eitaa logo
مجتمع فرهنگی امام رضا علیه السلام
8.2هزار دنبال‌کننده
38.6هزار عکس
11.8هزار ویدیو
413 فایل
✅کانال مجتمع فرهنگی آموزشی امام رضا علیه السلام @ircom_8 🔹آدرس : چیتگر- بلوار کوهک- خیابان نسیم 16 غربی- مجتمع امام رضا علیه السلام @ircom8admin ادمین کانال مجتمع ✅لینک کانال ها و لوکیشن مجتمع امام رضا(ع): https://takl.ink/ircom_8/
مشاهده در ایتا
دانلود
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمایش شاهکار خلبان معروف هواپیمای ایلوشین در خاموش کردن آتش سوزی بندر شهید رجایی در برنامه معلی شبکه سه. پشت پرده پرواز در شب هواپیمای ایلوشین هوافضای سپاه از زبان خلبانش در برنامه مهدیه معلی شبکه سه. @ircom_8
🔸🔹سلسله جلسات آموزشی ، تربیتی فرزندان دوشنبه های تربیتی🔸🔹 🔹با حضور دکتر سعید مدرسی ( تربیت رسانه ای و مدیریت فضای مجازی فرزندان ) 🗓از 6 بهمن تا 27 بهمـــن( به مدت 4 جلسه ) دوشنبه ها از ساعت 15:30 الی 17:30 📍چیتگر ،‌کوهک ،‌نسیم 16 غربی ،‌ مجتمع آموزشی ، پژوهشی و فرهنگی امام رضا علیه السلام 🔸🔸🔹@ircom_8🔹🔸🔸
💐💐مراسم جشن نیمه شعبان 💐💐 ولادت حضرت قائم (عجل الله فرجه الشریف) 🔸سخنران: حجت الاسلام المسلمین استاد شجاعی 🔹با نوای : حاج حسین هوشیار 🗓سه شنبه ١۴بهمن از نماز مغرب 📍 مکان : چیتگر ، بلوار کوهک نسیم 16 غربی ، حسینیه امام رضا علیه السلام @ircom_8
کتاب: ۵۸ ضربه در ۱۹ رجب نویسنده: ناصر کاوه موضوع: روایت زندگی و شهادت مظلومانه سرگرد شهید عباس اسدی فهرست مطالب مقدمه: روایت خون و زبان روزه فصل اول: ریشه‌ها؛ از محله‌های قم تا مکتب اهل‌بیت فصل دوم: زیست مومنانه؛ پدری با دستان پرمهر و جیب خالی فصل سوم: رویای صادقه؛ وعده دیدار در ۱۹ رجب فصل چهارم: میدان تبیین؛ وقتی کلام با خنجر پاسخ داده شد فصل پنجم: روضه مجسم؛ ۵۸ ضربه بر پیکر برهنه فصل ششم: صبر زینبی؛ روایت مادر و خانواده فصل هفتم: میراث عباس؛ فرزند پنجم و شرمندگی مسئولین موخره: ما مانده‌ایم و یک انتخاب مقدمه: روایت خون و زبان روزه این کتاب روایتگر مردی است که سلاحش «کلام» بود و سپرش «ایمان». شهید عباس اسدی، افسر نیروی انتظامی که نه در میدان جنگ کلاسیک، بلکه در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر خودش، قم، به مصاف جهل و خشونت رفت. داستان او، داستان تقابل «منطق» با «جنون» است. داستان مردی که با زبان روزه، به جای برخورد قهری، راه گفت‌وگو را برگزید، اما پاسخ او ۵۸ ضربه چاقو بود. این کتاب تلاشی است برای فهمیدن اینکه چگونه یک انسان می‌تواند به سطحی از عرفان برسد که تاریخ شهادتش را در خواب ببیند و با آغوش باز به استقبال آن برود.
فصل اول: ریشه‌ها؛ از محله‌های قم تا مکتب اهل‌بیت عباس اسدی در شهر مقدس قم و در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. خمیرمایه وجودی او در فضایی آکنده از معنویت و ساده‌زیستی شکل گرفت. تربیت دینی: او از کودکی با مسجد، هیئت و پایگاه بسیج مأنوس بود. مسجد برای او نه فقط محل عبادت، که کانون رشد اجتماعی بود. اخلاق: اطرافیان او را به خوش‌رویی، ادب و احترام به والدین (به‌ویژه پدر سالخورده‌اش) می‌شناختند. عشق به ولایت: او دلبسته مکتب اهل‌بیت و ولایت فقیه بود و خدمت به نظام اسلامی را نه یک شغل، بلکه یک تکلیف الهی می‌دانست. فصل دوم: زیست مومنانه؛ پدری با دستان پرمهر و جیب خالی زندگی شخصی شهید اسدی الگویی از «انقلابی‌گری در عمل» بود. او در خانه‌ای کوچک (حدود ۷۰ متر) در یکی از محلات پایین‌شهر قم زندگی می‌کرد، اما روحی بزرگ داشت. دستگیری از نیازمندان: با وجود مشکلات اقتصادی خود، نسبت به همسایگان و نیازمندان بی‌تفاوت نبود. خواهر شهید نقل می‌کند که در شب‌های یلدا و مناسبت‌ها، بسته‌های معیشتی تهیه و توزیع می‌کرد. دغدغه سیاسی و اجتماعی: او نسبت به سرنوشت کشور بی‌تفاوت نبود. در انتخابات‌ها، خودجوش به روستاها می‌رفت و برای مشارکت مردم و انتخاب اصلح «تبیین» می‌کرد. خانواده: عباس پدر چهار فرزند (سه پسر و یک دختر) بود و فرزند پنجمش نیز در راه بود. او پدری مهربان و الگویی عملی برای فرزندانش محسوب می‌شد.
فصل سوم: رویای صادقه؛ وعده دیدار در ۱۹ رجب یکی از شگفت‌انگیزترین بخش‌های زندگی شهید، رویایی است که چند هفته قبل از شهادت دیده بود. خواب عجیب: او خواب می‌بیند در روستایی اطراف قم است. سه بانو از کوه پایین می‌آیند که یکی از آنها مادر خودش است (در عالم رویا). ندایی می‌آید که «مادر شهید می‌آید». سنگ قبر: عباس در خواب سنگ قبری را می‌بیند که نام خودش و تاریخ شهادتش «۱۹ رجب» روی آن حک شده است. تحقق رویا: عجیب آنکه او دقیقاً در شب نوزدهم رجب، با همان کیفیت و در همان تاریخی که دیده بود، به شهادت رسید و پیکرش بنا بر همین رویا در همان روستا به خاک سپرده شد. فصل چهارم: میدان تبیین؛ وقتی کلام با خنجر پاسخ داده شد شب حادثه، شب ۱۹ رجب بود. عباس روزه بود. همکارانش به او اصرار کردند افطار کند، اما او گفت: «شاید امشب قسمت شهادت باشد» و افطار نکرده راهی میدان شد. مأموریت داوطلبانه: با اینکه شیفت او نبود، به دلیل ناامنی شهر، داوطلبانه به میدان رفت. روش برخورد: او به میان جمعیتی رفت که فریب خورده بودند. بلندگو را گرفت و گفت: «من فرزند این شهرم، من هم مشکلات اقتصادی دارم، اما راهش اغتشاش نیست.» هدف: او به دنبال «کشته‌سازی» نبود، بلکه به دنبال «نجات» بود. او رفت تا با «جهاد تبیین» جوانان را آگاه کند.
فصل ۵: روضه مجسم؛ ۵۸ ضربه بر پیکر برهنه آنچه در لحظه شهادت رخ داد، یادآور مظلومیت‌های تاریخی و جنایات گروه‌های تکفیری بود. محاصره: عباس در میان بیش از ۱۰۰ نفر از اراذل و اغتشاشگران گیر افتاد. شهادت: در حالی که مشغول صحبت و آرام‌سازی بود، ناجوانمردانه از پشت سر مورد حمله قرار گرفت. جنایت عریان: بدن او را برهنه کردند. ۵۸ ضربه چاقو بر بدن او زدند. او را روی زمین کشیدند. تشابه با کربلا: روضه او، روضه غارت و برهنگی بود. روایت‌ها می‌گویند او با لب تشنه و زبان روزه، ارباً اربا شد. فصل ششم: صبر زینبی؛ روایت مادر و خانواده واکنش خانواده شهید اسدی، تجلی صبر و استقامت بود. مادر شهید (کلثوم بغدادی): وقتی خبر شهادت را شنید، همچون ام‌البنین(س) گفت: «اگر ۱۰ پسر دیگر هم داشتم، فدای انقلاب و رهبرم می‌کردم.» او آخرین تماس تلفنی عباس را به یاد می‌آورد که از او خواسته بود برای شهادتش دعا کند. پدر شهید (احمد اسدی): با وجود بیماری و اینکه عباس عصای دستش بود، گفت: «افتخار می‌کنم فرزندم در راه امنیت مردم شهید شد.» همسر و خواهر: بر ادامه راه او، دوری از انتقام‌جویی شخصی و لزوم بیداری مردم تأکید کردند.
فصل هفتم: میراث عباس؛ فرزند پنجم و شرمندگی مسئولین فرزند پنجم: عباس رفت تا فرزند پنجمش در کشوری امن چشم به جهان بگشاید، اما هرگز پدر را نخواهد دید. روایت دکتر منان رئیسی: راوی که به دیدار خانواده رفته، از دیدن خانه محقر ۷۰ متری و مناعت طبع خانواده شرمنده می‌شود. خانواده‌ای که با وجود فقر مالی، خود را بدهکار انقلاب می‌دانند و هیچ توقعی ندارند. این فصل، تلنگری است به مسئولین که وارث خون چه کسانی هستند. موخره: ما مانده‌ایم و یک انتخاب کتاب با این جملات تکان‌دهنده پایان می‌یابد: «امروز ما مانده‌ایم و شهدا… باید انتخاب کنیم کدام مسیر را ادامه می‌دهیم؟» شهید عباس اسدی با ۵۸ زخم، سند مظلومیت نظامی شد که مدافعانش برای امنیت مردم، حتی جان خود را سپری در برابر جهل می‌کنند. قاتلان او (ضاربین دوم و سوم) دستگیر شدند، اما پیام خون او همچنان باقی است: «هیچ سلاح و ثروتی حریف ایمان به خدا نیست.» “عباس در حالی به شهادت رسید که بدنش رو برهنه کردند… عباس خیلی غریبانه و مظلومانه به شهادت رسید… ولی مادرش گفت: فدای انقلاب و رهبرم.” خدایا! به ما کمک کن شرمنده و مدیون خون شهدا، نباشیم. شادی روح امام و شهدا
35.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 نماهنگ حماسی «حقیقتی آشکار» 🎬 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔥 آیا ممکن است وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟! 🔥 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🎙 روایتگر: حاج حامد باقری 📍 تولید شده در تیم رسانه مجتمع آموزشی، پژوهشی و فرهنگی امام رضا علیه‌السلام ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📌 این نماهنگ با روایتی احساسی و کلامی آتشین، پیوند دلدادگی به میهن و ندای مسئولیت و فاش کردن ماموریت و حیله دشمن و اجنبی را در قالب هنر متعهد به تصویر می‌کشد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📢 منتشر شده در کانال: @ircom_8
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ✨مراسم استغاثه به امام زمان (عج) به نیت تعجیل در فرج مصادف با جشن ولادت حضرت علی اکبر (علیه السلام )✨ 🔹سخنران : حجت الاسلام والمسلین شیخ محمود ابوالقاسمی 🔸با نوای : حاج محمد نیک آریا 🗓زمان: جمعه 10 بهمن دو ساعت قبل از اذان مغرب 🎂 همراه با برنامه پذیرایی کیک 100 متری 🎂 📍مکان: چیتگر ،‌کوهک ،‌نسیم 16 غربی ،‌ مجتمع آموزشی ، پژوهشی و فرهنگی امام رضا علیه السلام 🔹🔹@ircom_8🔹🔹
🔸طرح رایگان غربالگری تنبلی چشم کودکان (بینایی سنجی) ✨ویژه کودکان ۳ تا ۶ سال 🗓جمعه ۱۰ بهمن ماه از ساعت ۱۵ الی ۱۷:۳۰ 📍تهران ، چیتگر ، بلوار کوهک ، بلوار شهید حاجی زاده(نسیم ۱۶ غربی) ، مجتمع آموزشی ، پژوهشی و فرهنگی امام رضا علیه السلام 🔴به همراه داشتن شناسنامه کودک الزامیست 🔹🔹@ircom_8 🔹🔹
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ این کلیپ توضیح مناسبی برای این روزهاست. @ircom_8