eitaa logo
مجتمع فرهنگی امام رضا علیه السلام
8.3هزار دنبال‌کننده
43.4هزار عکس
16.6هزار ویدیو
495 فایل
✅کانال مجتمع فرهنگی آموزشی امام رضا علیه السلام @ircom_8 🔹آدرس : چیتگر- بلوار کوهک- خیابان نسیم 16 غربی- مجتمع امام رضا علیه السلام @ircom8admin ادمین کانال مجتمع ✅لینک کانال ها و لوکیشن مجتمع امام رضا(ع): https://takl.ink/ircom_8/
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب شهید ماکان نصیری ناصرکاوه_خرداد 1405.pdf
حجم: 8.1M
حتما چند بار این کناب را بخوانند تا درک کنند با چه میخواهند و ببندند و کنند روایتی از 🔺اگر بین اسرائیل و شیطان جنگی رخ دهد، ما کنار شیطان خواهیم ایستاد!؟ ما را می‌دانیم. در دنیا هیچ‌ چیز بدتر از اسرائیل نیست. اگر اسرائیل و شیطان با یکدیگر بجنگند، ما در کنار شیطان می‌ایستیم. اگر اسرائیل با کمونیسم بجنگد، ما در کنار کمونیسم می‌ایستیم. اگر اسرائیل با جناح راست بجنگد، ما در کنار جناح راست می‌ایستیم. این است معنای اسرائیل شر مطلق است. من شخصاً در حد مطالعات و باورهایم هیچ نهادی خطرناک‌تر از اسرائیل نمی‌شناسم.‌ منبع: جلد ۱۲ کتاب گام‌به‌گام با امام موسی صدر
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌رضا پهلوی: سفر دو سال پیش من به تل‌آویو، از دلایل اصلی برخورد جهانی و حمله اسرائیل و آمریکا به ایران بود!
خانه سرود تهران بزرگ(کربلایی محسن معارفی( ابر قدرت.mp3
زمان: حجم: 12.3M
قطعه استودیویی 📌ابر قدرت 📊تنظیم دیجیتالی 🎙|کربلایی محسن معارفی ✍|شاعر : محمد رضا طالبی 🎧|تنظیم : علیرضا ولایی 🖥| تهیه شده خانه سرود تهران بزرگ
مجتمع فرهنگی امام رضا علیه السلام
#کتاب_جدبد #تبخیر_در_آسمان_میناب #مذاکره_کنندگان حتما چند بار این کناب را بخوانند تا درک کنند با چ
☑️ یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد... 🤲مراسم استغاثه به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف🤲 🤲به نیّت تعجیل در ظهور منجی عالم بشریت🤲 جمعه 12 تیر ماه ٢ ساعت قبل از اذان مغرب 🎙سخنران : حجت الاسلام و المسلمین 🔹محمدرضا بیگدلی🔹 قرائت زیارت پر فیض آل یاسین و مناجات با نوای گرم حاج محمد نیک آریا🔹 🕌 مترو چیتگر، بلوار (کوهک) شهیدان علیمرادی خیابان شهید حاجی زاده حسینیه ی امام رضا علیه السّلام @ircom_8 ✅لینک کانال های مجتمع امام رضا(ع): https://takl.ink/ircom_8/
📣 مراسم عزاداری ظهر عاشورای حسینی (ع) 🔹سخنران : ▫️حجت السلام و المسلمین حمید نصیری 🗓 پنجشنبه 4 تیر 1405، 📍تهران| حسینیه امام رضا (ع) 📺پخش سخنرانی کامل در لینک آپارات لینک : https://aparat.com/v/zahs54n @ircom_8
🎥 🔹 کربلایی امیرحسین شفیعی و حاج محمد نیک آریا 🔻روضه/یادمه هنوز اون آشوب ... : https://aparat.com/v/osg44gn 🔻ای دل سوزان/ زمینه : https://aparat.com/v/idm2avh 🔻رزق ما می رسد از خان اباعبدالله/ زمینه : https://aparat.com/v/bnr842i 🔻نمردم آخر سرت رو روی نیزه دیدم/ زمینه : https://aparat.com/v/tkq5wm3 🔻 هر که دارد هوای کربلا بسم الله / واحد : https://aparat.com/v/src391t 🔻روضه/یا این دل شکسته ما را صبور کن... / حاج محمد نیک آریا : https://aparat.com/v/gch9zkd 🟥 برای مشاهده نسخه کامل و با کیفیت ویدیو های کربلایی امیرحسین شفیعی و حاج محمد نیک آریا وارد لینک های آپارات شوید . _ ♦️ مراسم عزاداری ظهر عاشورای حسینی (ع) 🗓 پنجشنبه 4 تیر 1405، 🔻حسینیه امام رضا (ع) _ @ircom_8
🎥 🔹 کربلایی محمد احمدنژاد 🔻ای کشته فتاده به هامون / شور : https://aparat.com/v/rfb4kfy 🔻نوای دلنشین حسین / شور : https://aparat.com/v/nwc1bih 🟥 برای مشاهده نسخه کامل و با کیفیت ویدیو های کربلایی محمد احمدنژاد وارد لینک های آپارات شوید . _ ♦️ مراسم عزاداری ظهر عاشورای حسینی (ع) 🗓 پنجشنبه 4 تیر 1405، 🔻حسینیه امام رضا (ع) _ @ircom_8
📣 مظلوم کشی 🔹 🗓 پنجشنبه 4 تیر 1405، 📍تهران| حسینیه امام رضا (ع) 📺پخش کامل در لینک آپارات لینک : https://aparat.com/v/ogd48fn @ircom_8
در تاریخ جنگ‌ها، گاهی یک نام کوچک می‌تواند به اندازه یک شهر روایت درد و ایستادگی را در خود جمع کند. نام «علی آمون» از همین جنس است؛ کودکی پنج‌ساله از شهر دزفول که در آبان‌ماه سال ۱۳۶۱، در یکی از تلخ‌ترین شب‌های جنگ ایران و عراق، ناگهان از جهان مرئی محو شد و تنها نشانی که از او باقی ماند، مچ دستی کوچک با انگشتانی گره‌خورده بود؛ مچی که بیست‌وپنج روز بعد بر شاخه درختی کُنار پیدا شد. برای فهم عمق این حادثه، باید به فضای آن سال‌ها بازگشت؛ سال‌هایی که شهر دزفول در خط مقدم جنگ موشکی عراق قرار داشت. دزفول یکی از شهرهایی بود که به شکل مداوم هدف موشک‌ها و راکت‌ها قرار می‌گرفت. مردم شهر با صدای آژیر، با لرزش زمین، با فروریختن دیوارها و با خبرهای تلخ زندگی می‌کردند. در چنین فضایی، زندگی روزمره همچنان جریان داشت؛ کودکانی که بازی می‌کردند، مادرانی که نان می‌پختند و پدرانی که با امید فردا را آغاز می‌کردند. شب تاسوعای آبان ۱۳۶۱ یکی از همان شب‌های سنگین و پراضطراب بود. در حالی که بسیاری از خانواده‌ها برای عزاداری حضرت ابوالفضل(ع) آماده می‌شدند، آسمان دزفول بار دیگر با صدای موشک‌های دشمن شکافته شد. در میان آن همه اضطراب و هیاهو، علی آمون – کودک پنج‌ساله – از خانه بیرون رفت تا برای خانواده نان بخرد. این کار ساده و روزمره، آخرین لحظه‌ای بود که کسی او را دید. موشک‌ها فرود آمدند. محله لرزید. خانه‌ها ویران شدند. گرد و غبار و آوار همه جا را پوشاند. وقتی موج نخست حادثه فرو نشست، خانواده‌ها و همسایه‌ها به دنبال عزیزان خود گشتند. برخی زخمی بودند، برخی زیر آوار مانده بودند و برخی دیگر جان باخته بودند. اما در میان همه این جستجوها، علی پیدا نشد. روزها گذشت. گروه‌های آواربرداری کار خود را انجام دادند. مردم محله و خانواده او همچنان امیدوار بودند که شاید علی در جایی زخمی شده و به بیمارستان منتقل شده باشد یا در خانه‌ای پناه گرفته باشد. اما هرچه زمان می‌گذشت، نشانی از او پیدا نمی‌شد. گویی کودک پنج‌ساله در میان دود و آتش آن شب، از جهان محو شده بود. بیست‌وپنج روز بعد، اتفاقی رخ داد که همزمان هم پاسخ بود و هم پرسشی دردناک. در فاصله دو یا سه محله دورتر از محل اصابت موشک، بر شاخه‌های درختی کُنار، مچ دستی کوچک دیده شد. دستی که انگشتانش مشت شده بود؛ گویی در لحظه‌ای از ترس یا درد، به غریزه فشرده شده باشد. این تنها چیزی بود که از علی باقی مانده بود. برای پدر و مادر او، این کشف تلخ پایان جستجو و آغاز سوگی طولانی بود. آنان مجبور شدند با همان نشانه کوچک، مراسم تشییعی برگزار کنند؛ تشییعی بی‌جنازه. پیکری در کار نبود، تنها یک مچ دست کوچک که قرار بود به خاک سپرده شود و نشانه‌ای از کودکی باشد که دیگر بازنمی‌گشت. چنین مراسمی در فرهنگ سوگ ایرانی معنایی سنگین دارد. خاکسپاری تنها برای دفن یک بدن نیست؛ بلکه برای آرام گرفتن دل بازماندگان است. وقتی بدن کاملی وجود ندارد، سوگ نیز کامل نمی‌شود. غم در جایی از دل باقی می‌ماند و به انتظار تبدیل می‌شود. برای مادر علی، این انتظار هنوز پایان نیافته است. پس از گذشت بیش از چهار دهه، او همچنان چشم به راه است؛ نه از آن رو که عقل به بازگشت فرزندش امیدوار باشد، بلکه از آن رو که دل مادرانه هرگز مرگ را به طور کامل نمی‌پذیرد. در حافظه مادران، فرزندان همیشه در جایی از جهان زنده‌اند.
داستان علی آمون تنها داستان یک کودک نیست؛ بلکه نمادی از سرنوشت کودکانی است که در جنگ‌ها بی‌هیچ نقشی در تصمیم‌ها، قربانی خشونت می‌شوند. جنگ‌ها اغلب با زبان سیاست و استراتژی روایت می‌شوند، اما حقیقت آن‌ها در سرنوشت انسان‌های کوچک و بی‌دفاع آشکار می‌شود. از این منظر، علی آمون را می‌توان «ماکان نصیریِ گمنام دزفول» دانست؛ کودکی که نامش شاید در حافظه عمومی کمتر شنیده شده باشد، اما سرگذشتش همان معنایی را حمل می‌کند که سرگذشت همه کودکان قربانی جنگ دارد: معصومیتی که در میان آتش و آهن خاموش می‌شود، اما در وجدان جمعی باقی می‌ماند. تصویر مچ دست کوچکی که بر شاخه درختی پیدا شده، به نوعی تصویر نمادین جنگ نیز هست. درخت کُنار که خود نشانه‌ای از حیات و ماندگاری در اقلیم جنوب است، ناگهان حامل نشانه‌ای از مرگ و ویرانی می‌شود. گویی طبیعت نیز شاهد این تراژدی انسانی بوده است. چنین روایت‌هایی در تاریخ یک ملت تنها به عنوان خاطره باقی نمی‌مانند؛ بلکه به بخش مهمی از حافظه اخلاقی جامعه تبدیل می‌شوند. آن‌ها به ما یادآوری می‌کنند که جنگ، فراتر از خطوط جبهه و نقشه‌های نظامی، به زندگی انسان‌های عادی نفوذ می‌کند و سرنوشت خانواده‌ها را برای همیشه تغییر می‌دهد. داستان علی آمون، داستان یک مادر چشم‌انتظار، یک شهر مقاوم و یک کودک گمشده در آسمان موشک‌باران‌شده است. کودکی که تنها نشانه‌اش مچ دستی کوچک بود؛ دستی که انگشتانش مشت شده بود، شاید در آخرین لحظه، در برابر جهانی که استکبار جهانی به رهبری شیطان بزرگ آمریکا، برای او بیش از حد خشن شده بود. و همین مشت کوچک، پس از سال‌ها، هنوز در حافظه شهر دزفول گره خورده است؛ نشانه‌ای از رنج، از مظلومیت و از یادآوری اینکه جنگ، پیش از هر چیز، کودکان را از جهان می‌گیرد. !!