کتاب شهید ماکان نصیری ناصرکاوه_خرداد 1405.pdf
حجم:
8.1M
#کتاب_جدبد
#تبخیر_در_آسمان_میناب
#مذاکره_کنندگان
حتما چند بار این کناب را بخوانند تا درک کنند با چه #شیطان_صفتانی میخواهند #عهد و #پیمان ببندند و #مذاکره کنند
روایتی از
#شهیدجاویدالاثر_ماکان_نصیری
#اثرجدید
#ناصرکاوه
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_برانگلیس
#مرگ_براسرائیل_کودک_کش
#مرگ_بر_منافق
#اسرائیل_شر_مطلق
🔺اگر بین اسرائیل و شیطان جنگی رخ دهد، ما کنار شیطان خواهیم ایستاد!؟
#امام_موسی_صدر
ما #اسرائیل را #شر_مطلق میدانیم. در دنیا هیچ چیز بدتر از اسرائیل نیست. اگر اسرائیل و شیطان با یکدیگر بجنگند، ما در کنار شیطان میایستیم. اگر اسرائیل با کمونیسم بجنگد، ما در کنار کمونیسم میایستیم. اگر اسرائیل با جناح راست بجنگد، ما در کنار جناح راست میایستیم. این است معنای اسرائیل شر مطلق است. من شخصاً در حد مطالعات و باورهایم هیچ نهادی خطرناکتر از اسرائیل نمیشناسم. منبع: جلد ۱۲ کتاب گامبهگام با امام موسی صدر
#مذاکره_سم_است
#امام_شهید_خامنه_ای
#لطفانشرحداکثری
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌رضا پهلوی: سفر دو سال پیش من به تلآویو، از دلایل اصلی برخورد جهانی و حمله اسرائیل و آمریکا به ایران بود!
خانه سرود تهران بزرگ(کربلایی محسن معارفی( ابر قدرت.mp3
زمان:
حجم:
12.3M
قطعه استودیویی
📌ابر قدرت
📊تنظیم دیجیتالی
🎙|کربلایی محسن معارفی
✍|شاعر : محمد رضا طالبی
🎧|تنظیم : علیرضا ولایی
🖥| تهیه شده خانه سرود تهران بزرگ
#ایران
#قائد_شهید
#ابر_قدرت
#امام_شهید
مجتمع فرهنگی امام رضا علیه السلام
#کتاب_جدبد #تبخیر_در_آسمان_میناب #مذاکره_کنندگان حتما چند بار این کناب را بخوانند تا درک کنند با چ
☑️ یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد...
🤲مراسم استغاثه به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف🤲
🤲به نیّت تعجیل در ظهور منجی عالم بشریت🤲
جمعه 12 تیر ماه ٢ ساعت قبل از اذان مغرب
🎙سخنران :
حجت الاسلام و المسلمین
🔹محمدرضا بیگدلی🔹
قرائت زیارت پر فیض آل یاسین و مناجات
با نوای گرم
حاج محمد نیک آریا🔹
🕌 مترو چیتگر، بلوار (کوهک) شهیدان علیمرادی
خیابان شهید حاجی زاده
حسینیه ی امام رضا علیه السّلام
@ircom_8
✅لینک کانال های مجتمع امام رضا(ع):
https://takl.ink/ircom_8/
📣 مراسم عزاداری ظهر عاشورای حسینی (ع)
🔹سخنران :
▫️حجت السلام و المسلمین حمید نصیری
🗓 پنجشنبه 4 تیر 1405،
📍تهران| حسینیه امام رضا (ع)
📺پخش سخنرانی کامل در لینک آپارات
لینک : https://aparat.com/v/zahs54n
@ircom_8
🎥 #گزارش_ویدئویی
🔹 کربلایی امیرحسین شفیعی و حاج محمد نیک آریا
🔻روضه/یادمه هنوز اون آشوب ... : https://aparat.com/v/osg44gn
🔻ای دل سوزان/ زمینه : https://aparat.com/v/idm2avh
🔻رزق ما می رسد از خان اباعبدالله/ زمینه : https://aparat.com/v/bnr842i
🔻نمردم آخر سرت رو روی نیزه دیدم/ زمینه : https://aparat.com/v/tkq5wm3
🔻 هر که دارد هوای کربلا بسم الله / واحد : https://aparat.com/v/src391t
🔻روضه/یا این دل شکسته ما را صبور کن... / حاج محمد نیک آریا : https://aparat.com/v/gch9zkd
🟥 برای مشاهده نسخه کامل و با کیفیت ویدیو های کربلایی امیرحسین شفیعی و حاج محمد نیک آریا وارد لینک های آپارات شوید .
_
♦️ مراسم عزاداری ظهر عاشورای حسینی (ع)
🗓 پنجشنبه 4 تیر 1405،
🔻حسینیه امام رضا (ع)
_
@ircom_8
🎥 #گزارش_ویدئویی
🔹 کربلایی محمد احمدنژاد
🔻ای کشته فتاده به هامون / شور : https://aparat.com/v/rfb4kfy
🔻نوای دلنشین حسین / شور : https://aparat.com/v/nwc1bih
🟥 برای مشاهده نسخه کامل و با کیفیت ویدیو های کربلایی محمد احمدنژاد وارد لینک های آپارات شوید .
_
♦️ مراسم عزاداری ظهر عاشورای حسینی (ع)
🗓 پنجشنبه 4 تیر 1405،
🔻حسینیه امام رضا (ع)
_
@ircom_8
📣 مظلوم کشی
🔹#صدای_ملت
🗓 پنجشنبه 4 تیر 1405،
📍تهران| حسینیه امام رضا (ع)
📺پخش کامل در لینک آپارات
لینک : https://aparat.com/v/ogd48fn
@ircom_8
در تاریخ جنگها، گاهی یک نام کوچک میتواند به اندازه یک شهر روایت درد و ایستادگی را در خود جمع کند. نام «علی آمون» از همین جنس است؛ کودکی پنجساله از شهر دزفول که در آبانماه سال ۱۳۶۱، در یکی از تلخترین شبهای جنگ ایران و عراق، ناگهان از جهان مرئی محو شد و تنها نشانی که از او باقی ماند، مچ دستی کوچک با انگشتانی گرهخورده بود؛ مچی که بیستوپنج روز بعد بر شاخه درختی کُنار پیدا شد.
برای فهم عمق این حادثه، باید به فضای آن سالها بازگشت؛ سالهایی که شهر دزفول در خط مقدم جنگ موشکی عراق قرار داشت. دزفول یکی از شهرهایی بود که به شکل مداوم هدف موشکها و راکتها قرار میگرفت. مردم شهر با صدای آژیر، با لرزش زمین، با فروریختن دیوارها و با خبرهای تلخ زندگی میکردند. در چنین فضایی، زندگی روزمره همچنان جریان داشت؛ کودکانی که بازی میکردند، مادرانی که نان میپختند و پدرانی که با امید فردا را آغاز میکردند.
شب تاسوعای آبان ۱۳۶۱ یکی از همان شبهای سنگین و پراضطراب بود. در حالی که بسیاری از خانوادهها برای عزاداری حضرت ابوالفضل(ع) آماده میشدند، آسمان دزفول بار دیگر با صدای موشکهای دشمن شکافته شد. در میان آن همه اضطراب و هیاهو، علی آمون – کودک پنجساله – از خانه بیرون رفت تا برای خانواده نان بخرد. این کار ساده و روزمره، آخرین لحظهای بود که کسی او را دید.
موشکها فرود آمدند. محله لرزید. خانهها ویران شدند. گرد و غبار و آوار همه جا را پوشاند. وقتی موج نخست حادثه فرو نشست، خانوادهها و همسایهها به دنبال عزیزان خود گشتند. برخی زخمی بودند، برخی زیر آوار مانده بودند و برخی دیگر جان باخته بودند. اما در میان همه این جستجوها، علی پیدا نشد.
روزها گذشت. گروههای آواربرداری کار خود را انجام دادند. مردم محله و خانواده او همچنان امیدوار بودند که شاید علی در جایی زخمی شده و به بیمارستان منتقل شده باشد یا در خانهای پناه گرفته باشد. اما هرچه زمان میگذشت، نشانی از او پیدا نمیشد. گویی کودک پنجساله در میان دود و آتش آن شب، از جهان محو شده بود.
بیستوپنج روز بعد، اتفاقی رخ داد که همزمان هم پاسخ بود و هم پرسشی دردناک. در فاصله دو یا سه محله دورتر از محل اصابت موشک، بر شاخههای درختی کُنار، مچ دستی کوچک دیده شد. دستی که انگشتانش مشت شده بود؛ گویی در لحظهای از ترس یا درد، به غریزه فشرده شده باشد.
این تنها چیزی بود که از علی باقی مانده بود.
برای پدر و مادر او، این کشف تلخ پایان جستجو و آغاز سوگی طولانی بود. آنان مجبور شدند با همان نشانه کوچک، مراسم تشییعی برگزار کنند؛ تشییعی بیجنازه. پیکری در کار نبود، تنها یک مچ دست کوچک که قرار بود به خاک سپرده شود و نشانهای از کودکی باشد که دیگر بازنمیگشت.
چنین مراسمی در فرهنگ سوگ ایرانی معنایی سنگین دارد. خاکسپاری تنها برای دفن یک بدن نیست؛ بلکه برای آرام گرفتن دل بازماندگان است. وقتی بدن کاملی وجود ندارد، سوگ نیز کامل نمیشود. غم در جایی از دل باقی میماند و به انتظار تبدیل میشود.
برای مادر علی، این انتظار هنوز پایان نیافته است. پس از گذشت بیش از چهار دهه، او همچنان چشم به راه است؛ نه از آن رو که عقل به بازگشت فرزندش امیدوار باشد، بلکه از آن رو که دل مادرانه هرگز مرگ را به طور کامل نمیپذیرد. در حافظه مادران، فرزندان همیشه در جایی از جهان زندهاند.