فلسفه اصلی ام در زندگی اجتناب از آدم ها تا جای ممکن بود . هرچه کمتر آدم می دیدم ،حالم بهتر بود!
بی صدا اشک میریخت...
مرا یاد باران هایی می انداخت،
که شب ها بی صدا می باریدند و صبح
از نم زمین ، متوجهشان می شدیم !
از سرخی چشم هایش..