eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۴ دی علاوه بر داغ خود دکتر و سوال همیشه بی‌جوابِ دلیل واقعی فوت یا شهادتشون و اینکه چرا اون تست ورزش بدون ملاحظه ازشون گرفته شد، یه درد بزرگتر هم با خودش داره درد روایت. درد خاموش موندنِ چراغ‌هایی که میتونن با فراگیر کردنِ روحیه‌شون، آدم‌ها رو توی هر شغل و سنگری زنده و پویا کنن. میخوای دکتر باش یا مهندس. نویسنده یا خبرنگار. بقال یا نجار. ولی ما خودمون با دستای خودمون خاموش نگهشون داشتیم با روایت نکردنشون. و بعد غر می‌زنیم از خستگی جامعه. از معضلات و آسیب‌ها. این، درد اصلی پشت ۱۴ دی، ۲۱ دی و خیلی از تاریخ‌های با ظاهر خاموشِ دیگه‌ست....
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
امروز، ۱۴ آذر، درست یک ماه مونده به نوزدهمین سالروز درگذشت دکتر سعید کاظمی آشتیانیِ عزیز بزرگ غریب ک
و اما درمورد چالشی که گذاشته بودیم همین روزاست که دکتر کاظمی بیاد به خوابم و بگه تو که یه کار فسقلی رو صدسال طول میدی از منی که مساعده گرفتن از رئیس جمهور رو از آخرِ وقتِ امشب نمینداختم فردا تو وقتِ اداری و در لحظه پیگیریش می‌کردم و انجامش می‌دادم، حرف نزن!💔 ولی خب از اونجایی که دکتر مهربونه و منشِ فانوس‌گونه‌ش اجازه نمیده، فعلا اینکارو نکرده.😅✨ بریم بخونیم چندتا برش(:
برای طومار قولی نمی‌داد که نتواند به آن عمل کند و بدون پشتوانه کاری را شروع نمی‌کرد. نگاهش به مسائل اقتصادی، توسعه مجموعه و عام المنفعه بود. هر کار خوب را برای خدمت به مردم انجام می‌داد. مدام تذکر می‌داد که آبروی جهاد دانشگاهی را حفظ کنید. هم به فکر حفظ آبروی جهاد بود هم آبروی کسانی که در جهاد کار می‌کردند. وقتی همکارانش دغدغه‌های دکتر کاظمی را می‌دیدند در کارشان انگیزه بیشتری پیدا و اگر در روند کار مشکلی پیش می‌آمد خیلی راحت بیان می‌کردند چون اطمینان داشتند دکتر کاظمی نه تنها ایراد نمی‌گیرد بلکه راه چاره هم در اختیارشان می‌گذارد.
برای نیل دکتر کاظمی آشتیانی ویژگی‌های شخصیتی متعددی داشت. یکی از آنها سحرخیزی بود. همیشه صبح زود سر کارش حاضر می‌شد. یک بار با آقای دکتر منتظری رئیس وقت جهاد دانشگاهی تلفنی صحبت می‌کرد. لابلای صحبت‌ها گفت: من می‌توانم ۱۷ رکعت نمازم را در جهاد بخوانم! و واقعاً غیر از نماز صبح، بقیه نمازهایش را در جهاد می‌خواند. معمولا صبح زود می‌آمد علوم پزشکی ایران که در خیابان گاندی بود و الان پژوهشکده معتمد(برست) آنجاست. تا ساعت ۹ و ۱۰ آنجا بود بعد می‌رفت به رویان در زعفرانیه و تا ساعت ۴ و ۵ آنجا بود. دوباره برمی‌گشت علوم پزشکی ایران و تا آخر وقت کار می‌کرد. این برنامه همیشگی‌اش بود. به غیر از پنجشنبه‌ها که تمام‌وقت در رویان حضور داشت. چون سحرخیز بود همه همکارانش هم سحرخیز شده بودند. وقتی رئیس یک محموعه زود سر کارش حاضر شود، معاونان، مسئول دفتر و همه سعی می‌کنند دنباله رو او باشند. اینکه می‌گویم زود می‌آمد سر کار و دیر می‌رفتند، این نبود که در منزل به فکر مجموعه نباشد. جمعه‌ها و ایام نوروز هم به فکر مجموعه بود و کارها را پیگیری می‌کرد.
برای مورنینگ🧡 شخصیت دکتر کاظمی تک بعدی نبود. این نعمت بزرگی‌ست که با تلاش، مطالعه، شب زنده داری معنوی، آموزش و شجاعت به دست می‌آید. البته من موافق نیستم که از او فردی دست نیافتنی بسازیم. دکتر کاظمی هم مثل همه اشتباهاتی داشت. انسان بزرگواری بود اما ممکن است دو نفر هم از عملکرد او رنجیده باشند که طبیعی است. بالاخره نمی‌توان همه را راضی نگه داشت. برای اینکه دکتر کاظمی آشتیانی را بهتر بشناسیم باید از همه ابعاد شخصیتی و مدیریتی او صحبت کنیم. یک تیم فوتبال درست کرده بود تا در مسابقات دانشجویی شرکت کنیم. به اراک رفتیم. من سرپرست تیم بودم و دکتر کاظمی بازی می‌کرد و اتفاقاً یکی از بهترین بازیکنان ما بود. نگفت چون من رئیس هستم خوب نیست به عنوان بازیکن وارد زمین شوم. دوست داشت در هر کاری با جمع باشد. در کل متناسب شان اتفاقات رفتار می‌کرد. این روحیه خیلی ارزشمند است. دکتر کاظمی فراتر از وظایف اداری خودش کار می‌کرد. مدیر بود اما پرستیژ مدیریتی به معنای خاص آن نداشت. چون نمی‌خواست در همه مراحل رفتار مدیریتی خشک داشته باشد. دکتر کاظمی صاحب نظر بود و در جلسات رویان، بزرگان پزشکی در حوزه‌های مختلف مثل فوق تخصص کلیه، تولید مثل، اورولوژی و ژنتیک را دعوت می‌کرد و خودش هم می‌نشست. با اینکه از خیلی از آنها جوان‌تر بود اما جلسات را خیلی خوب اداره می‌کرد. در مقابل مسئولان هم خیلی راحت حرف حق می‌زد. ممکن بود مسئولی از حرف‌هایش ناراحت شود اما با احترام پاسخ می‌گفت و نگران از دست رفتن جایگاهش نبود. در حالی که بعضی از افراد "مدیریت کوتوله‌ها" را بر عهده دارند! یعنی افرادی دور خود جمع می‌کنند که از خودشان پایین‌تر باشند تا بتوانند بر آنها مدیریت کند. اما دکتر کاظمی اینگونه نبود.
-برش‌ها کاملا تصادفی‌ان -لطفا هرکدوم ار مطالب بالا رو که مایلید به هر نحوی که می‌تونید منتشر کنید تا شاید یک قطره از دریای غربت ۱۴ دی کم بشه و جرقه‌ی آشنایی یه نفر با این شخصیت بزرگ، روشن -اگرم مبخواید برش بذارم براتون، لینک کانالتون رو پیوی یا ناشناس بفرستید یا یه عدد تصادفی از ۱۰ تا ۱۹۰ بفرستید که از اون صفحه براتون بذارم (دفعات بعدی ان شاءالله میریم سراغ دو تا کتابِ مرتبط دیگه)
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
و اما درمورد چالشی که گذاشته بودیم همین روزاست که دکتر کاظمی بیاد به خوابم و بگه تو که یه کار فسقلی
ماجرای مساعده هم اینه: رئیس جمهور وقت وقتی از پیشرفت‌های رویان بازدید کرد فوق العاده شگفت زده شد و دکتر کاظمی را بسیار تحسین کرد. بعد از پایان بازدید به دکتر کاظمی گفت در حال حاضر رویان چه نیازهایی دارد که من بتوانم کمک کنم؟ اگرچه شاید نتوانم همه نیازهای شما را برآورده کنم اما برای توسعه کار شما مایلم دولت هم کمک کند. دکتر کاظمی مبلغی را درخواست کرد آقای خاتمی گفت تلاش می‌کنم همه مبلغ مورد نظرتان را تامین کنم اما اگر نتوانستم هر قدر ممکن بود مبلغی را برای شما در نظر می‌گیرم. دو روز از این بازدید نگذشته بود که از دفتر رئیس جمهور با من تماس گرفتند و گفتند ایشان می‌خواهند با شما صحبت کنند بعد از سلام و احوالپرسی رئیس جمهور گفتند مقداری ارز برای رویان در نظر گرفته‌ام و به زودی نامه دریافت این ارز از طریق دکتر عارف به دست شما می‌رسد پیگیری کنید تا دوستان در رویان این مبلغ را دریافت کنند. رونوشت نامه معاون رئیس جمهور به بانک مرکزی دو روز بعد به دست من رسید دکتر کاظمی خیلی خوشحال بود که رئیس جمهور به این سرعت به وعده خود عمل کردند چون خیلی‌ها وعده کمک می‌دادند اما عملی نمی‌شد. آخر سال بود و دوستان ما در رویان پیگیر نامه در بانک مرکزی بودند گفتند مشکلی پیش آمده است بانک مرکزی گفته بود با این دستورها و نامه‌ها نمی‌توانیم به شما ارز بدهیم باید کارهای زیادی انجام بدهید. البته همان زمان یکی از کارشناسان ارشد بانک مرکزی گفته بود اگر رئیس جمهور چنین جمله‌ای را زیر نامه شما بنویسند ممکن است بتوانیم کاری برای شما انجام دهیم. آقای کاظمی سراسیمه پیش من آمد و گفت آقای دکتر منتظری معطل نکنید جمله را نشان داد و گفت که این جمله باید زیر نامه معاون اول رئیس جمهور نوشته شود گفتم الان ماه اسفند است من رئیس جمهور را از کجا پیدا کنم؟ گفت من نمی‌دانم هر کاری می‌توانید انجام دهید. قرار بود جلسه شورای عالی جوانان چند روز دیگر بعد از نماز مغرب و عشا با حضور رئیس جمهور برگزار شود رئیس جهاد دانشگاهی هم عضو شورای عالی جوانان بود. در حال رفتن به جلسه بودم که دکتر کاظمی تماس گرفت و گفت آقای دکتر منتظری نامه را فراموش نکنید. گفتم چشم! نامه اصلی دکتر عارف و حواشی نوشته توسط بانک مرکزی بر آن نامه و جمله‌ای را که کارشناس ارشد بانک مرکزی به عنوان راهنمایی نوشته بود با خودم به جلسه شورا بردم. بعد از پایان جلسه شورای عالی جوانان در سعدآباد همه در حال خداحافظی از همدیگر بودند که آقای خاتمی گفت ارزی که در نظر گرفته بودیم دریافت کردید؟ گفتم خیلی ممنون اما تا حالا به نتیجه نرسیده است. پرسیدند چرا؟ داستان را مختصر و سرپایی گزارش کردم. ایشان گفت من این جمله را نه یک بار بلکه ۱۰۰ بار برای شما می‌نویسم. نامه را از من گرفتند و عین جمله‌ای را که آن کارشناسان ارشد گفته بود زیر نامه نوشتند و امضا کردند ساعت ۹:۳۰ شب در بزرگراه مدرس به سمت دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی برمی‌گشتم تا وسایلم را جمع کنم و بروم منزل که دکتر کاظمی تماس گرفت و گفت چه خبر؟ گفتم مسئله حل شد خوشحال شد و خداحافظی کرد به محض اینکه به دفتر مرکزی رسیدم یک نفر وارد شد و گفت از طرف دکتر کاظمی آمدم نامه را از شما بگیرم. با این نامه ارز اختصاص یافته برای کمک به تامین تجهیزات رویان به حساب جهاد دانشگاهی واریز شد. دکتر کاظمی می‌توانست این نامه را فردای آن شب بگیرد اما او زمان را از دست نمی‌داد. کاظمی واقعاً مرد میدان بود.
به نور نمیشه عادت کرد ینی هیچوقت تکراری نمیشه هرلحظه جذب شدن بهش مثل زنده شدنِ دوباره‌ست ولی به تاریکی چرا. اصلا تاریکی از جنس عادته.
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
برای طومار قولی نمی‌داد که نتواند به آن عمل کند و بدون پشتوانه کاری را شروع نمی‌کرد. نگاهش به مسائل
از طومار در تلگرام برای فانتوم🌻✨️ می‌خواهم بگویم پرچم‌دار این مملکت، جهاد است. والله العلی العظیم. مدیر عامل رویان خداست؛ ماها عمله‌ی خدا هستیم. به خدا قسم اینها را جدی می‌گویم. یک چیزهایی اتفاق می‌افتد که من اصلاً عُرضه‌ی این کارها را ندارم. قدوقواره‌ی من این چیزها نیست، ولی اتفاق می‌افتد. دست کسی پشت سر حرکت‌هایی است که در مجموعه‌ی ما دارد انجام می‌شود. تا زمانی که این دست را بشناسیم و شاکر آن باشیم، لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ. حفظ این شرایط نکته‌ی مهمی است. این اُلفتی که خداوند بین افراد اینجا قرار داده؛ جمعی هم‌سو و هم‌سوز برای رسیدن به هدف والایی که در آن ارزش‌های اجتماعی و اقتصادی و اعتقادی نهفته است. واقعاً جای کار اینجاست و باید برایش شکر کرد. شکرش هم تلاش بیشتر و حفظ شرایط موجود است.                            |دکتر‌سعید‌کاظمی‌آشتیانی|
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
#فورواردی از طومار در تلگرام برای فانتوم🌻✨️ می‌خواهم بگویم پرچم‌دار این مملکت، جهاد است. والله ا
اگه من فقط یه توشه از منش و حرف‌های دکتر بخوام بردارم و تو ذهنم حک کنم، همین چندجمله‌ست((((:
دقت کردین حتی صدا و سیما هم مثل قدیما به شعار سال توجه نمی‌کنه؟ اصلا یهو یادم افتاد عه! امسال هم شعار داشت! خروار خروار حرف‌های روی زمین مونده(:❤️‍🩹
در به درِ چایی بودن با بین موکبا واسه آروم گرفتنِ گلو و باز شدنِ صدایی که درنمیومد... سر پا موندن با کوکا... دل‌دل زدن بین ادامه دادن یا ماشین گرفتن تعدیل دمای مای بارد ها اعجاز ذکر "حسین" یه سهم کوچولو از گنبد امیرالمومنین اون موکب کنار حرم نجف با صفِ پیچ پیچیش صفای عجیب غریبِ کاظمین و خیابوناش غربت سنگین سامرا و طعم هلِ چای‌خونه‌ش حسرت پشت درِ بسته‌ی سرداب بغض کربلا نفس عمیق تو صبحای مشایه بابا و مداحی‌هایی که همیشه پس و پیش می‌خونه "یه قلب مبتلا تو این سینه‌ست" دعاهای ختم به "لظهور الحجه" عوض شدنِ ضربِ سینه زدن با عبور از کنار موکبا چفیه‌ی خیس رنگین کمون شدنِ قطره‌های آب پاش ها و شلنگ ها زیر نور خورشید حاشیه‌ی جاده‌ی ماشین رو تفضل زائره... صلوات گرفتن های راننده مینی بوس خوردنِ پشت سرِ همِ کله‌هامون به سقف مینی بوس و دست دادن با عزرائیل گریه‌ی بابا...زیارت اربعین وسط بین الحرمین...مثل خواب... خواب آروم تو حرم امیرالمومنین... "الی الله...سفرَه الی الله..." زندگی تا هنوز کربلا و مشایه و اربعین داره قشنگه... ینی میشه دوباره...؟