پَهژاره𐙚
ساربان خیره شده بر عقیق ِ دستت ؛ خنجرش نقره نشان است ؛ عزیز ِ جانم بیا برگردیم : ))
تیرها بین ِ کمان است ؛ عزیز ِ جانم بیا برگردیم : ))
پَهژاره𐙚
دردناکترین قسمت روضه میدونید کجاعه ؟ اونجا که روضهخون میگه : "موقع بازی با رقیه هواشو داشته باش ؛
میدونید دردناک ترین روضه شب هفتم چیه ؟
اونجایی که روضهخون میگه :
"خانوم رباب به حضرت زینب میگفت ؛
قبر رو عمیقتر بکن ، خطر داره : )))!"
پَهژاره𐙚
میدونید دردناک ترین روضه شب هفتم چیه ؟ اونجایی که روضهخون میگه : "خانوم رباب به حضرت زینب میگفت ؛
نام تورا همین که میزند صدا رباب؛
آتش به جان ِ کرب و بلا میزند رباب . .
پَهژاره𐙚
-
حرمله خیر نبینی گل من نورس بود ؛
چیدنش تیر نمیخواست ، نسیمی بس بود . .