واقعا دارم از دست خاله هام حرص می خورم
یه روز درمیون بلا استثنا با بچه هاشون چتر میشن خونمون یه ذره هم درک ندادن من امتحان نهایی دارم
بچه هاشونم عین گاو یا دارن دور خونه عربده میکشن یا سرشون رو میندازن پایین هی میان تو اتاق بیرون هم نمیرن
به مامانم هم که میگم بهشون بگو نیان اصلا توجه نمیکنه
دارم چل میشمممم یتیتقنثنث
از امتحان میام خونه میخوام یه ساعت کپه مرگمو بزارم بعدش پاشم سر درسام انقد سروصدا میکنن که نه میتونم بخوابم نه میتونم درس بخونم