آن نرگس بیمار که خون مرا میریخت
بر کشتهاش حتی نگاهی هم نخواهد کرد
جاری نشد روی لبانم بیوضو نامش
آن که به جز با ناسزا یادم نخواهد کرد
این رشته را که عشق او بر گردنم بسته است
چیزی به غیر از دوریاش محکم نخواهد کرد
فرق غم و شادی برایم در عزاداری است
شادی رهایم کرد اما غم نخواهد کرد
سید علیرضا حسینی-
° ژاژ | 𝐽𝑎𝑗 °🕰
آن نرگس بیمار که خون مرا میریخت بر کشتهاش حتی نگاهی هم نخواهد کرد جاری نشد روی لبانم بیوضو نامش
هزار سال بود شعر نخونده بودیم😪