واقعا دارم از دست خاله هام حرص می خورم
یه روز درمیون بلا استثنا با بچه هاشون چتر میشن خونمون یه ذره هم درک ندادن من امتحان نهایی دارم
بچه هاشونم عین گاو یا دارن دور خونه عربده میکشن یا سرشون رو میندازن پایین هی میان تو اتاق بیرون هم نمیرن
به مامانم هم که میگم بهشون بگو نیان اصلا توجه نمیکنه
دارم چل میشمممم یتیتقنثنث
از امتحان میام خونه میخوام یه ساعت کپه مرگمو بزارم بعدش پاشم سر درسام انقد سروصدا میکنن که نه میتونم بخوابم نه میتونم درس بخونم
الان هم زنگ زدن گفتن چون تولد محمده یه ساعت دیگه با کیک و کادو داریم میایم اونجا
چه بهار خوب و زیبایی بود بهار امسال
خنک، زیبا، خوش بو، پر از بارون، رنگی رنگی، میوه های خوشمزه و کلی چیزای دیگه
به یاد نمیارم هیچ بهاری انقدر خوب بوده باشه
اگه کنکور و امتحان ها نبود مطمعنم خیلی ازش لذت میبردم کاش تابستون هم تابستون خوب و خنکی باشه