eitaa logo
جاده چالوس
3.3هزار دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
4.3هزار ویدیو
11 فایل
🚗 جاده چالوس | مسیر افسانه‌ای هیجان و طبیعت 🌦️ خبرهای لحظه‌ای ترافیک، آب‌وهوا و حوادث 📸 تصاویر بکر از دل جاده 📣 با گزارش‌های شما، جاده زنده‌ست! 🎒 بیا هم‌سفر ما شو! 🆔 @Gol_P_a
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃 رضاشاه در جاده چالوس 🍃 حسین سمیعی ادیب‌السلطنه (1252-1332) ادیب و شاعر و سیاست‌مدار اصیلی بود. در دوره احمدشاه و رضاشاه و محمدرضاشاه وزیر و والی و سناتور شد. مدتی هم رئیس فرهنگستان شد. از سال 1313 تا 1318 رئیس تشریفات و وزیر دربار بود. خاطرات مختصری نوشته که استاد ایرج افشار آن را چاپ کرده . دفتر تاریخ 1387،ج3،صص350-430 در آن از روحیات شخصی رضاشاه اطلاعات موثق داده است. سمیعی یکی از خلقیات رضاشاه را سرسختی او در اجرای تصمیماتش نوشته که گاه به سرحد تهور و جنون می‌کشید. به عنوان مشت نمونه خروار سه قضیه را نقل کرده که یکی را با تلخیص نقل می‌کنم. : @jadeh_chalus «در یکی از سفرها که شاه به مازندران رفته بود با چند تن از خواص در ملازمت بودیم. به نوشهر برگشتیم که صبح از راه چالوس به تهران مراجعت کنیم. چون ملاحظه شد که هوا منقلب است بیم آن می‌رفت که حرکت فردا مشکل شود. در این اثنا على منصور وزیر راه نزدیک غروب به نوشهر وارد و حضور شاه شرفیاب شد و وضعیت راه و نامساعدی هوا را به عرض رسانید و اظهار کرد که خوب است در حرکت تعجیل نشود. ولی شاه از تصمیم خود منصرف نشد و به منصور امر داد که برگردد و تا قله کندوان برود و اطلاعات تازه‌تری به دست بیاورد. منصور ناچار رفت و یکی دو ساعت بعد از نصف شب برگشت و گفت وضعیت راه بهتر است. صبح که از خواب برخاستیم اندک اندک می‌بارید و دم به دم شدیدتر می‌شد و برای همه نگرانی حاصل شد که با این بارندگی چطور می‌توان از آن ارتفاعات 3000متری عبور کرد. لیکن این حرفها به خرج شاه نمی‌رفت و با همه تذکرات و تحذيرات تصمیم خود را تغییر نداد و سر ساعت مقرر سوار شد و به راه افتادیم. هرچه به ارتفاعات نزدیک‌تر می‌شدیم هوا تیره‌تر و باران شدیدتر و راه عبور سخت‌ترمی‌شد. هر چه بالاتر رفتیم طوفان برف شدیدتر شد تا به جایی که اتومبیل‌ها یکی پس از دیگری در برف فرو رفت و از رفتار باز ماند. هیچ یک از افراد اردو از حال دیگری خبر نداشت. شاه هم که جلوتر از همه می‌رفت معلوم نشد کجا مانده و چه به سرش آمده است. @jadeh_chalus ‌ من در اتومبیل خود تنها نبودم و اورنگ شیخ‌الملک نماینده مجلس همپالکی من شده بود. وقتی که اتومبيل در برف فرو ماند تدبیری به خاطرمان رسید که مقداری از راه را پیاده طی کنیم که هم قدری گرم شویم و هم شاید بتوانیم خود را به پناهگاهی برسانیم. از آنجا تا راه‌دارخانه کندوان ده‌دوازده کیلومتر مسافت بود. من و اورنگ متوكلاً على الله پیاده به راه افتادیم و بر روزگار خود ندبه می‌کردیم و متحیر بودیم که عاقبت کارمان به کجا خواهد کشید. یکی دو کیلومتر که راه رفتیم و سراپا خیس عرق شده بودیم به چند بار زغال برخوردیم که از بالا می‌آمد و دو سه نفر قاطرچی همراه آنها بودند. این تصادف را رحمت الهی دانسته و بی‌اختیار از آنها خواهش کردیم که دو رأس از این حیوان‌ها را به ما بدهید و یک نفر را با ما همراه کنید که خود را به راه‌دارخانه برسانیم. پولی در مشت آنها گذاشتیم فوراً ما را سوار کردند و یک نفر را با ما فرستادند. یک کیلومتر بیشتر نرفته بودیم که ناگاه اتومبیلی رسید. معلوم شد کامرانی است که آن وقت آن راهها به او سپرده بود. فوراً ما را در اتومبیل خود چپاند و به راه افتاد. به راه‌دارخانه رسیدیم. پرسیدیم که از اعليحضرت چه خبر دارید؟ گفتند به وسیله تلفون از گچسر خبر گرفته‌ایم و گفته‌اند که ایشان هم پیاده شده و از ارتفاعات گذشته و رو به گچسر رفته‌اند. @jadeh_chalus باری ما همین قدر که گرم شدیم با همان اتومبیل کامرانی به راه افتادیم . شدت طوفان به اندازه‌ای بود که اگر اتومبیل ده دقیقه در یک نقطه توقف می کرد زیر برف مفقود می شد. به همت کامرانی و با توکل به خدا از گردنه پایین آمدیم و دیدیم که یکی دو اتومبیل ایستاده است. شخصی را دیدیم که بیرون آمد بر زمین افتاد.اتومبیل را تند کردیم و رسیدیم. دیدیم شکوه‌الملک بیچاره است که به واسطه حمله قلبی که در آن ارتفاعات عارضش شده به این حال افتاده است. به گچسر فاصله زیادی نداشتیم و رفتیم و رسیدیم. معلوم شد شاه هم یک ساعت پیش رسیده و غذایی خورده و استراحت کرده است. بعد از گچسر حرکت کرده در ملازمت رکاب شاه نزدیک غروب به تهران رسیدیم و خدای را سپاس گذاشتیم که از یک چنان خطر بزرگ ما را نجات داده است. این نبود جز نتیجه استبداد شاه و اصراری که در اجرای تصمیم خود داشت و چیزی نمانده بود که هم خودش و هم تمام همراهانش از این راه به دیار عدم رهسپار شوند و در این مدت، کسی پیدا نشد که جرأت کند و از این مرد بپرسد که چه داعی داشت و چه چیز شما را مجبور کرده بود به این‌..» 🆔 @jadeh_chalus
تیم ملی کشتی آزاد ایران قهرمان رقابت‌های جوانان جهان شد. 🆔 @jadeh_chalus
جاده کندوان یکطرفه شد 🔹️ فرمانده پلیس راه کندوان : مسیر مرزن‌آباد محور کندوان از ساعت ۱۷ مسدود شد. 🔹️ این محدودیت تا تخلیه بار ترافیکی البرز ادامه خواهد. 🆔 @jadeh_chalus
ترافیک سنگین جاده چالوس قطعه ۲ آزادراه تهران شمال ساعتی قبل 📸بهاری 🆔 @jadeh_chalus
جاده چالوس
معرفی روستای روستای کلوان یکی از زیباترین و خوش آب‌ و هوا ترین روستاهای استان البرز و جاده چالوس است که با زیبایی بی مانند خود، هر بیننده ای را مات مبهوت می کند. @jadeh_chalus این روستا تاریخچه ای بسیار کهن دارد اما در سال های اخیر بسیار مورد توجه طبیعت‌ دوستان و گردشگران واقع شده و علت آن هم خاص بودن و شگفت انگیز بودن طبیعت آن است. در واژه نامه کلوان به معنی قلعه‌ بان است، اما در زمان گذشته به مکان هایی که در ارتفاعات بلند قرار می گرفتند، کلوان می گفتند. از گذشته تا کنون افراد معناهای مختلفی برای کلوان در نظر گرفته اند، برای مثال برخی افراد بر این باورند که کل به معنی بز کوهی است؛ پس منطقه کلوان حتما بزهای کوهی زیادی داشته است و به همین علت آن را با این نام می شناسند. @jadeh_chalus روستای کلوان وسعتی بیش از ۱۰۰۰ هکتار دارد و در نزدیکی کوه کهار با ارتفاعی بیش از ۴ هزار متر واقع شده است. این ویژگی بی نظیر باعث شده است که در روزهای آفتابی، کهار سایه خود را روی روستا بیاندازد و یک چشم انداز فوق العاده ایجاد کند. برای دیدن این ویژگی بی نظیر بهتر است هر چه زودتر بلیط اتوبوس کرج را خریداری کنید و راهی این شهر شوید، مطمئنا با دیدن این طبیعت بکر و زیبا شگفت زده خواهید شد. در فصل زیبای بهار، شکوفه های درخت سیب و گیلاس زیبایی خاصی به فضای روستا می بخشند. از گونه های گیاهی بیشمار در این روستا استفاده های زیادی می شود، سر سبزی گیاهان، گلهای وحشی و درختان بلند قامت نیز در این روستا زیبایی بی همتایی به مناظر اطراف داده است. تعدادی رودخانه از میان روستا کلوان گذر می کنند و این روستا را به یک بهشت کم یاب تبدیل کرده اند. این رودخانه ها در بهار پر آب می شوند و زیبایی روستا را چندین برابر می کنند. دو رودخانه در کلوان جاری هستند و آب شرب و آب کشاورزی ساکنان روستای کلوان و روستاهای نزدیک آن را تامین می کنند. آب این رودخانه ذلال و خنک و شدت آن نیز بسیار زیاد است، به حدی که اکثر مردم روستا به ناچار شیر آب را مدتی باز می گذارند تا لوله ‌های آب دچار آسیب نشوند. رودخانه ها و چشمه های روستای کلوان نیز خود نوعی جاذبه محسوب می شوند و ماندن در روستا را برای گردشگران و افراد بازدید کننده لذت بخش تر می کنند. @jadeh_chalus این روستا مکان های گردشگری زیادی از جمله حمام قدیمی، آسیاب قدیمی کلوان و دو منطقه سپید گل و نوبند دارد که از دیگر زیبایی های روستای کلوان هستند و با دیدن آن ها شوکه خواهید شد. خانه های قدیمی روستای کلوان که قدمتی بیشتر از یک قرن دارند، از گل و چوب ساخته شده اند و با سقف چوبی و ایوان کوچک و ساده جزء جذابیت های تاریخی و گردشگری کلوان محسوب می شوند. مردمان خون گرم و مهمان نواز این روستا از گردشگران استقبالی بی نظیر به عمل می آورند. @jadeh_chalus شغل بیشتر مردم روستای کلوان مرغداری، دامداری، پرورش زنبور، کشاورزی، پرورش ماهی و پرورش چوب تر است. همچنین وجود رودخانه کرج باعث شده است که مرکزی برای پرورش ماهی قزل آلا در روستا ایجاد شود که هر سال بیشتر از 200 کیلو ماهی در این مکان تولید می شود. همان طور که گفته شد، روستای کلوان جاده چالوس در دامنه کوه واقع شده است و آفتاب به صورت مستقیم روستا را پوشش نمی دهد و در تمام فصل های سال آب و هوای خنک و خوبی دارد اما آب و هوای آن در فصل زمستان بسیار سرد و برفی است. از این رو پیشنهاد می شود برای بازدید از روستای کلوان، در فصل های تابستان و بهار به آن جا بروید. رسیدن به روستای کلوان تقریبا راهی پر پیچ و خم دارد و باید از روستا های زیاد بگذرید. برای رفتن به آن جا در ابتدا باید وارد جاده چالوس در مسیر کرج شوید و بعد از طی کردن این مسیر به روستای بیلقان می رسید و سپس باید راه روستای سرودار را در پیش بگیرید. @jadeh_chalus در ادامه راه و طی کردن مسافتی نسبتا کوتاه به روستای وینه و بعد به محله آیینه می رسید، بعد از عبور از آن ها در ورودی روستای ارنگه که در ابتدای روستای آدران واقع شده است، مسیر جاده را پی بگیرید. در میان راه از روستای خوزنکلا در ابتدای سد کرج عبور می کنید، در ابتدای سد کرج روستای پل خواب و روستای مورود قرار دارند. این مسیر 45 کیلومتر از جاده اصلی را در بر می گیرد و بعد از این مسیر نیز تقریبا 9 کیلومتر تا مقصد فاصله دارید. بعد از این که از روستای پل ‌خواب گذر کردید و به یک بریدگی رسیدید در سمت چپ به روستاهای ورزن، حرین و نشترود می رسید که تقریبا 500 متر جلوتر از آن ها به سمت چالوس یک جاده فرعی در سمت چپ وجود دارد که روستای سیرا در آن جا قرار گرفته است و بعد از گذر از این روستا به سیدک می رسید. همین راه را که ادامه دهید و کمی جلوتر بروید، تابلوی روستای آیگان را می بینید، کافی است همین مسیر را ادامه بدهید تا به روستای کلوان برسید. 🆔 @jadeh_chalus
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در شهری ڪه 🕯 چراغ‌هایش خاموش است تو اندازۀ توانت روشن باش گاهی جلوى پاى خود را روشن ڪن و گاهی جلوى پاى دیگرى را فقط خاموش نباش فقط بی‌تفاوت نباش فقط انسان باش ... 🌺🍃 شبتون بخیر🌙✨ 🆔 @jadeh_chalus
برخیز آغوشت را از صبح پر کن🌺 جهان منتظر بانگ سلام های آشنای توست اصلا سلام که میدهی دنیا شروع می شود عاشقانه و بلند سلام ♥️ کن به زندگی امروزت سلام صبحتون زیبا عزیزان💖🌺 🆔 @jadeh_chalus