شیری که همین ۲ ساعت پیش از تو قفسه فروشگاه برداشتم رو ریختم تو لیوان دیدم یه بوی عجیبی دراومد
شیر هم وقتی داشت ریخته میشد توی لیوان یه چیزایی مثل تیکه های ماست هم باهاش از بطری در میومد
نوک انگشتم رو زدم تو لیوان و چشیدم دیدم قشنگ مزه سرکه خالص میداد
هنوز بو و مزش تو دهنمه😭😭
تازه میخواستم پاستا هم درست کنم
شانس آوردم قبل این که وسیله ها رو جور کنم وضعیت شیره رو دیدم
خیلی وحشتناک بود خیلییی
خواب دیدم پدربزرگم فوت کرده
انقد هم واقعی بود که هنوز یه ترسی تو وجودمه که نکنه خواب نبوده باشه
یه پسره اومد درو زد منم چون نمیشناختم باز نکردم بعد اون موقع که داشت میرفت سوار ماشینش بشه دیدم یه پلاستیک پر ظرف نذری دستشه(((:😂