت به ابراهیم گفتم :👈 یعنی میشه مردم ما راحت از این جاده عبور و به شهر خودشون برن؟
💗ابراهیم هادی گفت : چی میگی!
روزی میاد که از همین جاده مردم ما دسته دسته به کربلا سفر میکنند...
🌷برشی از زندگی شهید ابراهیم هادی🌷
❆﷽❆
سلام دوستان✋ #ابراهیم_هادی هستم😊 دراول اردیبهشت سال 1336درمحله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیااومدم🌸حالا میخوام از خودم براتون بگم😊چهارمین فرزند خانواده بودم با این حال پدرم به من علاقه خاصی داشت.😍من نیز منزلت پدرم را بدرستی شناخته بودم. پدری که باشغل بقالی توانسته بود فرزندانش را یه بهترین نحو تربیت کند😇در سن نوجوانی بودم که طعم تلخ یتیمی را چشیدم😔 .از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگیم را پیش بردم.
دوران دبستان به مدرسه طالقانی میرفتم!دبیرستان هم در مدارس ابوریحان و کریم خان!!😊 سال۵۵ بود که تونستیم دیپلم ادبی بگیرم😊 از همان سال مطالعات غیر درسی را هم شروع کردم🌸 حضورم درهیئت جوانان وحدت اسلامی😊 وهمراهی وشاگردی استادی نظیر علامه محمد تقی جعفری بسیاردر رشد شخصیتیم موثر بود. در دوران پیروزی انقلاب شجاعت های بسیاری از خودم نشان دادم☺️همزمان با تحصیل به کار در بازار تهران مشغول بودم 🏃پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شدم همچون معلمی فداکار به تربیت فرزندان این مرز وبوم مشغول شدم😍 راستی اهل ورزش بودم😇با ورزش پهلوانی یعنی ورزش باستانی شروع کردم دروالیبال وکشتی بی نظیر بودم😃 هرگز در هیچ میدانی پاپس نکشیدم ومردانه می ایستادم.پائيز سال شصت و يك بار ديگر عازم مناطق عملياتي شديم. اين بار نَقلهمه مجالس توسل هاي مم به حضرت زهرا (س) بود، هر جا مي رفتيم حرف از ابراهيم بود.
به منطقه سوماركه رفتيم و به هر سنگري كه سر مي زديم از من مي خواستن كه براي اونها مداحي كنم و از حضرت زهرا (س) بخونم.
💞در عملیات والفجر مقدماتی در بهمن ماه ۱۳۶۱ در فکه پنج روز به همراه بچه های گردان کمیل و حنظله در کانال های فکه با بچه ها های مظلوم کردان کمیل، مقاومت کردیم ولی تسلیم نشدیم.✊ تا اینکه سرانجام در ٢٢بهمن سال ۶١ بعد فرستادن باقی مونده بچه ها به عقب ،
با خدای خودم، تنهای تنها شدم💕
🌹من همیشه ازخدا میخواستم گمنام باشم🌹
اے شـــღــید گمنام!!
ما گمنام ترین گمنامان عالم امکانیم
پس اے شـــღــید!!
برایمان حمدے بخوان که تو زنده اے و ما مرد.
🌷شهدای گمنام
🌷تقريباً مهمات ما تمام شده بود، ابراهيم بچه های بی رمق کانال را در گوشه ای جمع کرد و برايشان صحبت كرد، بچه ها غصه. نخوريد حالا كه مردانه تصميم گرفتيد و ايستاديد اگر همه هم شهيد شويم، تنها نيستيم مطمئن باشيد مادرمان حضرت زهرا (س) می آيد و به ما سر ميزند... بغض بچه ها ترکيد، صدای هق هق شان هم هی کانال را پر کرده بود، به پهنای صورت اشک می ريختند.
ابراهيم ادامه داد غصه نخوريد، اگر در غربت هم شهيد شويم، مادرمان ما را تنها نمی گذارد!....
کتاب شهدا و اهل بیت, ناصر کاوه
شهید ابراهیم هادی, منبع: کتاب سلام بر ابراهیم
🌷روایت عکاسی که عکسش از زلزله ترکیه دنیا را تکان داد
🔻آدم آلتان، چهل سال است که عکاسی میکند. این عکاس در زلزله اخیر ترکیه عکسی را برای خبرگزاری فرانسه به ثبت رساند که دنیا را تکان داد.
آلتان در ۶۰ متری متوجه شد این مرد دست کسی را زیر آوار در دست گرفتهاست و همان لحظه شروع به «تصویربرداری» از پدری کرد که دست فرزند مردهاش را که زیر آوار مانده بود گرفته بود و رها نمیکرد. مرد که متوجه عکاس شده بود زیر لب با صدایی لرزان و مویه کنان به او گفت «از فرزندم عکس بگیر». این عکاس میگوید فکر میکنم این عکس تا ابد در حافظه من حک میشود.
🌷ترکیه: قدرت زلزله روز دوشنبه معادل ۵۰۰ بمب هستهای بود
🔹مدیرکل امور زلزله و کاهش خطر اداره مدیریت بلایای طبیعی ترکیه اعلام کرد که انرژی آزاد شده توسط زلزله ۷.۷ ریشتری معادل انرژی ۵۰۰ بمب اتمی است.
🔹اورهان تاتار امروز شنبه در بیانیهای مطبوعاتی درخصوص جزئیات زمین لرزههای روز دوشنبه جنوب شرق ترکیه گفت: زمین لرزه اول با قدرت ۷.۷ ریشتر ۶۵ ثانیه و مدت زمان زلزله دوم ۴۵ ثانیه و در مجموع زمین به مدت دو دقیقه به شدت لرزید.
🔹این مقام مسئول در خصوص ادعای فعالیت آتشفشانی پس از زلزله گفت: ما متوجه جریان گدازه، خاکستر آتشفشانی و جریان نفت و گاز در منطقه زلزله نشده بودیم.
🔹به گفته سازمان مدیریت بلایا و حوادث غیرمترقبه ترکیه، از زمان وقوع زمین لرزه در سحرگاه روز دوشنبه، بیش از ۲۰۰۰ پس لرزه ثبت شده است./ ایسنا
🌷شهـیده عـزت الملوک کـاووسی🌷
دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران
تولد: ۱۳۳۷ شهادت: ۲۲ بهمن ۵۷
محل شهادت: خيابان دریاباری تهران
مدفن: بيمارستان امام خمینی ره تهران
✳️ خاطره یک دوست👈 عزت الملوک به فقيرترین قشرهای مردم درزاغه های حلبی آباد سرمی زد و در رساندن خوراک، سوخت ودارو به مردم بيماراز هيچ اقدامی کوتاهی نمیكرد؛ بيماران محروم راباخود به بيمارستان می آورد ودرصف پذیرش درمانگاه می ايستاد و تادرمان نهایی آنها را همراهی میکرد.از خودنمایی به دور بود وهمه این کارهارا مخفيانه انجام می داد.در برابر حق بسيار فروتن ودربرابر ناحق بسيار محكم بود.امام را خوب می فهميد ومريدش بود.بارها اورا درتظاهرات و امداد رسانی به مجروحين دیده بودم.
❇️ دکتر کاظمی👈 وقتی خبر شهادتش هنگام امدادرسانی به مارسید، شبانه پدر و مادرش رامطلع کردیم. خیلی متأثر شدند با پیشنهاد ما هم موافقت کردند که پیکر را دربیمارستان دفن کنیم. روز بعد به بهشت زهرا رفتیم وگفتیم که می خواهیم جنازه را ببریم شهرستان و به این صورت جنازه را تحویل گرفتیم و آمدیم درهمین مکان که قبلاً باند هلی کوپتر بود،قبری کندیم و پیکررا بخاک سپردیم.
✍️ گزیده ای از وصیتـنامه؛. .. واکنون، ای خــواهر و بــرادر، بر ماست که خویشتن خویش را شناخته ودریابیم که راهمان چه طولانی، مسئولیتمان چه سنگین و آرمانمان چه والاست، برماست که خدا را بشناسیم و تنها در جستجوی رضای او باشیم تا شایستگی این رابیابیم که خداگونه شده وخلیفه او درزمین باشیم برماست که راه این شهیدانِ صدیق را ادامه داده و بهای خون گران قدرشان را از یاد نبریم.
🌷شهیده عزت الملوک کاووسی در سال ۱۳۳۷ در مشهد به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی همراه خانواده به تهران آمد و در دبیرستان های دکتر فاطمه سیاح، کاخ و هدف تحصیل کرد. وی بعد از گرفتن دیپلم، در کنکور شرکت کرد و سال ۱۳۵۶ در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد... از کودکی پرکار بود و زیاد مطالعه می کرد. دوران دبیرستان مطالعات مذهبی او سیر انقلابی گرفت. او برای شناخت اسلام اصیل مطالعه ای بنیادی داشت. عشق به محرومان و کمک به بینوایان او را به دور افتاده ترین محله های شهر می کشاند. با کمک هزینه دانشکده و پولی که از خانواده می گرفت، امکاناتی را برای محرومان فراهم می کرد... روز 22 بهمن 57 درحین کمک به مجروحان تظاهرات انقلاب توسط مزدوران طاغوت به شهادت رسید و درصحن بيمارستان امام خمینی تهران دفن شد...
#کتاب_مرواریدهای_بی_نشان, #ناصرکاوه
خاطره ای از #شهیده_عزت_الملوك_كاووسی
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
احسنت بر این شیر زن ایرانی
نفس زدن در راه انقلاب اسلامي، موجب پایندگی انقلاب اسلامی است
@jahadetabeen8
#⃣ #جهاد_تبیین
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوهرنگ ۲ متر برف اومده ملت تو خیابونن! یادش بخیر ابان هوا سرد شده بود براندازا میگفتن جمهوری اسلامی هوا را سرد کرده که ما نیایم تو خیابون