"هر شب که مَه در آسمان ،
گردد عَیان دامنکِشان ؛
گویم به او رازِ نَهان !
که با من چِهها کردی -
به جانم جَفا کردی .."
هدایت شده از -ابَر نو اَختران'
چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی؛
نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی.