یهـ سالِ دیگهـ اومد و یهـ سال دیگهـ
از عمرمون کم شد.
امسال دمِ عید حالِ خیلیامون مثلِ
همیشه نبود . .
خوب نبود . .
شاید خندهٔی مصنوعی رو لبِمون
نشوندیم و با خانوادھ گپ زدیم؛
اما آخرش یهـ چیزے اون تهِ تهِ دلِمون
گرفته بود . .
میدونی چیهـ ؟!
من میگم چون آقامون نیست؛
دلمون گرفت .
چون نیاز داریم کهـ یهـ کسی
بالا سرِمون باشه .
بیا از امروز فقط پنج دقیقه از روزت
رو بزار برا آقا امام زمان .
ببین چجوری جبران میکنهـ . .
خردسالهـٰا بـۍقرارند برای عیدۍهایِ
رنگ وارنـگ ، مادرها خوشحالند از برق
زدن در و دیوار خانه وُ اهل راه حیرانند
برای پایان برجِ شعبان، ماهۍ که شب
هایش ، لیلِ الهدیهـ است و روزهـٰایش
یومِ الهدیه .
روزِ آخرِ ماھ شعبانِهـ .
روز ها همینطور میگذرد .
ماھِ مھمانیِ خدا در راھ است !
نھایتِ استفادھ رو باید کرد .
از کجا معلوم سالِ بعد همین
ساعت زندھایم ؟!
میدونی رفیق .
صبر سخته خیلی سخت .
هر لحظهی زندگی یهـ اتفاقی میافتهـ و
اشکام جارے میشهـ .
اما میدونم تھِ تھِش اونی کهـ اون بالاست
عادلهـ .
جوابِ اشکامو میدھ :))
- إسـراء -
روزهارَفتوَفَقَطحَسـرتدیـدارِرُخت ماندهبَرایندلِیعقوبۍماآقاجان ...!")💙
ماھ رمضان رسید و حکایتِ منتظر
همچنان باقیست :)))💔.
#حلولماھرمضانمبارڪ🙃