44.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الهی بمیرم برای اشک ها و چهره ی معصومتون ،برای چشماتون که پر از شوق زندگیه
که این دنیا برای قلبهای کوچیک و مهربون شما زیادی بی رحمه .
از وقتی که چشم باز کردین مجبور بودین برای نفس به نفس زندگی بجنگید اونم با دستها و جثه ی کوچیکتون...از راه دور محکم بغلتون میکنم ،اونقدر محکم که شاید ...شاید...
.
.
ای آنکه گره کارهای دشوار به دست تو باز میشود، و ای آنکه سختی دشواری ها با تو آسان میگردد،و ای آنکه راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست،سختی ها به قدرت تو،به نرمی گرایند و به لطف تو اسباب کارها فراهم آیند...
خدایا میدونم که میبینی ،به قول امام سجاد ع از آنچه که به سرمون اومده دلتنگ و بی طاقتیم و جانمون از اندوه آکنده اس،و این در حالیه که فقط تو میتونی این اندوه رو از بین ببری..
پس با ما چنین کن ،اگرچه شایسته ی اون نباشیم
یا ذالعرش العظیم.
#خودنوشت
گفت تو اون بحبوحه ی جنگ از یه دختر بچه پرسیدم _ تو مسلمونی یا مسیحی؟
گفت _من گرسنه هستم.
خانومِلوبیا
الهی بمیرم برای اشک ها و چهره ی معصومتون ،برای چشماتون که پر از شوق زندگیه که این دنیا برای قلبهای ک
بچها اگه دلشو ندارید ویدئو هارو نبینید
من خودم موقع ادیتش گریه کردم
ازینکه هیچ کاری از دستم برنمیاد ازینکه واقعا کسی نیست به دادشون برسه
فقط برای ظهور دعا کنیم همین
شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش رو کند ، زیرش به برگ دیگه ای رسید و زیر اون برگ یه برگ دیگه و ...با خودش گفت حتما یه چیز مهمیه که اینجوری کادو پیچش کردن...! اما وقتی به تهش رسید و برگها تموم شد متوجه شد که چیزی توی اون برگها پنهان نشده ، بلکه کلم مجموعهای از این برگهاس...
داستان زندگی هم مثل همین کلم هست! ما روزهای زندگی رو تند تند ورق می زنیم و فکر می کنیم چیزی اونور روزها پنهان شده ، درحالی که همین روزها اون چیزیه که باید دریابیم و درکش کنیم ... و چقدر دیر می فهمیم که بیشتر غصههایی که خوردیم ، نه خوردنی بود نه پوشیدنی ، فقط دور ریختنی بود...! زندگی ، همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم…
لحظه هارا دریابیم.
اینایی که حواسشون به جزئیات هست خیلی خوبن؛
"دیر جواب پیام دادی نگران شدم.
چرا رنگت پریده؟
دستت زخم شدها!
چرا صدات گرفته؟
چرا دیشب انقد دیر خوابیدی؟
چشمات قرمز شده.
چرا غذاتو نخوردی؟
بی حالی، چیزی شده؟"
برای همه ی آدمای عزیز زندگیتون این شکلی باشید.