یک پیشنهاد برای تعطیلی عید سعید فطر
نظر به اینکه تعطیلات عید سعید فطر، چند سالی است که به دو روز تغییر یافته است، و مساله مشخص نبودن تعطیلی عید برای برخی افراد در جامعه تبدیل به یک چالش ذهنی شده است، پیشنهاد می شود تعطیلات شمسی مربوط به عید تغییر نکند. چگونه؟
بدین صورت که ۱ شوال مصادف با عید سعید فطر تعطیل رسمی باشد. حال، اگر ماه ۲۹ روز شد، یکم و دوم شوال تعطیل باشد و اگر ماه ۳۰ روز شد، سی ام ماه مبارک رمضان و یکم شوال تعطیل باشد!
بدین ترتیب، عزیزانی که از قبل برنامه ریزی هایی برای تعطیلات خود داشته اند (مثلا قصد مسافرت کرده بودند) یا مدارس و دانشگاه ها و ادارات و ... برنامه زمان بندی شان به هم نمی خورد. امید است با این راهکار، چالش کمتر شود.
http://eitaa.com/islamic_psychology
✅ درسی زیبا از امام سجاد علیه السلام _ به انضمام ظرایف روانشناختی ماجرا
مردی آمد نزد حضرت امام سجاد علیه السلام و گفت: 《فلان شخص دیروز حرفهایی چنین و چنان درباره شما میزد و عیب هایی از شما می گرفت》.
یکی از یاران پرسید: 《آیا در جمع می گفت و خبر می ساخت؟》
گفت: 《نه که در پنهانی و فقط با من میگفت》.
امام فرمود: 《سزای غیبت و تهمت با خداست. وعده گاه همه روز حساب است. او در میان همه حکم خواهد کرد. هیچکس از بدگویی مردم در امان نیست. کسانی بودند که بر پیغمبر هم دروغ می بستند و عیب می گرفتند. برای آن شخص خوبتر آن بود که می آمد و حرف هایش را اینجا می گفت و مطلب را روشن می کردیم، ولی تو هم کار خوبی نکردی که این خبر را آوردی. از یک طرف حق صحبت او را رعایت نکردی که حرف پنهانش را برای من گفتی و سخنی که خودش در روی ما نمی گفت به من گفتی. از طرف دیگر حق ما را رعایت نکردی که از مسلمانی خبر دل آزاری آوردی که ما نشنیده بودیم. بعد از این پرهیز کن و بدان کسی که عیب مردم را نزد دیگران بسیار می گوید، گواهی می دهد که عیب های خود را در مردم جستجو می کند》.
قصه های خوب برای بچه های خوب، مهدی آذریزدی، ۱۳۹۹، جلد ۸، صص ۱۴۴_۱۴۳
⁉️میزان قرابت خود با این نوع رفتار را بسنجیم
👈ظرافت های روانشناختی ماجرا نیز بر اهلش پوشیده نیست
http://eitaa.com/islamic_psychology
انتقاد منصفانه
شاید ما زبان انتقاد را به درستی نیاموخته ایم...
از یک طرف، گاه انتقاداتمان از دایره انصاف خارج می شود...
گاه، حرفهایی بر زبان جاری می کنیم و بعد می فهمیم آنچه بر مبنایش سخن رانده ایم، تکذیب می شود!
گاه، هدفمان از انتقاد، خیرخواهی و اصلاح نیست و شاید هم هست، اما شیوه بیانمان این را منتقل نمی کند...
گاهی انتقاد می کنیم و از آن اظهار فضل برداشت می شود (پس، شاید اشکال به شیوه انتقاد ماست)
گاهی انتقادات مان به حق است، اما در زمان یا وضعیت مناسبی مطرح نمی شود
اگر انتقادات ما باعث شد کسانی که هم مسیرمان هستند، چنین برداشتی از ما بکنند و سپس ناچار شویم برای دفاع از کسانی که از آنها انتقاد کرده ایم، تعریف های نابجایی بکنیم، یا مخالفان ایشان را با انتقادات شدیدتری مواجه سازیم که ممکن است به حق نباشند، بدانیم که احتمالا جانب اعتدال را رعایت نکرده ایم
گاه، بدون دادن فرصت پاسخ به طرف مقابل، انتقاد می کنیم
گاه انتقاد ما حالت تحکم و تعیین تکلیف دارد و نه حالت پیشنهاد سازنده
گاه، انتقاد ما، انگیزه های صحیح را کمرنگ می کند
گاه، انتقاد می کنیم، ولی نقاط مثبت را نمی بینیم یا اگر نقاط مثبت را بیان می کنیم، مشخصا تظاهر است و هدف اصلی تخریب برداشت می شود
اگر رویه انتقادی مان صحیح نباشد، حتی اگر انتقادمان به جا باشد، و هدفمان هم خیر باشد، ممکن است طرف مقابل را به جای پذیرش و اصلاح، به دفاع از حیثیت خود وادار سازیم
پس، خیلی مراقب باشیم
انتقاد بسیار خوب و لازم است، اگر به جوانب آن اشراف داشته باشیم...
حرفم کلی بود، اما قابلیت تطبیق به موارد گوناگونی را دارد: برای نمونه، انتقادات به برنامه زندگی پس از زندگی؛ انتقادات به برخی عملکردهای مسئولین؛ انتقادات به همسر و ..
http://eitaa.com/islamic_psychology
جنگ شناختی: #بی_بی_سی شناسی
توضیح مطلب در ارسال بعدی...
http://eitaa.com/islamic_psychology
جنگ شناختی: شناخت رسانه دشمن
یکی از تصورات عجیب در کشور ما این است که آزادی در غرب منجر به کاهش آمار تجاوز جنسی شده
تصور عجیب تر این است که برخی فکر می کنند در غرب تجاوز معنای بسیار ظریفی دارد و مثلا اگر لمس کوچکی هم اتفاق بیفتد سریعا همه دستگاه ها واکنش نشان می دهند!
این دو فیلم، مربوط به وقایع اخیر در کشور انگلستان است
بی بی سی هم یک رسانه لندن نشین است و این وقایع بغل گوش او اتفاق می افتند
چند گزارش برای این موارد در بی بی سی تهیه شده است؟
از لوازم داشتن سواد رسانه ای این است که وقتی اطمینان پیدا کردیم که رسانه ای #دشمن ماست، آن را دنبال نکنیم. چگونه ممکن است در معرض اطلاعات دائما منفی درباره کشور خود قرار بگیریم و متاثر نشویم؟
اهم آنچه در خبرگزاری هایی چون بی بی سی دنبال می شود، شامل موارد زیر است:
۱. انتشار اخبار منفی (با شدت کم یا زیاد) در رابطه با ایران
۲. عدم انتشار اخبار مثبت درباره ایران (حتی اگر خیلی برجسته باشد)
۳. تفکیک گذاشتن بین افرادی که در کشور محبوبیت دارند با نظام و حاکمیت (مثلا تفکیک بین تیم ملی یا ورزشکاران یا هنرمندان با نظام)
۴. پوشاندن نقاط ضعف و مشکلات کشورهای متحد با ایالات متحده و بریتانیا (برای نمونه نشان ندادن مشکلات اقتصادی اخیر در آلمان و ترکیه و عمده کشورهای اروپایی)
۵. گزارش کوچکترین پیشرفتها در کشورهای یادشده
۶. بیان برخی اخبار خنثی در قالبی تمسخرآمیز که مخاطب را تحریک کند
۷. بیان اخبار منفی درباره کشورهایی که با ایران متحد هستند و با غرب هم مشکلات و چالش هایی دارند
تمامی این موارد در قابی که از اینستاگرام بی بی سی (همین حالا) قرار داده ام، قابل ملاحظه است. هر چند قاب که از این رسانه بگیرید، با همین موارد (و شاید مواردی دیگر) مواجه خواهید شد
اینها همه برنامه ریزی شده است تا ذهن مخاطب در جهات خاصی شکل بپذیرد:
تو شرایط بسیار بدی داری؛ از همه جا بدتر!
در جاهای دیگر همه چیز خوب پیش می رود
متحدان کشور تو، تو و کشورت را فریب داده اند
اگر با ما هم پیمان شوی، همه مشکلاتت حل خواهد شد
اگر از غرب انتقاد کنی یا به پیشرفت های کشورت افتخار کنی، فرد کم اطلاعی هستی
زمانی روشنفکر خواهی شد و لایک ها به سمتت خواهد آمد که از عملکردهای داخل کشورت مدام بنالی و هیچ جنبه مثبتی را نبینی و اهل گلایه کردن بشوی
اگر در تو امیدی به بهبودی اوضاع هست، یعنی قدرت تحلیل نداری!
اگر به این نتیجه رسیدی که اوضاعت افتضاح است و هیچ امیدی هم به بهبود شرایط نیست جز همراهی با تفکرات جامعه غربی، تمام هدف برای تو محقق شده است
http://eitaa.com/islamic_psychology
جذابیت هایت را حفظ کن دختر!
بخش اول
دختر، با اعتماد به نفسی وصف ناشدنی وارد مرکز مشاوره شد. تعریف می کرد که پسری در اینستاگرام شیفتۀ او شده و خواهان ازدواج است. آنقدر دلباختۀ دختر شده که حاضر است از راهی دور به شهر دختر بیاید، خانواده خود را همراه کند، و دل خانواده دختر را هم به دست آورد. پسر خوبی به نظر می رسد. ظاهرا اهل رفیق بازی نیست، و علاقه اش قلبی به نظر می رسد. از ویژگی های دختر تعریف می کند و درباره تلاشش برای رسیدن به او توضیح می دهد. دختر، از این تلاش و دلباختگی خوشش می آید، اما هنوز کاملا وابسته پسر نشده است. دختر از تلاش پسر، تامین عاطفی از جانب او، و اطمینان خاطری که به او دارد، خوشش می آید.
عطش پسر برای رسیدن به خودش را می پسندد و کم کم دارد در برابر او نرم می شود. شاید، این همان پسری باشد که بتواند او را خوشبخت کند.
تصور دختر این است که اگر دسترسی های بیشتری به پسر بدهد، عطش بیشتری را ملاحظه خواهد کرد و ماجرا دیگر تمام خواهد شد. پسر، کاملا دلباخته او می شود، و دختر هم که با این کار، نشان داده که خواهان پسر است!
⁉️اما، ماجرا از نگاه پسر چگونه پیش می رود؟
👈پسران (عموم پسران)، دختران در دسترس را برای ازدواج نمی پسندند، اما پسرانی که به دنبال رابطه اند، دختران دردسترس را می پسندند، چون هدفشان لذت فوری است و نه دادن تعهدی دائمی.
پسرانی که قصد ازدواج دارند، به دنبال اعتماد به دختری هستند که دوستش می دارند. اگر نتوانند به دختر اعتماد کنند، برای آنها ارزشی وجود نخواهد داشت.
پسر، دوست دارد با تلاش و زحمت به مراد دلش برسد. اگر، آنچه می خواست، بیش از اندازه راحت به دست آمد، ممکن است قدرش نیز کمتر دانسته شود.
پسر، وقتی متوجه شد که دختر به او وابسته شده، و دیگر بدون او نمی تواند، قدری پا پس می کشد.
اینجاست که تصورات، به خطا می رود. دختری که با هدف ازدواج وارد رابطه شده بود، حالا غرور خود را از دست رفته می بیند، چون دسترسی هایی به پسر داده که باعث شده ارزشش پایین تر بیاید، عطش پسر را خاموش کند، تردیدهایی در پسر ایجاد کند که اگر به من دسترسی داده، چه اطمینانی است که به دیگری نمی داده؟ خود دختر هم خسته شده و دوست دارد تکلیفش روشن شود، اما دیگر نه آن استقلال و غرور قبلی برایش باقی مانده، نه آن اعتماد به نفس ناشی از مشاهده تلاش پسر...
ممکن است این فکر به ذهنش برسد که باز هم دسترسی های بیشتری را برای پسر فراهم کند، شاید پسر انگیزه اش برای اقدام به ازدواج بیشتر شود، اما پسر به دنبال دختری است که جذاب و نه چندان در دسترس باشد! دختری که جذاب باشد، ولی چندان آسان به دست نیاید. دختری که جذابیت هایش مربوط به همسرش باشد و نه مربوط به همه...
وقتی دختر، رابطه ای را ادامه می دهد، و تعیین تکلیف را از پسر نمی خواهد، معنایش این است که:
من، خودم به جای پسر تلاش می کنم (و این یعنی لذت تلاش پسر گرفته می شود).
🚨دختران، معمولا متوجه نمی شوند چه زمانی وابسته شده اند. اوضاع تا پیش از وابستگی در ظاهر خوب بود: پسر، برای رسیدن به دختر عطش زیادی داشت؛ دختر، استقلال و غرور خود را حفظ کرده بود؛ بر رابطه مسلط بود؛ تصور می کرد هرگاه بخواهد می تواند از رابطه خود را خارج کند، اما اکنون اوضاع فرق کرده است: عطش پسر کاهش یافته؛ اطمینان قبلی وجود ندارد؛ دختر سرمایه و انرژی زیادی گذاشته، اما عایدی چندانی برایش نداشته است؛ و حالا، پسر بر فضا مسلط است.
داستان می توانست متفاوت باشد...
ادامه در ارسال بعد👇
http://eitaa.com/islamic_psychology
جذابیت هایت را حفظ کن دختر!
بخش دوم
ادامه از ارسال قبل ...
داستان می توانست متفاوت باشد:
✅درست، در زمانی که دختر تسلط دارد، احساس غرورش از دست نرفته، خود را در دسترس پسر قرار نداده، حریم ها حفظ شده، و عطش پسر بالا ارزیابی می شود، فرصت مناسبی است تا از پسر بخواهد برای او تعیین تکلیف کند: اگر، قصدش ازدواج است، مرد و مردانه بیاید و با خانواده دختر (شامل پدر و مادر) صحبت کند. اگر الان شرایط ندارد، صحبت اولیه را مطرح کند و به میزان معقول و مشخصی زمان بخرد و تا آن موقع رابطه ای برقرار نشود. اگر شرایطش را تا سال های سال ندارد، ولی دختر شرایط ازدواج را دارد، نشان دادن علاقه پسر به این است که انتظار نداشته باشد به خاطر خودخواهی خودش، تمام موقعیت های خوب دختر برای ازدواج از دست برود!
🛑اما، برخی پسرها، با علم به اینکه هدف دختران از رابطه ازدواج است، با دادن وعده و وعیدها زمان می خرند؛ با علم به اینکه دختران شفقت و دلرحمی دارند، خود را به وضعیتی میزنند که دختر حس ترحمش درگیر شود؛ با علم به وابستگی دختر، او را به لطایف الحیل نگه می دارند، و ... . با علم به اینکه برای دختر مهم است که بداند پسر با خانواده اش در این باره حرف زده، خواهر یا مادر (واقعی یا تصنعی) را وارد ماجرا می کنند! اما آشکارا تماسی با خانواده دختر برقرار نمی کنند! این اواسط، گاهی هشدار هم می دهند که «به من وابسته نشو! اگر رابطه به ازدواج منتهی نشد، خودت می خواستی که در آن بمانی! یادت باشد!».
👈حساب ازدواج، با رابطه کاملا متفاوت است و این در پژوهش های متعدد داخلی و خارجی تایید شده است (ان شاءالله در فرصتی مناسب گزارشی از این پژوهش ها را ارائه خواهم کرد) .
✅ نگران نباش دختر! اگر، دسترسی هایت، پس از ازدواج (که یک پیمان آشکار تعهدآمیز است) برای پسر باز شد، این وصال برای پسر بسیار خوشایند است، چون برایش تلاش کرده و به آن رسیده و اطمینان دارد که این وصال مختص اوست... اما، همین وصال، در حین رابطه، نتیجه ای معکوس دارد...
پانوشت: برای یک پسر، سه دقیقه زمان کافی است تا به اوج لذت جنسی برسد (برایزنداین، مغز مردانه، ترجمه دهقانی و زمانی، ۱۳۹۵، ص ۷۸). این را بسیاری از دختران نمی دانند. لذا، برایشان قابل تصور نیست که وقتی پسری را به منزل راه می دهند، چگونه به دردسر می افتند (و حتی دچار مشکلات روانشناختی چون اختلال استرس پس از سانحه می شودند) و ممکن است مسیر زندگی شان کلا تغییر کند. دختران، اینگونه نیستند و بنابراین، چنین انتظاری هم ندارند. شاید این آگاهی کمک کند تا دخترانمان، هرگز پسری را در خلوت به حریم خود راه ندهند.
هم مسئولین و هم والدین، و هم تسهیل گران ازدواج در جامعه باید تلاش کنند تا مسیر برای ازدواج اصولی و سالم مهیا شود.
http://eitaa.com/islamic_psychology
22.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگرانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای فرزندان والدین مذهبی آخر الزمان!
http://eitaa.com/islamic_psychology
بازنشر نیکی ها را تمرین کنیم
بازنشر(فوروارد) پیامهای ناامیدکننده و ترس آور، برای برخی #نان دارد، به ویژه در این شرایط (فلان جنس در بازار نیست! زود بخرید دفعه بعد قرار هست گرانتر شود؛ شانس آوردی حالا رسیدی و ...)
بازنشر پیامهای نیک را در خود به یک عادت تبدیل کنیم تا در گسترس آنها سهیم باشیم
بازنشر پیامهای ترس آور و ناامیدکننده را مدتی متوقف کنیم و بلکه به ارسال کنندگان بگوییم این کار را نکنند؛ هم روان خودمان آسوده تر است و هم در ایجاد مشکلات بعدی، که برخی به صورت هدفمند آن را دنبال می کنند، سهیم نخواهیم شد
به بیان دیگر: مدتی روزه فوروارد نکردن پیامهای ناامیدکننده و ترس آور را بگیریم. نتیجه به زودی مشخص می شود
پ.ن: یکی از فیلمهای بالا درباره استادی است که به دانشجوی کم توان کمک می کند تا از باران عبور کند؛ دیگری واکنش مردم نجیب و عزیز کشورمان در هنگام خالی شدن بار تریلی (که روغن بوده است)، در همین اوضاع فعلی کمبود و گرانی روغن، می باشد
http://eitaa.com/islamic_psychology