eitaa logo
مجتمع فرهنگی امام رضا علیه السلام
8.3هزار دنبال‌کننده
43.5هزار عکس
16.6هزار ویدیو
499 فایل
✅کانال مجتمع فرهنگی آموزشی امام رضا علیه السلام @ircom_8 🔹آدرس : چیتگر- بلوار کوهک- خیابان نسیم 16 غربی- مجتمع امام رضا علیه السلام @ircom8admin ادمین کانال مجتمع ✅لینک کانال ها و لوکیشن مجتمع امام رضا(ع): https://takl.ink/ircom_8/
مشاهده در ایتا
دانلود
📣 مراسم آیین بزرگداشت رهبر شهید حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای 🔹سخنران : ▫️حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا معارفی 🗓 پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ 📍تهران| حسینیه امام رضا (ع) 📺پخش سخنرانی کامل در لینک آپارات لینک : https://www.aparat.com/v/kvzt82a @ircom_8
🎥 🔹 حاج حامد باقری 🔻روضه/ بیا و درد هجران محبان را مداوا کن ... : https://www.aparat.com/v/znv73q6 🔻قول بده لحظه مرگم به دادم برسی .../ زمینه احساسی : https://www.aparat.com/v/znw542b 🔻ما همه منتقم های رهبر هستیم ... / زمینه : https://www.aparat.com/v/rxx841b 🔻صلاة یا اباعبدالله ... / شور : https://www.aparat.com/v/dhl5752 🔻هنوز دنیا قشنگه با تو ... / شور : https://www.aparat.com/v/lbju3nm 🔻 بر امان نامه اعتنا نکنیم... / شعر : https://www.aparat.com/v/vlfsgww 🟥 برای مشاهده نسخه کامل و با کیفیت ویدیو های حاج حامد باقری وارد لینک های آپارات شوید . _ ♦️ مراسم مراسم آیین بزرگداشت رهبر شهید حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای 🗓 پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ 🔻حسینیه امام رضا (ع) _ @ircom_8
🏴 *؛ برنامه‌ی شب ۱۴۱ تجمع میدان المپیک* 🚩 *بعثت خون‌خواهان* 🎬 *مراسم تعزیه‌خوانی:* توسط گروه محبان حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها 🤲 *قرائت دعای استغاثه:* با نوای دکتر حاج محمد نیک‌آریا 📜 *قرائت سه سفارش امام شهید:* (جهت پیروزی رزمندگان اسلام) توسط کربلایی سعید چزانی 🗓️ *زمان:* یکشنبه ۲۸ تیرماه | ساعت ۲۰:۰۰ 📍 *مکان:* منطقه ۲۲، تجمع میدان المپیک 🆔 @Sangar22
نویسنده : یکی از افتخارات حقیر "ناصرکاوه "نویسنده این کتاب این است که ، با این سه شهید حسن، علی و رضا مظفر در عملیات "مرصاد" همرزم بودم و در یک گردان به نام " گردان مسلم" از لشگر27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله بودم... ________________________________________ فهرست کتاب مقدمه فصل اول: ریشه‌ها و خانه‌ای که مدرسه جهاد بود فصل دوم: مادر، پشتیبان جبهه و پشت‌صحنه مقاومت فصل سوم: سه برادر، سه مسیر، یک مقصد فصل چهارم: شب مرصاد و بدرقه‌ای که به ابدیت رسید فصل پنجم: کوکب و خبر شهادت فصل ششم: ماندگاری، نام‌ها و جاودانگی موخره
مقدمه کوکب اسکندری از آن مادرانی است که نامشان تنها در خانه و خانواده نمی‌ماند؛ به تاریخ تعلق پیدا می‌کند. او مادری است که خانه‌اش از روزگار پیش از انقلاب، تنها محل آسایش و معاش نبود، بلکه به پایگاهی برای ایمان، مبارزه و پشتیبانی از حق تبدیل شد. در آن خانه، اعلامیه‌های امام خمینی پنهان می‌شد، نوارهای سخنرانی دست‌به‌دست می‌گشت و فرزندان، با نَفَس مبارزه و صدای عدالت بزرگ می‌شدند. این مادر، همسرِ محمد مظفر بود؛ مردی نانوا، امام جماعت و رزمنده که در سال‌های سخت انقلاب و دفاع مقدس در کنار خانواده و مردم ایستاد. اما عظمت این خانواده تنها در حضور پدر نبود؛ در قامت مادر نیز جلوه‌ای روشن و استوار داشت. او هم نان خانه را نگه می‌داشت و هم نان جبهه را؛ هم تربیت فرزند می‌کرد و هم پشتیبانی جنگ. در فرهنگ این سرزمین، مادران شهدا تنها سوگواران یک داغ نیستند؛ آنان حافظان معنای شهادت‌اند. کوکب اسکندری نیز چنین بود. او در سال‌های جنگ، نزدیک به هجده ماه در پادگان علم‌الهدی اهواز خدمت کرد، برای رزمندگان خیاطی کرد، نان و مربا فرستاد و همراه زنان محل، از هرچه داشتند برای جبهه بخشیدند. این حضور، صرفاً کار پشتیبانی نبود؛ ترجمان یک باور بود: اینکه دفاع از وطن و ایمان، به سنگر محدود نمی‌شود و در هر خانه‌ای می‌توان جبهه‌ای ساخت.
اما داستان مادرشهیدان مظفر تنها داستان تلاش پشت جبهه نیست؛ داستان مادری است که سه پسرش ـ حسن، علی و رضا ـ در عملیات مرصاد به شهادت رسیدند. آن شبِ سرنوشت‌ساز، همه چیز در خانه‌ای ساده اما سرشار از معنویت، به تصمیمی بزرگ انجامید. پدر و پسران راهی میدان شدند و مادر، با قلبی که گویی از پیش به آستانه صبر رسیده بود، در خانه ماند تا بار امانتِ فرزندان، همسران و بازماندگان را بر دوش بکشد. شهادت سه فرزند، برای هر مادری می‌توانست پایان جهان باشد؛ اما برای کوکب اسکندری، آغاز فهمی عمیق‌تر از صبر زینبی بود. او به جای فریاد، به سجده رفت؛ به جای شکستن، ایستاد؛ و به جای ناله، از وفای به عهدی سخن گفت که سال‌ها پیش در زیارت امام حسین(ع) بسته بود. این کتاب می‌خواهد نه فقط روایت یک خانواده، بلکه روایت یک جهان باشد: جهانی که در آن ایمان، کار، اشک، لبخند، جهاد، شهادت و امید در کنار هم می‌نشینند. روایت کوکب اسکندری، روایت مادری است که فرزندانش را به خدا هدیه کرد و خود، با صبری استوار، در حافظه مردم ماندگار شد. این اثر تلاشی است برای بازآفرینی آن ساحت روشن، تا خواننده امروز بداند که در پشت هر نامِ شهید، مادری ایستاده است که تاریخ را با اشک و ایستادگی نوشته است.
موخره هر کتابی باید فراتر از جمع‌بندی رویدادها باشد؛ باید میراث را نشان دهد. میراث کوکب اسکندری، تنها در فرزندان شهیدش خلاصه نمی‌شود، بلکه در نوع نگاه او به زندگی است. او نشان داد که مادر، صرفاً موجودی برای مراقبت از خانه نیست، بلکه می‌تواند مدیر یک جهاد بزرگ انسانی باشد؛ جهادی که از تربیت آغاز می‌شود، به پشتیبانی می‌رسد و در نهایت، به تقدیم عزیزترین‌ها در راه حق منتهی می‌شود. این میراث برای نسل امروز، به‌ویژه در روزگاری که جنگ‌ها صورت‌های تازه‌تری یافته‌اند، بسیار مهم است. امروز نیز میدان‌ها تغییر کرده‌اند: میدان علم، فرهنگ، رسانه، اقتصاد و هویت. اما روح همان است. همان‌گونه که مادر شهیدان مظفر فرزندانش را برای میدان نبرد کلاسیک آماده کرد، امروز نیز الگوی او می‌تواند به ما بیاموزد چگونه فرزندانمان را برای میدان‌های بزرگ‌ترِ اخلاق، آگاهی و مسئولیت تربیت کنیم. در پایان، نام کوکب اسکندری را باید در کنار مادران بزرگ این سرزمین نهاد؛ مادرانی که با صبرشان تاریخ را نگه داشتند، با ایمان‌شان جامعه را تقویت کردند و با جانِ خویش، معنای واقعی فداکاری را به یادگار گذاشتند. اگر این کتاب بتواند حتی گوشه‌ای از عظمت او و خانواده مظفر را بازتاب دهد، رسالت خود را انجام داده است. زیرا روایت این مادر، تنها روایت یک خاندان نیست؛ روایت شرافت یک ملت است.... پایان... برای مطالعه کامل کتاب به آدرس زیر مراجعه کنید👇 https://eitaa.com/nasserkaveh
22.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالگرد شهادت دختر سه ساله امام حسین(ع)، خانم خاتون را تسلیت عرض می کنیم بخش هایی از
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷السلام علیک یا رقیه (س) ، خاتون 😭چه سخته دیدن تشیع پیکر پدر برای نازدانه...
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوباره قافله رفت و رقیه جا مانده چه تند میرود، این ساربانِ وا مانده خدا به خیر کند، باز گم شدم بابا بیا ببین که فقط چند ردِ پا مانده بگو چه کار کنم، تا به عمه ام برسم؟ توانِ پایِ پُر از زخم، کربلا مانده خودت که داخلِ گودال گیر افتادی عمو کجاست بیاید؟ ببین کجا مانده؟ به یاد دردِ لگدهای شمر افتادم دوباره چادر من دستِ خارها مانده بگو به مرگ، به فریاد دخترت برسد سه ساله فاطمه ای دست بر دعا مانده کجاست خنجر کهنه به دادِ من برسد؟ به جان سپردن من چند ربنا مانده؟ به این کفن که سرم هست، اعتباری نیست پدر چه قدر برای تو بوریا مانده؟ : 💔 من دخترم، باباییم، تقصیر من چیست؟ بابا بغل کن باز هم این دخترت را
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بمناسبت فرا رسیدن شب شهادت خضرت رقیه (س) 👇 💥دختر من که از 💗رقیه(س)💕 امام حسین(ع) عزیزتر نیست!👇 💢روز اعزام بود. شهید غلامعلی رجبی توی حیاط نشسته بود و دختر سه ساله‌اش را بغل گرفته بود. یکی از بچه‌ها پرسید 👈آقا غلام، جبهه بری تکلیف دخترت چی میشه؟...😰 💢محکم جواب داد 👈دختر من که از رقیه (س)👈 امام حسین(ع) عزیزتر که نیست!💕
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ میدونستین ۵ مکان در مشهد که رهبر عزیز شهیدمون باهاش خاطره داشتن کجاست؟