جنون اَدواري
جناب اریانفر عزیز ، ما هم داشتیم زندگی کوفتیمونو یه جوری میگذروندیم که حواسمون پرت چشای یکی شد.
اریانفر عزیز دلم میخواد بهش بگم ، من تورو از دست ندادم ، تو کسی رو از دست دادی که نگرانت میشد ، کسی که حاضر بود هرکاری برات بکنه ، حاضر بود از خیلی چیزا بگذره که تو فقط بخندی.
جنون اَدواري
از پناهگاه بودن خسته ام ،
نیاز دارم که تو پناهِ روز های سرد من باشی.
احتیاج دارم برای ساعت ها گرفتار صحبتِ با تو باشم , مشغول نوازش زلف مخملی ات باشم , مبهوت آن دو چشمان میشی ات شوم . . بی اعتنا به زمان و مکان.
من تمام اشیاء قشنگ دنیا را برای تو میخواهم.
آری , تو تمام چیزی هستی که آرزویش را دارم.
" لونیکا "
جنون اَدواري
اریانفر عزیز دلم میخواد بهش بگم ، من تورو از دست ندادم ، تو کسی رو از دست دادی که نگرانت میشد ، کسی
اریانفر عزیز ، منم تمام اون خاطرات و مثل بچه ای که فردا صبح امتحان داره و تند تند کتابش و مرور میکنه توی سرم مرور میکنم و نمیتونم ازشون فرار کنم.
برای تو چه بگویم ؟
بگویم زخمم آنقدر عمیق شده که میتوان در آن درختی کاشت ؟ بگویم غمگینم و مرگ کاری نمیکند ؟
- رضا بروسان .