او با من در رویاها زندگی میکند، او هر شب به خوابم میآید، صدای او همیشه در تاریکی نگهبان من است، او اولین کسی است که میبینم و نمیدانم چرا نمیدانم او کیست
آدمی که میشینه باهات درمورد آدمایی که تو زندگی ناامیدش کردن حرف میزنه داره ازت این درخواست رو میکنه «لطفا توام مثل اونا نباش»
چه بگویم ، میسوزم و میسازم ، میمیرم و زنده میشوم ، خسته میشوم و دوباره جان میگیرم ، میدوم و میجنگم و تو فقط بمان . .
بعدا ؟ بعدا وجود نداره، بعدا روز شب میشه
بعدا زندگی تموم میشه، بعدا تو میمونی و یک حسرت .