فرّ+یاد | فاطمه حجتی
اميدوارم خدا بخاطر بیآرتیهایی که یکشنبه و مخصوصا امروز سوار شدم گناهان چهار سال اخیرم رو محو کنه.
ولی همصحبتی با خانمهای رندوم(تصادفی) تو اتوبوس و مترو>>>>>
چند ایستگاه پایانی رو بالاخره نشستم. خانومی یه کم از استرس جنگ گفت و وقتی عکس رهبر شهید رو روی پسزمینهی گوشیم دید نطقش حسابی باز شد. واقعا هم فقط نگران بود و از استرسی که به جون مردم افتاده گله داشت و هیچ عنادی نداشت. فقط میگفت کاش کوتاه بیان و یکی وساطت کنه که جوونا استرس نداشته باشن. هی منتظر فرصت بودم از نزاع تمدنی و تاریخی ایران و آمریکا بگم ولی خداروشکر اصلا فرصتش پیش نیومد. جاش نبود. گاهی واقعا منبر رفتن هنر نیست. شنونده بودن مهمه و شنیده شدنِ مردمی که دنبال شنوندهن، ارزشمند.
آخرشم از روی صداش کشف کردم اهل گیلانه و گفتم همشهریایم😁 و به خوبی و خوشی خداحافظی کردیم.
یه وقتایی سعی کنیم فقط بشنویم...
#صاد
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
واقعا دوست دارم بزرگ که شدم مدل و عمق صحبتم مثل استاد مهکام باشه. یه لحظه حواست پرت بشه و یه کلمهش
پروندهی حضور در جشنواره فیلم کوتاه امروز با این نشست بسته شد. ان شاءالله از فیلمهایی که دیدم هم همراه با روزنگاریهای هفتهی پیش و مطالبی که به اینجا بدهکارم، مینویسم.
منِ پارسال شوق و حسرتِ چشیدنِ این روزها رو داشت و حالا میتونم برم دست نوازش به سرش بکشم که بالاخره این مرحله هم آنلاک شد(قفلش باز شد) به یاری خدا
یه تسلط نسبی هم به محدودهی سینما ملت و دانشگاه صدا و سیما پیدا کردم بالاخره. ولی واقعا امیدوارم برگزارکنندگان رویدادها به متروخور بودنِ محل برگزاری توجه کنن😭 و اون منطقه لاناتی هم یه روز یه مترو توش سبز شه🙏🏻
در نهایت
سبحان ربّک ربّ العزة عمّا یصفون
و سلام علی المرسلین
و الحمدلله رب العالمین
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
صبح بخیر✨ با من آماده شید(🦖) بریم بدو بدو. و از خداوند برای تردد در شهر، بال پرواز مسئلت کنیم.🕊
راستی شکر خدا بدون بال به همهی مقصدها نهایت با ده دقیقه یه ربع تأخیر رسیدم.
عبور و مرور در تهران اونقدرا هم نتونستنی نیست😔