آن کاری که شما(شیعیان متعصب) در نهم ربیع الاول (عُمرکشون) میکنید، سنیها (متعصب) در نهم محرم میکنند! نکنید، تا نکنند...
- آیتالله جوادی آملی
ما یک سال است که سرخ سرخیم. از آن شب لعنتی خردادماه پارسال تاحالا. ما صاحبان پرچمها و بیرقهای سرخیم. منقش به یالثاراتالحسین. شبهای بسیار. روزهای سخت. ما خونهای سرخ دادهایم. از بندرعباس و سیریک و لامرد تا خیابان فلسطین تهران. خون شیعیان امیرالمومنین، خون نائب حضرت حجت، سرخ و گرم به زمین ریخت. یکسال تمام یک اف به قاتلان اطفال و نوامیس شیعه گفتید؟ گفتید «بیچاره امام حسین چهکار دارد به مشکل شما با آمریکا؟ امام حسین را قاطی درگیری خودتان نکنید» دریغ از یک تجمع سرخ. یک شعر سرخ. یکسال تمام سرخ نبودید. صورتی بودید. خاکستری بودید. رگ غیرت شیعیتان متورم نشد. بخار ازتان بلند نشد. حالا یکشبه سرخ شدهاید. استوریهای سرختان قضا نمیشود. تجمعات و مراسمهای زیرزمینیتان قضا نمیشود. سراپا سرخاید. شما سرخشدن هم بلد بودید؟ جمعشدن هم بلد بودید؟ تنفر از کفار و ظالمان را هم بلد بودید؟ پس کجا بودید این همه وقت؟! سرخ بپوشید و بخزید توی زیرزمینهایتان و شعرهای مستهجنتان را بخوانید و کف بزنید. از زیرزمینها بیرون نیایید و با حرفهایتان، استوریهایتان، پروفایلهایتان، BUL هایتان و جورابهای سرخ دلقکوارتان برای شیعه هزینه نتراشید. تشیع انقلابی امروز با هسته مرکزی استکبار پنجه در پنجه شده. بهفکر از پا انداختن تمدن پرزرق کفر است. حوزه مبارزاتیاش را جهانی کرده و فراتر از درگیریهای مذهبی رفته. شما هنوز در سطح بزن و برقصهای مخفیانه و فحشهای علنی متوقف شدهاید. شما همچنان در زیرزمینهایتان، در جشنهای با تم قرمزتان، و در رِد پارتیهایتان مشغول رقص باشید، ما پرچم سبز علیولیالله را که به قلهها رساندیم، خبرتان خواهیم کرد ان شاءالله.
«مهدی مولایی»
خواب شهادت نبینید! باید زنده بمانید و نابودی اسرائیل را با چشمهای خودتان ببینید! باید آنروز کسی بالای مسجدالاقصی فریاد بزند دیدید خامنهای گفته بود اسرائیل را از بین میبریم..
هیچکس نمیتواند جای دیگری را بگیرد. هیچکس. در هیچجایگاهی. حضور پدر؛ اینکه بدانی شمارهای در تلفن داری که میتوانی بگیری تا بگوید «بَه.حضرت آقا»؛ حتی اگر کم حرف باشد، یا بگوید مشتری دارم، زود بگو؛ و تو هر وقت بخواهی، بتوانی ساعتها، جادهها را خوابالود و خسته برانی تا زیرزمینی با دیوارهای نمور و برآمده در کاشان و او، آمادهاست تو را ببوسد، بگوید فردا کباب میخرم برات، یک چیز است؛
و داشتن دختری چهارساله، که دستهای کوچک بامزهش، پُر است از زلمزیمبو؛ و همیشه کاری کرده که جایزه میخواهد و در لحظهی شروعِ جلسه یا کلاسی میگوید «میخوام یه چیز مهمی بهت بگم» و آن چیز مهم اینست که در کارتون باب اسفنجی، پاتریک و گَری چه کارهایی کردهاند؛ یک چیز دیگر.
به گمانم حتی عشق هم... عشق تازه، جای عشق کهنه نخواهد آمد. بلکه، جای خودش را پیدا خواهد کرد در ساحتِ آدم و چه بسا، جایی که او مییابد، امنتر و ایمنتر و دلبرانهتر باشد. عشق کهنه ممکن است دفن شود، کمرنگ شود، یا بدل شود به تنفر، حسادت، درد ناگهانی همهی شریانهای پیرامون قلب و چیزهای دیگر؛ اما هست. آتشی که هر آن ممکناست سیمرغی، بزاید.
و چه بسیار که آدمیزاد، در خیابانی سرد و خالی از ایمان، از کنار اویی که در زندگی قبلیاش؛ دوست میداشته، میگذرد. یا صفحهاش را در اینستاگرام مییابد. یا زرد و سرخ شدن چراغ راهنمایی، خاطرهای گنگ و محو از دلبرانگی او را در ترافیک دیوانهکننده بهخاطرش میآورد.
خداوند در قرآن فرموده است «فمن یعمل مثقال ذرّة خیرا یره. و من یعمل مثقال ذرّة شرّا یره». بسیاری اینطور ترجمه کردهاند که هرکس، ذرهای نیکی، و ذرهای بدی کرده باشد، خداوند پاداش و سزایش را میدهد. اما در تعبیر شگرفی شنیدم که کلمهی «یَرَه» را صِرفِ دیدن تفسیر کردهاند. یعنی هرکس، نیکی و بدی کند، آن را میبیند. میبیند و شاد میشود از خوشیِ خوبی. میبیند و اندوهگین میشود از زشتی پلیدی.
من، گمان میکنم که اهلی خانهی دل کسی بودن هم اینگونه است. حالا هر چقدر دورافتاده و بعید و بیثمر. آدمیزاد، او را بالاخره میبیند. در خیالی، رویایی، هوهوی بادی، پُلُق پُلُقِ جوشیدن ربی. چرا که همهی رها شدهها روزی صاحبی داشتهاند. میمِ مالکیتی. احساسِ سرخوشانهای. و هیچکس جای دیگری را نمیگیرد. نمیتواند بگیرد. خیلی هنر کند، در جای خودش بنشیند. جایی که مخصوص اوست. چه نگهش دارد. چه رهایش کند...
- مرتضی برزگر
هرکس سوره جمعه را در هرشب جمعه بخواند
کفاره گناهان مابین دو جمعه خواهد بود.
- امامصادق(علیهالسلام)