فعلا که بابای دوماد یه 👍 تقدیممون کرده و گفته هیچ کس رو واسه عقد دعوت نکنین یه عقد ساده با چهارتا بزرگتر
پروژه رو با ۲۰ دقیقه تاخیر با هزارتا استاد فداتون بشم و نت خراب بود و ال و بل فرستادم تو سایت واسه استاد
با یه استرسی آخرین بخشا رو تایپ کردم و پروژه رو تموم کردم که گردن و شونم درد عصبی گرفتن
بعد بهش میگم فکر کن زهرا و نرگس (دختر عمه هام) هم شوهر کنند و من بمونم
گفت اون موقع دیگه کشتمت شیرمو حلالت نمیکنم🤣🤣🤣