تصور کن...
تصور کن در روز تولد ۱۱ سالگی ات از کنار در پنجره جغدی سفید همانند برف ایستاده و نامه ای همراه خود دارد که تو را به سمت ایستگاه قطار شماره نُه و سه چهارم هدایت میکند و تو حتی میتوانی برای خود حیوان خونگی نیز انتخاب کنی که ترجیحا من همان جغد برفی را انتخاب میکردم....به گمونم بقیه اش رو خودت بلد باشی:)