در این زمانه ی ظلم، در این زمین عجیب
در عصر جنگ و جنون، و روزگار غریب
حیران ز کارِ بشر، در ثبتِ اینهمه شر
مشغول: دست عتید؛ بیکار: کلكِ رقیب
عشاقِ اهل دمشق، در سوگ و ماتم عشق
معشوقه های رَفَح، در چنگ تلِّ أبیب
اطفالِ اهل عراق، غرقاب خون و عرق
اطفال اهل حلب، در آرزوی حلیب
در کام کودكِ بلخ، شیر و شکر همه تلخ
در دست طفل یمن، مین جای میوه ی سیب
در نیجریه: عروس، با خاكِ مُرده بَزَك
در هند: گیسوی زال، با خون زنده، خضیب
بیروت: بیت خراب؛ باروت قافیه اش
کشمیر: کشمکشی بین فراز و نشیب
اعدام: تَق تَتَ تَق، جرمش چه؟ گفتن حق
یحیی سرش به طبق، عیسی تنش به صلیب
+زمین عجیب
مجال
نمی خوام مدرسه ها شروع شه ولی از این حالت بلاتکلیف و علاف متنفرم دوس ندارم برم مدرسه جدید ولی مدرسه ی قبلیم و ادماش دیگه مثل قبل نیستن دوست ندارم همش تو گوشی باشم ولی باید از طریق یه راهی فرار کنم دوست ندارم دپرس و افسرده بازی دربیارم ولی تحمل اوضاع برام یکم سخته