19.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
" 🧡🎈"
بابایی بعضی روزها جات خیلی خالیه
مثلِ امروز …
میدونی که هیچ تبریکی
تبریکِ بابا نمیشه …!
بابایی میدونی که روزِ دخترِ امروز …!
+روزت مبارک عزیزِ دلِ بابا♥️'!
📆⃟🔗|⇜#روز_دختر✨"
♥️⃟🔗|⇜#دخترانشهدا🌸"
•• ـــــــــــــ❁ـــــــــــــ ••
.💛. ᴊᴏɪɴ↴
⊰ᴊᴀʜᴀᴅᴇsᴏʟɪᴍᴀɴɪᴇ⊱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
'🥀✨'
•
•
دخترا بابایی هستن اما …
#روز_دختر🌸'!
『 @jahadesolimanie 』
'🪴🌙'°..
عــاشق بـچه هـا بـود
اگـر وقـت داشـت بـا آنـها بـازی میکرد✨(:
منبــع🎙 :کـتابآقـازادهمقـاومـت
پ.ن:شهید جهاد و خواهرزادشون💕🌸!
♥️⃟🔗¦↫#جہادشناسے✨''
🌘⃟🔗¦↫#جهاد_نور🥀''
|💭jihadmughniah|
هدایت شده از شهید جهاد مغنیه 🇵🇸
‧⊰🔗‧🌤⊱‧
ــــ ـ بـھ وقـت قـرار..!
تلاوت دعاے فرج به نیابت از برادر شہیدمون ، جہاد مغنیه به نیت سلامتے و تعجیل در فرج آخرین خورشید ولایت ، فرزند خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیہا 🌱 . .
هر شب، ساعت
ِ22:00⏰✨ + یک دقیقه بیشتر وقتت رو نمیگیره رفیق😉 ! ‹ اللّٰھُمَعجلْلِّوَلیڪَالفࢪَج ›
‹ 📸 ›
.
.
°اِمـامزَمانَـم(عج)!
نامَـتڪِہمِۍآیَدآراممِیـشَم
گویِۍجـُزتـوهِیـچنِیسـتمَـرا...
السَّلامُعَلَیکیاخَلیفَةَاللهِفےارضِھ^^!
‹ ↵#سلامباباجان🌤 ›
•
.
jihadmoghnie⁵⁹
شهید جهاد مغنیه 🇵🇸
•••📸🍃 ''حضور شهید جهاد مغنیہ در جشنواره فیلم مقاومت در سال ۱۳۹۱ در ڪرمان'' #جهاد_نور✨ ♥️°`🌧- 『 @j
໑♥️⛓
•
.
"يكفي يا حبيبة القلب
أن تقتدي بالزهراء (ع)."
من وصية الشهيد جهاد
لأخته..."🤍
اےحـبیبِدل،
همین بس ڪہ از زهرا
(سلام الله علیها) الگو
برداری کنی. "
ازوصیتشهیدجهاد
براےخواهرشان..." 🤍
💌¦↫#روزتون_شہدایۍ🕊✨
📿¦↫#شہیدجھادعمادمغنیھ💛!
⌈.🌱.@jahadesolimanie⌋
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
(🕌💚)
.
.
ﺿﺮﻳﺢ ﺧﺎك ﻭ ﺣﺮﻡ ﺧﺎك ...
ﻭ ﭘﺮﭼﻤﺖ ﻫﻢ ﺧﺎك ...
ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﭼــﺎﺩﺭ ﻣـــﺎﺩﺭ ...
ﭼﻪ خاك آلودے ...
#السلامعلیڪیاحسنبنعلی✋🏻
「➜•ᴊᴀʜᴀᴅᴇsᴏʟɪᴍᴀɴɪᴇ」
(📚🪴)
غروب که شد مامان جون از خونه دائی اومد ، ناراحت بود ، چیزی نمی گفت ، منم فکر کردم شاید بخواد چیزی به بابا بگه که جلوی من نمیگه ، برای همین بلند شدم و رفتم توی اتاق
همین که داشتم می رفتم بابا برگشت گفت پسرم ، قبل اذان آماده باش بریم مسجد
امشب شب اول ماه ذی الحجه هست و نماز معروفی داره که میخوام باهاش آشنا بشی
منم گفتم چشم و رفتم تو اتاقم ، دیگه متوجه نشدم مامان چی به بابا گفت
با خودم گفتم اگه نیاز باشه ، خود بابا به من میگه
موقع اذان که شد بابا اومد و درب اتاق من رو زد و گفت آماده باش که بریم مسجد
من آماده بودم ، چون خیلی ذوق داشتم ببینم این چه نمازی هست که زمانش از امشب شروع میشه
تو راه مسجد بابا رو به من کرد و گفت اگه قضیه بین دائی و زندایی رو بهت نمیگم فقط برای این هست که خدای نکرده غیبت نشه ، ان شالله خودت به وقتش می فهمی ،
منم گفتم مهم نیست باباجون
ان شالله که خیر هست و ختم به خیر بشه
بابا لبخندی به من زد و با سرعت بیشتری رفتیم مسجد
نماز مغرب که تمام شد ، حاج اقا عسکری که هیچوقت عادت نداشت بین دو نماز حرف بزنه ، بلند شد و رو به نمازگزاران کرد و گفت :
نماز گزاران و مومنین محترم ، برادران و خواهران گرامی توجه کنند که امشب ، شب اول ماه ذی الحجه هست ، ایام حج هست و کم کم اعمال حج تمتع شروع میشه ، از امشب نمازی رو باید بخونیم که در اعمال دهه اول ماه ذی الحجه وارد شده
این 10 شب همان ده شبی هست که خدا به وعده سی روزه خودش با حضرت موسی (ع) اضافه کرد تا تبدیل به 40 شب بشه
این نماز هم باید بین نماز مغرب و عشا خونده بشه، و در هر رکعت بعد از حمد و توحید ، این آیه 142 سوره اعراف خوانده بشه که این لحظه حاج آقا به من اشاره کردند که بلند بشم و رفتم برگه هایی که دستشون بود رو گرفتم و بین نمازگزاران پخش کردم
در برگه ، آیه 142 سوره اعراف نوشته بود
ادامه دارد...
✍️ احسان عبادی
#رمان_محمد_مهدی 47
『 @jahadesolimanie 』