💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
فاطمه جون(((: چجوری فانوس رو نوشتی که الان قسمت نود و خورده ای هست ولی خب دورنمایه یا همون اتفاقاتی که میفته مثلا یه اتفاق حدود پنجاه پارت رمان میشه؟ به منن یاد بده(((: انشالله اگه عمری بود و منم اگه تونستم ذوق نویسندگی تو وجودم روشن کنم از این استعداد کش دادن حسابی پارت ها استفاده کنممم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
وای اول که خوندم فکر کردم منظورتون اینه که اتفاقاتش اندازه اتفاقات پنجاه تا رمانه!
که هم اینه، هم همینی که گفتید
و هیچ کدوم برای یه رمانی که بخواد واقعا بعنوان یه اثر چارچوبمند منتشر بشه خوب نیستن😭 یاد نگیریددددد
من راجع به پیرنگهای فانوس(که الان شاید یک دهمش نوشته شده باشه) و توصیف اتفاقات معمولا محدودیتی نمیذارم چون این نسخه منطقا نسخه اولیهست و بعدا توی بازنویسی باید ان شاءالله پیرنگهاش منظم یا حتی جدا شه و خیلی از توصیفها و اتفاقات اضافه، حذف!
البته حس میکنم هرچی میایم جلو یه مقدار جمع و جورتر دارم مینویسم...امیدوارم همینطور باشه😭😂 کلا معروفم به اینکه هر چیزِ نوشتنیای رو خیلی مفصل مینویسم و بسط میدم. و این لزوما نه خوبه نه بد. یه جاهایی به کار آدم میاد یه جاهایی هم آدمو گیر میندازه😶🌫
ان شاءالله به زودی بخونیم قلمتون رو🥺
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/its_shouter13/3054 منظورتو نفهمیدم ینی چی؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
رسول و ثنا شخصیتها و زوج اصلی رمان فانوسن.
و کلا پیرنگهای فانوس مخصوصا قصهی این دونفر، تا حدی با روضههای اهلبیت درهمآمیختهست..
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
فاطمه جون شما هم تو اون مصاحبه دانشگاه علامه که ویدئو رو گذاشتی حضور داری؟؟ همون خانوم چادری عینک دار یل بدون عینک؟ حس میکنم عینک داری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
دارم که گذاشتم دیگه!😅
با پروفایل کانال مقایسه کنید😉
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/shout_story13/3529 خیلییی نامردییی فاطمه جون حداقل این آنچهخواهید خوند رک میذاری کامل بذار بفهمیممم راجع به چی حرف میزنن و رسول داره زیر چی میزنه🥲😭
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اونجوری دیگه آنچه خواهید خواند نمیشه که! میشه پارت😁
آدمیزاد باید چیزی که میخواد از دست بده رو هم بپذیره، و قاطعانه و با جون و دل از دستش بده!
#صاد
هندونهباز بودن میتونه فرصتی باشه برای باورِ بیشتر به یقینا کُله خیر.
در رسیدنها، نرسیدنها، دیر و زود شدنها، عقب و جلو افتادنها و...
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
شروع کردم فانوس رو خوندن
دارم لذت میبرم
خیلی خوشم اومد که با رمانت شهید احمدی روشن رو معرفی کردی
ایکاش بقیه هم از این کار ها بکنن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
خیلی لطف دارید. نور و حضور خودشونه هرچی که هست. ما هیچکارهایم. البته که این نسخهی فانوس مخصوصا اوایلش خیلی خامه و جای کار داره. ان شاءالله اگه عمری بود و تکمیل شد، ویرایش زیاد میخواد
ان شاءالله که براتون نورآور باشه🌻
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
اتفاقا من از رمان با جزئیات خوشم میاد
چیه این داستان هایی که توی ۱۰ پارت یک ماه رو خلاصه میکنن میره!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
کلا قاعده اینه که نباید از اینور و اونور بوم افتاد. هویت رمان و مشخصهش همین توصیف جزئیاته. ولی توصیف باید درخدمت داستان باشه. نه خیلی زیادی باشه نه خیلی کم. و خب من حقیقتا خیلی راه دارم تا به این نقطه برسم😅
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/its_shouter13/3058
آخ خدااا😃 پس شبیه جناب نعمت هستیییید فاطمه جون
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
بله تا حد قابل توجهی🙈😅
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/its_shouter13/3056 ولی من از همین بسط و گسترشش خیلی خوشم میاد آخه صراح هم این شکلیههه به منم یاد بده🤧نمیدونم چرا ولی خیلی کیییف میکنم وقتی میبینم تعداد مثلا قسمت ۱۲ مثلا ۱۴ ۱۵ بخش هست الان که صراح رو میشمرم میبینم بالا دویست و خورده ای ورقه درحالی که هنوز اتفاقات زیادی توش نوشته نشده
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
چه جالب! مخاطب امروز معمولا کم حوصلهست، دوست داره زودتر بره جلو، اصل مطلب رو بخونه و به قسمتهای هیجانی برسه! اینکه این حوصله و علاقه رو دارید حُسنه واقعا!😁
ولی خب نمیدونم تا چه حد یاد دادنی و یاد گرفتنی باشه واقعا! میشه گفت بیشتر تمرین کردنیه. من به شخصه اصلا قصدی نمیکنم که مثلا فلان قدر صفحه یا کلمه راجع به این اتفاق بنویسم. خودم رو جای شخصیت و در موقعیت میذارم و هرآنچه به ذهنم برسه رو مینویسم(که خب این اتفاق توی نسخه اولیه باید بیفته و بعدش بازنوبسی بشه)
یه دلیلی هم که معمولا حجم توصیفات درونی و بیرونی رو زیاد میکنه اینه که فقط از دید یه شخصیت نمی.نویسم و احساسات و اکتهای همه رو روایت میکنم
اینها اگر به اندازه باشن باعث قوت متن میشن. ولی خب من قطعا خیلی نقص دارم توی تعادل برقرار کردن بینشون
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
چقدر جیگر آدم آتیش میگیره که کسایی رو مثل شهید احمدی روشن از دست دادیم
نخبه ی عزیزی که عاشق راه حل هایی جز راه دبیر ها بوده:)
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
بله واقعا. البته که ما شهدا رو بهدست میاریم، از دست نمیدیم! همونطور که نور ایشون امثال ما رو دور هم جمع کرده. ولی خب حیف بابت اینکه دستگاه امنیتی اون ایام نتونست تدبیر درستی بکنه. حیف بابت اینکه دشمنی داریم که از هیچ جنایتی برای رسیدن به هدفش دریغ نمیکنه. و حیف از اینکه رسانه هنوز هم خوابه و نه روحیهی امثال آقا مصطفی رو بین جوانها ترویج میده نه قدر شخصیتهایی که هنوز بینمون هستن و راه ایشون رو ادامه میدن رو میدونه و اهمیت کارشون در عرصههایی مثل هستهای رو بازگو میکنه...حیف(: از اون حیفهایی که غصهش باید بلندمون کنه تا خودمون یه حرکتی بزنیم! البته که کار انقلاب و شهدا هیچوقت رو زمین و معطل ما نمیمونه. ماییم که باید خودمون رو به این قافله برسونیم و نقشی ایفا کنیم.