eitaa logo
آلا
6 دنبال‌کننده
120 عکس
65 ویدیو
4 فایل
آلا یه اسم تلفیقی-ابداعیه از خاله و آله خواهرزاده ام اولین بار که صدام کرد گفت «آلا» 👩🏻‍🍼 و من « آلا » موندم آلا به ترکی : رنگارنگ آلا به کردی: پرچم آلا به پهلوی: گل سرخ کمرنگ آلا به عربی: نعمت الهی همین قدر پر مغز و مفهوم 😅🤭
مشاهده در ایتا
دانلود
ردیاب ایجاد روتین ماهانه📝 هر عادتی که میخوای تو خودت ایجاد کنی یا هر روتینی که دوست داری انجام بدی رو مینویسی مثلا میخوای هر روز یه پادکست ده دقیقه ای گوش بدی بنویس تیک بزن
ردیاب پریودی 🩸 این ردیاب در واقع مثل ردیاب روتین میمونه با این تفاوت که تو جدول کناری اسم هر ماه رو می‌نویسید و روزهای پریودتونو با مداد قرمز پر میکنید اینجوری هم نظم بدنیتون میاد دستتون هم چیزای دیگه🙊
اگه استقبال کردید براتون ردیاب نماز قضا هم میزارم 😎 به درد کسایی میخوره که مثلا میدونن چند ماه یا چند سال نماز قضا داشتن و میخوان منظم شروع کنن به خوندنش
می‌خوام یه نمونه رضایت مشتری براتون بزارم 😂😁❤️
با تشکر از محدثه جوووونم😍❤️
همه میگن از بیرون خیلی شجاع و ریسک پذیر بنظر میای از اینایی که هرکاری بخوای میتونی بکنی از اینا که براشون کار نشد نداره ولی من خیلی وقته یادم نمیاد این محدثه رو ... اصلا خودمو یادم نمیاد چند سالی میشه که درگیرم که چی ام، کی ام یا بهتره بگم، چی بودم ، کی بودم خودمو یادم رفته هنوز که هنوزه بعد از سه سال دارم اشک میریزم ولی نه حالم خوب میشه نه دلم سبک میشه این بدترین قسمت ماجراست که نمی‌دونم چمه گاهی وقتا دلم میخواد نباشم زندگی تموم بشه ولی نه به دست خودم خودش بگیره گاهی وقتا هم میگم باید زندگیتو بسازی، قرار نیست یه مصیبت تمام زندگیتو تحت الشعاع قرار بده ولی داده ... بَدم داده... آماری بخوام بهش نگاه کنم تعداد دفعاتی که خواستم تموم بشه خیلی بیشتر از دفعاتی بوده که خواستم بهتر بشه اصلا یه میل مرگ عجیبی دارم واسه امروز و دیروز هم نیست سه ساله فقط برام عجیبیه که چطور با این میل انقد دارم میگذرونم و از دید بقیه دارم زندگیمو جلو میبرم (چون از دید خودم صرفا دارم درجا میزنم) امروزم که دیدم دوباره پر از مرگم گفتم بنویسم شاید کمک کرد نمی‌دونم اون چه موجودیه در من که وقتی دلم میخواد تموم شه همه چی بازم امید داره که خوب بشه واسه همین اشکش درمیاد یا شایدم اشکش از این در میاد که دلش واسه خودش میسوزه که دلش نمی‌خواست اینجوری تموم بشه آره حس میکنم اینه چون همین الان که این یه خط بالارو نوشتم جوری چنگ انداخت به گلوم تا ضجه بزنم که مطمئن شدم البته نتونستم خیلی خواسته‌شو برآورده کنم و ضجه بزنم چون تو خوابگاه هزار نفر دیگه هم هستن بقیه هم نفهمن هم اتاقیت می‌فهمه بعد میخواد بیاد بپرسه چی شده بعد تو دلت نخواد براش تعریف کنی اونم بره هزارتا فکر و قضاوت درموردت بکنه یا اینکه خیلی پاپیچ بشه و بعد تو براش تعریف کنی یه چیزایی، دست و پا شکسته اونم حرفای چرت و پرت تحویلت بده که قوی باش، انقد بهش فکر نکن یا اگه تفکرات مذهبی داشته باشه بخواد از خدا و حکمتش برات مایه بزاره بگه حتما خدا می‌خواسته رشدت بده و از این حرفا من اما هم گوشم پره هم مغزم پره از این حرفا اصلا من یه روزی خودم این حرفارو تحویل بقیه میدادم پس همون بهتر که خفه خون بگیرم و نزارم کسی (حداقل هم اتاقیا) از حالم با خبر شن دلم یه غار واقعی میخواد یه غار تنهایی واقعی من یه عالمه فریاد دارم که توم خفه شدن یه عالمه بد و بیراه دارم که به این دنیا می‌خوام بگم ولی با صدای بلند نه توی دلم کاش میشد الان که به دوستم پیامک دادم بریم بام بگه می‌تونه
اول این
بعدم این
و امروز تمام !