ایثارنامه
🕋✋ یک دیگر رُ اقناع کنیم، ک قبله ی اول، کعبه بود. چون زودتر ساخت ُ ساز شد. یک دیگر رُ اقناع کنیم، ک
(ساعتدرونما! حرکت خاستههای ماست)
🕋
قبله، برای بشری، برای این لازمه ک
ما، یک شاخص راستُ هدفمند
یا یک عقربه ی دارای مرکز
در ساعت درونمان
داشته باشیم.
درست؟!
یعنی ما باید،،
یعنی تمام انسانها
باید ب یک مرکز ثقل معنوی
بصورت ریسمان وار، متّصل بشیم
تا بر حسب گردش اون مرکز، رشد کنیم.
ذهن ما، چون با علمِکم خطا داره،
و شخصیتی خودخاهُ مغرورِ
از شاخص حقّ اصلی
کمکم دورمیشِ
و برای خُد
یک شاخِصِجدا
در ذهن ایجاد میکنه.
شاخصی ک، هدف خودشه.
وقتی ک از شاخص اصلی دور بشِ
و برای خود و خاسته هاش، شاخص شِ
علیه شاخص اصلی قد عَلَم میکنه
و چون بر اساس ذات هستی
شاخص اصلی قویترینِ
وَ شاخصجدا ترسو،
فرعْمیشکنِ.
و حتّی شاخصجدا،
حتّی اگر علیه اصل خُد
قد عَلَم نکنه، اماازاونجداست
و چون از عِلم شاخص حقّ جدا شده
از عَلَمِ او هم جدا میشه و درون خود غرق.
بخای نخای ب سوی شکمُ زیر شکم
ب سوی چاکرم قربانم نوکرم،
برای چی؟ برای چندرغاز.
برای کی؟ برایچی.
ریسمانخدا!
ب کدام مرکزوصلِ؟
هرکسی هر قبله ای داره
بخودش مربوطه وُ بِ خداش
منتها! عالم هستی ک درو هستیم،
یک مرکزیّت مفهومی و قابل ادراک داره
ک دارای یک دنباله ی بی انتهاست.
اگر ب این ریسمان نپیوندیم
و فکرُ ذهنُ قلبمون
ازون جدا باشِ
وا مصیبت•
در زندان دنیـــا
تا ب کی سر گردانی؟
مخلص کلام این ک قبله
نیاز ب تأییدیه ی معجزه داره
هر قبله ای ک اعجازش برتر بود
مریدان برتری داره و حدیثی کاملتر.
.
.
مجذوب ب نور شُ
ن مدفوع ب گور🙏
🕋
دشت خشکُ خاکیی ما رنگ یک دریا گرفت.
ساحلیآرام. سبزی از کفصحرا گرفت،
مست شیدایی ی جام ُ شربتُ ساقیش بود
ناگهان موجی بیامد، روی بر دنیا گرفت
در فراغ دلبر اش نهرآب و رود از اشک، چُن..
..آسمان دلگیر شد، از رحم او، معنا گرفت
خاک سرد از عمق جان، فریاد رویش کرد، پس....
باد، دان را هدیه دادُ، نخلی از فردا گرفت
میل تا میل زمین سبزِ درختان، کوهُ رود
پهنه ی زیبایی اش، آنجاست، جان، اینجا گرفت
آن ب آن بر شاخه های گلشنُ دشت، آب داد
برفرٰازخاک، از عمقِ سپیدی پا گرفت
آدمُ حوّا، طیوران، خاکساران، مورُمار
بهره ای از چهارپایان، دام را پیدا گرفت
خاک، چون مغرور شد از این همه برکاتُ خیر
سنگ ریز آسمانُ کوه، جان ها را گرفت.
برف آرام است، امّا با صدا، یا لرزه ای
بهمن غرّان کوه اش، رعد غولآسا گرفت
#خاکعریان، تا سیاهی را درون اش یافت کرد
#با_دعا درمان شدُ، یک روی بر بالا گرفت
.
.
ایثارنامه
🕋 اما رحمت نورانی ی خدا بی انتها، و دایره ی عذاب تاریک او محدود است. . .
محدود است یعنی چ؟
یعنی مدّتی کم؟
ن، یعنی محلّ عذاب خدا، مانند زندان حدُّ حصر داره، محدود ب مکانی بسیار، و بینهایت وسیع و گاه غیر قابل درک،
اما زمان ماندگاری در این دور باطل محدود شده، گاه تا ب ابدیت هست.
یک محل وسیع و محدودی ک اندازش مشخصه اما تاریخ ماندگاری در این دور باطل، نامشخص.
گاهی ب مدتی محدود
گاهی بدون حساب. شاید ابد.
این ماندگاری، بسته ب این داره
ک چقدر در زمان زنده بودن، ماندگاری
و حفظ میکنی.
.
.
🕋
https://eitaa.com/farsna/309102
اگر این خبر صحّت داشته باشه
دم این سربازا گرم. الان میخان خودشونُ حفظ کنن.
נשימתך חמה. היה חופשי.
הזנב שלך חם. היה חופשי
..
دم شما گرم.آزاده باشید.✋
.
.
ایثارنامه
🕋 https://eitaa.com/farsna/309102 اگر این خبر صحّت داشته باشه دم این سربازا گرم. الان میخان خودشون
🕋
شما هم تیک سبز تون رُ بگذارید.
ما همه برادریم✋
فقط با...
❣
اوّل مردم مِرَن خانواده ی خودشانِ دور هم جمع مُکُنَن، بعد مِرَن خانوداه ی بقیه رِ آشتی مِدَن.
اگه خانواده ی خودش دور هم جمع نِشُدن چی؟
بِرَن خانواده ی بقیه رِ آشتی بِدن
خوب بقیه هم خانواده دِرَن خوب.
.
.
🕋
#خطّ_فارسی
همشکلی ی حروف، در رسمالخطّ زبانی،
نشانه ی وجود خاستگاه مادری ی واحد، برای شبیه الخطّ هاست. یعنی نزدیکترند.
ب یک پدرُمادر میرسند.
در زبان فارسی، توضیح چهارده صیغه ی زبان عربی، ب شکلی کامل و با ادبیاتی وزین، در شش صیغه خلاصه شده.
مثلا وقتی در فارسی میگوییم: رفتند
دیگه (زنُ مردُ) (کمُ زیاد)ش رُ توضیح نمیدیم.
این ک این مهمه ک،
دو نفر یک کاری کردن. و این ک
از کجا اومدنُ برای چی اومدنُ ب کجا میرن هم، سؤال مهمتر.
فارسی ب همه شخصیت متعادل داده.
دیگه شییُ she هی he نداره.
میگِ: او
ـتَ وُ ـتِ نداره. میگ: تُ.
فارسی خیـ____ــــــــــــلی مؤدّبه
بلا نسبتُ
دور از جونُ
بی معنی یُ
روم ب دیوارُ
گلاب ب روتُ
تو کلامت شکر ک
#خطّ_فارسی را پاس بداریم.
چند تا کشوریم؟
.
.
🕋
از هندُ عجمُ عرب، تا سفیدُ سیاه
کاف کاف. ما همه ب این شکل(ک)
میگیم کاف. ک.
ب (ن) میگیم: نون
یعنی صدای مخرج اداء کلمه
یک صدا داره.
سلام سی خدا مادر برادر شب روز عشق دوست نام خنده آسمان دل باغ. کتاب چای سمبوسه بریانی ...
هندیا همه فهمیدن.
.