28.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عشق کردی بفرس برا رفیقات
🔸به قرارگاه سایبری امام رضایی ها
◉
تشریفات ترکیه گفته ترتیب نشستنِ وزرای خارجی، سالِ انتصاب آنها در کرسی وزارت بوده!!
در این برهه حساس وقتِ پرداختن به این حواشی نیست اما شایسته است در موقعیت مناسب، در ایران صندلی وزیر خارجهشان را ته مجلس قرار بدهیم و بگوئیم صندلیها را بر اساس رنگ کراوات از سرد به گرم چیدهایم!!
𑁍 @TABEIN_14
♨️ دولت خواستار توقف در ابلاغ لایحه عفاف و حجاب شد
مجتبی رحماندوست نماینده تهران در مجلس:
🔹علت تأخیر در ابلاغ لایحه عفاف و حجاب در خواست دولت از مجلس است. دولت از زمان تایید این لایحه توسط شورای نگهبان درخواستی مبنی بر تأخیر در ابلاغ داشت.
🔹البته نمیتوانم دلیل این درخواست دولت را توضیح دهم اما این فرصت دولت اکنون پایان یافته و طی چند روز آینده لایحه عفاف و حجاب ابلاغ میشود.
🔹در پاسخ به کسانی که میگویند دولت این لایحه اجرا نمیکند، باید عرض کنم، دولت تا کنون یک تخطی قانونی در خصوص انتصاب جواد ظریف داشته است که شما میبینید نمایندگان چگونه این تخلف را پیگیری میکنند و اکنون کار به مرحله شکایت در قوه قضاییه رسیده است. آیا کسی میتواند بگوید من قانون را قبول ندارم و اجرا نمیکنم؟ تنها کسی که این حرف را زد بنی صدر بود که حضرت امام در پاسخ فرمودند؛ «قانون تو را قبول ندارد»
🔹اگر دولت بخواهد لایحه عفاف و حجاب را اجرا نکند، مجلس سازوکاری برای پیگیری این موضوع دارد و میتواند وفق ماده ۲۳۴ قانون آیین نامه داخلی خود عمل کند، همانطور که در خصوص انتصاب ظریف عمل شد.
.
همه کشورها و حکومت ها در شرایط جنگی اقتصادشان را نیمه دولتی کرده اند ، در حالی که دستخوش تحریم نبوده اند.
کشور ایران در شرایط جنگی است ، اقتصاد باید حداقل نیمه دولتی بشود.
✍ دکتر احمد جهان بزرگی
.
.
نباید بگذاریم در فضای مجازی کسی با نوشته هایش و با ارادت ورزی افراطی و احمقانه نسبت به ائمه اطهار اختلاف افکنی کند.
حداقل پیرو بزرگان تشیع باشیم.
.
کیاست و فراست میرزای شیرازی
( ضرورت تقیه شدید در موارد حساس )
میرزا مرد خیلی باهوش و چیزفهم عجیب و غریبی بوده. حاج آقا رضا صدر از حاج انصاریِ مرحوم، واعظ معروف و ایشان از مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری نقل میکرده: در اواخر که ریاست میرزا خیلی بالا گرفته بود، دسترسی به ایشان مشکل بود، چون مراجعه زیاد بود. خوب سنشان هم بالا بود گرفتاری هم زیاد، لذا برای اینکه خیلیها علاقه داشتند میرزا را ملاقات کنند، هر چند روزی یک مرتبه، بار عام میداد، که اشخاص بتوانند بیایند و میرزا را زیارت کنند. در یکی از این بار عامها که اشخاص میآمدند برای زیارت، میبینند که نظر میرزا به یک شخص معینی معطوف است. هر چه اشخاص جلو میآیند و بعد از دست بوسی میرزا میروند، باز هم توجه میرزا به همان شخص و همان نقطه است تا اینکه بالأخره نوبت به آن شخص مورد نظرِ میرزا میرسد و میآید دست میرزا را میبوسد. میرزا از او سؤال میکند که مثلاً اهل کجایی؟ میگوید: اهل کربلا. میپرسد: برای چه اینجا آمدهای؟ میگوید: آمدهام تا در سامره درس بخوانم. میرزا میفرماید: من به شما حکم میکنم که همین حالا مراجعت کنید به کربلا، و شهریه و حقوقی هم که در اینجا به طلبهها داده میشود در کربلا به شما داده میشود و همین حالا برگردید.
میرزا نوکرش را صدا میزند و به او میگوید: قطار کی حرکت میکند؟ میگوید مثلاً نیم ساعت دیگر. میفرماید: این آقا را الآن ببرید پای قطار و آنجا باشید تا ایشان مشرف بشوند کربلا، و بعد مراجعت کنید. نیم ساعت بعد، یک ساعت بعد میرزا مرتباً میپرسد خادم نیامد؟ و همین طور منتظر بودند و دقیقه شماری میکرده که خادم برگردد. بالأخره خادم برمیگردد میرزا میگوید: «او را راه انداختی؟» میگوید: بله. میگوید: «خودت آنجا بودی موقع حرکت قطار» میگوید: بله. میگوید: «قطعی شد حرکتش؟» میگوید: بله. میرزا خیلی استنطاق میکند تا قطعی شود که آن شخص به کربلا برگشته است.
بعداً بعضی از اصحاب ایشان میپرسند: چرا این شخص را با این اهتمام به کربلا برگرداندید؟ میرزا میفرماید: از خصوصیات قیافه این شخص فهمیدم که اگر او در اینجا بماند کار دست ما میدهد و از آن لعنهای کذایی میخواند و ما که زحمت کشیدیم و مشکله اختلاف بین شیعه و سنی را به زحمت حل کردیم تا مسأله وجود نداشته باشد و سامرا برای تشیع مرکزیت پیدا بکند، او با یک عملش ممکن است این زحمات را از بین ببرد، یک لعن در حرم بخواند و تمام این زحمات به هدر برود. بعد که خود آن شخص را دیده بودند گفته بود: خوش انصاف میرزا، نگذاشت اقلاً یک صنمی قریشی بخوانیم.
این جریان از هوش و فراست فوق العاده میرزا خبر میدهد که چگونه به مسائل حساس بوده و چطور اشخاص را تشخیص میداده است.[1]
————————
[1] . جرعهای از دریا، ج1، ص119.
@mthsadeg
Dostmohamadi:
«اسرائیل آخرین نفسهای خود را میکشد»
تحت این تیتر، روزنامه عبری «هاآرتص» مقالهای از نویسنده مشهور صهیونیست، آری شاویت، منتشر کرد که در آن وی مینویسد:
به نظر میرسد با سختترین مردمان تاریخ روبرو هستیم و هیچ راهحل دیگری جز به رسمیت شناختن حقوق آنها و پایان دادن به اشغال وجود ندارد.
شاویت مقاله خود را اینگونه آغاز میکند:
به نظر میرسد از نقطه بازگشت عبور کردهایم و شاید «اسرائیل» دیگر نتواند به اشغال پایان دهد، استعمار را متوقف کند یا به صلح دست یابد. به نظر غیرممکن میآید که صهیونیسم را اصلاح کنیم، دموکراسی را نجات دهیم و مردم این سرزمین را تقسیم کنیم.
او اضافه میکند:
اگر اوضاع اینگونه باشد، پس:
• دلیلی برای زندگی در این کشور وجود ندارد.
• دلیلی برای نوشتن در «هاآرتص» وجود ندارد.
• دلیلی برای خواندن «هاآرتص» وجود ندارد.
ما باید همانطور که دو سال پیش راگل آلفر پیشنهاد داد، این کشور را ترک کنیم… اگر «اسرائیلیگری» و یهودیت دیگر بخش مهمی از هویت فرد نیست و اگر هر شهروند اسرائیلی پاسپورت خارجی در دست دارد، نه فقط از لحاظ فنی بلکه از نظر روانی، پس پایان کار است. باید از دوستانمان خداحافظی کنیم و به سانفرانسیسکو، برلین یا پاریس برویم.
از آنجا، از سرزمین ناسیونالیسم جدید آلمان یا ناسیونالیسم جدید آمریکا، باید به آرامی نظارهگر باشیم که «دولت اسرائیل» آخرین نفسهای خود را میکشد.
ما باید سه قدم به عقب برداریم و تماشاگر غرق شدن دولت یهودی دموکراتیک باشیم.
شاید مسئله هنوز حل نشده باشد.
شاید هنوز از نقطه بیبازگشت عبور نکردهایم.
شاید هنوز ممکن باشد به اشغال پایان دهیم، استعمار را متوقف کنیم، صهیونیسم را اصلاح کنیم، دموکراسی را نجات دهیم و زمین را تقسیم کنیم.
نویسنده ادامه میدهد:
من انگشت اتهام را به سوی نتانیاهو، لیبرمن و نئونازیها نشانه رفتم تا آنها را از توهم صهیونیستی بیدار کنم.
ترامپ، کوشنر، بایدن، باراک اوباما و هیلاری کلینتون آنهایی نیستند که به اشغال پایان خواهند داد.
سازمان ملل و اتحادیه اروپا نیز مستعمرات را متوقف نخواهند کرد.
تنها نیرویی در جهان که قادر به نجات اسرائیل از خودش است، خود اسرائیلیها هستند، با ایجاد زبانی سیاسی جدید که واقعیت را به رسمیت میشناسد و این که فلسطینیها در این سرزمین ریشه دارند.
من شما را به جستجوی راه سومی برای بقا در اینجا و جلوگیری از نابودی فرا میخوانم.
نویسنده از «هاآرتص» تأیید میکند:
از زمانی که اسرائیلیها به فلسطین آمدند، متوجه شدند که نتیجه یک دروغ هستند که توسط جنبش صهیونیستی خلق شده است؛ جنبشی که از هر نوع فریب درباره هویت یهودی در طول تاریخ استفاده کرده است.
با سوءاستفاده و اغراق در مورد آنچه هیتلر آن را هولوکاست نامید، جنبش موفق شد جهان را قانع کند که فلسطین «سرزمین موعود» است و این که بهاصطلاح معبد زیر مسجد الاقصی قرار دارد. به این ترتیب، گرگ به بره تبدیل شد و با پول مالیاتدهندگان آمریکایی و اروپایی تغذیه شد تا به یک هیولای هستهای تبدیل شود.
نویسنده از باستانشناسان غربی و یهودی کمک گرفت، مشهورترین آنها اسرائیل فینکلشتاین از دانشگاه تلآویو است که تأیید کرد «معبد یک دروغ و افسانه است که وجود ندارد» و تمام حفاریها ثابت کردهاند که هزاران سال پیش ناپدید شده است. این مسئله در بسیاری از منابع یهودی به وضوح تأیید شده و بسیاری از باستانشناسان غربی آن را تأیید کردهاند.
آخرین آنها در سال ۱۹۶۸ میلادی بود، زمانی که دکتر کاتلین کنیون، باستانشناس بریتانیایی و مدیر حفاریها در مدرسه باستانشناسی بریتانیا در اورشلیم، در بیتالمقدس حفاری کرد و به دلیل افشای «اسطورههای اسرائیلی در مورد وجود آثار معبد سلیمان زیر مسجد الاقصی» از فلسطین اخراج شد.
او نتیجه گرفت که هیچ اثری از معبد سلیمان وجود ندارد و کشف کرد که آنچه اسرائیلیها به عنوان «اصطبلهای سلیمان» میخوانند، هیچ ربطی به سلیمان یا اصطبلها ندارد، بلکه یک مدل معماری کاخهایی است که در بخشهای مختلف فلسطین ساخته شده است. این در حالی است که کاتلین کنیون از انجمن اکتشافات فلسطین آمده بود، با هدف روشن کردن روایتهای کتاب مقدس، زیرا او فعالیتهای زیادی در بریتانیا در اواسط قرن نوزدهم در مورد تاریخ «خاور نزدیک» نشان داد.
این نویسنده یهودی تأکید کرد که:
نفرین دروغها همان چیزی است که اسرائیلیها را آزار میدهد و روز به روز به صورت ضربهای از چاقوی دست یک اورشلیمی، یا یک فرد از الخلیل یا نابلس، یا با سنگی از راننده اتوبوسی از یافا، حیفا یا عکا، به آنها ضربه میزند.
اسرائیلیها متوجه شدهاند که هیچ آیندهای در فلسطین ندارند؛ این سرزمین بدون مردمانی نیست، آنطور که به دروغ ادعا کردهاند. نویسنده دیگری نه تنها به وجود مردم فلسطین اذعان دارد بلکه برتری آنها بر اسرائیلیها را نیز تأیید میکند. این شخص گیدئون لوی، صهیونیست چپگرا، است که میگوید:
به نظر میرسد فلسطینیها از طبعیتی متفاوت با بقیه بشریت برخوردارند… ما سرزمین آنها را اشغال کردیم و جوانان آنها را با مواد مخدر، فحشا و فساد آلوده کردیم. ما گفتیم که پس از چند سال سرزمین و میهن خود را فراموش میکنند، سپس نسل جوان آنها در انتفاضه ۱۹۸۷ به ما یورش آورد.
ما آنها را زندانی کردیم.
گفتیم، «ما آنها را در زندان تربیت خواهیم کرد.» سالها بعد، پس از اینکه فکر کردیم درس خود را آموختهاند، آنها با قیام مسلحانه در سال ۲۰۰۰ به ما بازگشتند، که همه چیز سبز و خشک را در هم نوردید.
گفتیم خانههای آنها را ویران خواهیم کرد.
ما سالها آنها را محاصره کردیم و سپس آنها موشکهایی بیرون کشیدند و علیرغم محاصره و ویرانی، موفق به حمله به ما شدند.
ما شروع به ساخت دیوار جدایی و سیم خاردار کردیم… اما آنها از زیر زمین و از طریق تونلها به سراغ ما آمدند و خسارات سنگینی به ما وارد کردند.
در جنگ اخیر، ما با تمام توان خود با آنها جنگیدیم، اما آنها کنترل ماهواره اسرائیلی (آموس) را به دست گرفتند. آنها با پخش تهدیدها و هشدارها، وحشت را در هر خانه اسرائیلی گسترش دادند، همانطور که زمانی که جوانانشان موفق به تصرف کانال ۲ اسرائیل شدند، این اتفاق افتاد.
در نهایت، همانطور که نویسنده میگوید:
به نظر میرسد با سختترین مردمان تاریخ روبرو هستیم و هیچ راهحل دیگری جز به رسمیت شناختن حقوق آنها و پایان دادن به اشغال وجود ندارد.
عنوان مقاله:
«اسرائیل آخرین نفسهای خود را میکشد»
نویسنده:
آری شاویت
منبع:
روزنامه عبری هاآرتص
به نقل از جهان نیوز
لطفاً این مقاله را تا حد امکان پخش کنید، زیرا پر از حقایق تاریخی است و توسط نویسندهای از کشور اشغالگر نوشته شده است. بگذارید رهبران اشغال و سیاستمداران بدانند که عادیسازی صلح نمیآفریند؛ بازگرداندن حقوق به صاحبان آن است که صلح ایجاد میکند.
.
✅ فرازی از نامه شهید سید هاشم صفیالدین به رزمندگان جبههٔ مقاومت، پس از شهادت دبیر کل حزبالله شهید سید حسن نصرالله
«به همگی برادران عزیز!
برای شما در سختترین و دردناکترین لحظات عمرم مینویسم.
ای کاش مرگ، زندگی مرا به پایان میرساند و امید دارم که به زودی و در پی او شهید شوم و به او ملحق گردم تا جانم بدان آرام گیرد. نمیخواهم خبر مرگ خود را بدهم، اما خداوند زندگی را پس از تو شیرین نگرداند، ای سید من، محبوب من و ای جان من که تمام وجودم را پر کردهای!
يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا
ای کاش پیش از این مُرده بودم، و کاملا فراموش میشدم!
اما ای برادران عزیز! ای کسانیکه به اذن خدا اهل قلم، فکر و نظر و دارای صدای رسای پربرکت هستید؛ بر ما واجب است که با تمسک به مقاومتمان، حقمان و تکلیفمان در دفاع از وطن و ملتمان، در میدان ثابتقدم باشیم و روی پای خود بایستیم.»
@beeit_rahbar