° ژاژ | 𝐽𝑎𝑗 °🕰
من اگه یه خانم مسن بودم...
تصمیم میگرفتم روزمو با رفتن به پارک دم خونمون شروع کنم پیاده روی میکردم و گاهیم دوچرخه سواری
پادکست گوش میدادم و تو راه خونه یه دوری توی سشنبه بازار میزدم و یکم سبزیه معطر میخریدم
° ژاژ | 𝐽𝑎𝑗 °🕰
بعد از غروب آفتاب میرفتم مسجد
بعد یکی از همسایه ها دعوتم میکرد تا از کیک بهارنارنجی که درست کرده بیاره و با چایی بخوریم