*عرض سلام و ارادت به رفقایی که از کانال رمانها اومدن اینجا؛ خیلی مخلصیم صبورهای دوست داشتنی🙈
محض رضای خدا یکبار نشد من برم سمت باغ کتاب و مسیرم اهدنا الصراط المستقیم باشه! 🗿
هربار شصت بار چرخ خوردم و این اصلا ربطی به استعداد نداشتنم تو مسیریابی نداره! درون و بیرون ساختمونهاست که پیچیدگی دوست نداشتنیای داره🦦
نمازخونهش هم خیلی مهجوره. باز دمِ اون بنده خدایی که تابلو راهنما زده گرم. با اینکه از دو نفر آدرس پرسیدم ولی بازم کمک کننده بود🥸
آما
همیشه مقصد میارزیده به این چرخ خوردنا. مخصوصا امروز!
بار دیگر مطمئن شدم اون چیزی که برای گفتن و شنیدن ازش شوق بینهایت دارم و دوست دارم جلسه تموم نشه و استاد ادامه بده، حتی داستان نیست. فیلمنامهست!
اول کلاس اینجوری بودم که استاد چقدر ژست روشنفکری داره و باید بعنوان منتقد سر کلاسش باشم. آخر کلاس اینجوری بودم که چقدر انقلابی و فطریه😔😂
بازم خداروشکر که الحمدلله
پن: کاش زودتر هشتگ مناسب واسه کلاسهای سینما پیدا کنم
وقتی واسه کلاس جدید، دفتر قدیمی برمیداری:
این دفتر رو سال ۹۸، زمانی باز کردم که اینترنتا قطع بود و به هیچی دسترسی نداشتم. باز کردم و شروع کردم به نوشتن یه رمان راجع به اتفاقات همون روزا که به اندازهی سنم ناپخته بود و البته بیشتر از چند صفحه نوشته نشد.
امروز این جمله رو صفحهی اولش دیدم. جدا از اینکه اون موقع هم آقا هم حاج قاسم هم خیلیای دیگه هنوز حیات دنیوی داشتن و خیلی از قائلهها شروع نشده بود، جدا از صفت ناپختهای که برای یاد کردن از آقا نوشتم، میخوام بگم آدما خیلی وقتا بدون اینکه بدونن دارن با تجربیاتشون، با حرفهاشون، و با خیلی چیزهای به ظاهر ریزِ دیگه سرنوشتشون رو پیشبینی و مقدر میکنن. خدا خیلی وقتا به همین جزئیات نگاه میکنه. یا شاید اصلا داره با این جزئیات نشونه میده بهمون که قراره کی بشیم و چی بشیم. اون موقع من نوشتن رو دوست داشتم ولی ابدا فکر نمیکردم تمام آیندهم تلاش برای تحقق این جمله باشه برنامههای دیگهای داشتم که مال من نبود و خداروشکر فهمیدم که مال من نیست.
خلاصه که جزئیات را جدی بگیریم.
و این سفارش آقا را هم(:
این داستان: دوربین بیکیفیت حجتی نور ماه را با نورهای مصنوعی قیاس میکند.
#فاء
ChaartaarChaartaar - Ghazal Nashod (UpMusic).mp3
زمان:
حجم:
6.3M
تو فصل دوم دردسرهای عظیم، اون اوایل، لطیف یه #دیالوگ داره که میگه وقتی همه چی خوب پیش میره استرس میگیرم!
این بنظرم باید یکی از استراتژیهای زندگی باشه! یعنی جدا از شاکر بودن بابت اوضاع مطلوب، بدونی که دائما یکسان نباشد حال دوران...و البته یه کم هم شک کنی که چرا همه چی آرومه و آزمایشی در کار نیست! وگرنه یهو به قولِ استاد غلامی، توو میخوری و با امتحان الهی بعدی غافلگیر میشی😁
یه لحظه اگه احساس کنی بهبه! دیگه همه چیز درست شده و قراره همینجوری بمونه، همونجا گوشت پیچونده خواهد شد😔
اول به خودم میگم که یادم نره و پشتم باد نخوره🤝
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
بعد ببخشید یه سوال دیگه شما دوره هایی که شرکت می کنید رو از کجا متوجه می شید ؟
من شهرستانی هشتم و دانشجوی تهران ترم ۳ ام و هم هیچ جا رو نمی شناسم هم نمی دونم از کجا اطلاعیه ها رو پیدا کنم اما خیلی علاقه دارم که توی دوره ها شرکت کنم می شه کمک کنید ؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
بهبه ان شا.الله موفق باشید و حسابی قدر دوران دانشجویی رو بدونید. چه درون دانشگاه چه بیرون دانشگاه.
ببینید بخش زیادیش که واقعا رزقه. یعنی بعنوان مثال، ماجرای ورود من به بنیاد و طلیعه حکمت کاملا خداحواسته پیش رفت. یا خیلی از تجربههای دیگه.
الان هم مثلا شما با بنیاد آشنا شدید این میتونه ان شاءالله رزق باشه براتون.
ولی خب مشخصا یه جاهایی هم هست که میتونید کانالهاشون رو پیگیری کنید. مثل حوزه هنری، باشگاه سوره، خانه اندیشمندان، و...
خود دانشگاهها معمولا دورهها و رویدادهای مربوط به رشتههاشون رو تبلیغ میکنن(انجمن علمی، تشکلهای اسلامی، معاونت فرهنگی و...) یه وقتا هم همبنطور اتفاقی تو مجازی میبینید. مثلا من این کلاسی که امروز رفتم رو خیلی اتفاقی و خداخواهی تو اینستا بنرش رو دیده بودم.
یا با آدمهایی ارتباط میگیرید که بهتون معرفی میکنن. چه تو دانشگاه چه توی بسترهای دیگه.
خلاصه که راه زیاده. شما اگه بخواید و قدمهای اول رو بردارید، خدا براتون در باز میکنه ان شاءالله