نشستی یه گوشه برا خودت فکر میکنی:
جنگم دیدیدم دیگه هیچی نمیتونه متعجبمون کنه که
یهو میبینی خواهرت داره ظرف میشوره🍃🗿
معرکهترین تقدیمنامهای که تابهحال از یک نویسنده دیدم:
به یادِ پدر و مادرم که به من اجازه دادند در جستوجوی چیزهایی باشم که معنایشان را نمیفهمیدند.
بیصبرانه منتظر پاییزم.
روزای کوتاه، ساکت، خُنک، خیابونای زرد و نارنجی، قهوه (چای) زیر بارون>>>