eitaa logo
کنگره شهدای مازندران
3.7هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
1.4هزار ویدیو
34 فایل
🌹محفل شهدایی کنگره ملی ۱۴۵۰۰شهید استان مازندران ⏏️ #سایت کنگره شهدای مازندران👇 jangoderang.ir ⏏️ #کانال محتوای گرافیکی👇 https://eitaa.com/kongrehmazandaran ارتباط‌ با ادمین👇 @Shohada_maz #مازندران_دیار_علویان_خط_شکن
مشاهده در ایتا
دانلود
متن دعای عرفه.pdf
حجم: 1.8M
🔸متن دعـای پر فیض عرفه👆 به همراه ترجمه بصـورت فـــایل pdf جـهـت سهولت و دســترسی راحـت به دعا التماس دعای شهادت🙏💔 ✅ کنگره ملی شهدای مازندران 🆔 @jangoderang_ir
﷽ 💢 شهیدی که روز در قربانی شد.... 🥀 شهید صادق نوراللهی / ۱۹ساله اهل روستای قراخیل قائم‌شهر... 💠پدرش تعریف می‌کنه: یک روز قبل از عید قربان سال ۱۳۶۷ بود. گوسفندی رو آوردم خونه مون واسه قربونی، پسرم صادق هم جبهه بود. صبح گوسفند و آوردم که ذبح کنم ، گوسفند از دستم فرار کرد. گرفتمش ، ولی باز دوباره فرار کرد ، برای بار سوم گوسفند و آوردم آماده کردم برای قربونی اما دیدم انگار چاقو نمیخواد سر این گوسفند و ببره ، منصرف شدم... رو به آسمون گفتم خدایا چه مصلحتیه؟! راضیم به رضات ، مثل اینکه تو هم نمیخوای این حیوون ذبح کنم. غروب همون روز برام خبر آوردن... گفتن امروز صبح پسرت صادق، تو جبهه (عملیات مرصاد) در راه خدا قربونی شد و به شهادت رسید... وخدا همون یه قربونی رو ازم قبول کرد. 🥀شادی ارواح طیبه شهدا و سلامتی که پسرانشان در راه خدا قربانی شدند؛ صلواتی قرائت بفرمائید. ✅ کنگره ملی شهدای مازندران 🆔 @jangoderang_ir
💢 🔸شهید صادق نوراللهی 🌷ولادت:۱۳۴۸ شهرستان قائم‌شهر 🌷شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۱ شلمچه (مصادف با روز عید قربان) ✍️فرازی از وصیت نامه: 📩 پدر و مادر عزیزم! شما من، و امام من است. من بدون چشم می‌توانم زندگی کنم، ولی بدون قلب نمی‌توانم... از شما می‌خواهم که بعد از شهادتم قلبم را ناراحت نکنید... پدر! مبادا بعد از شهادتم بگویید چرا صادق کشته شد. زیرا اولاً من متعلّق به شما نبودم بلکه امانتی از طرف خداوند نزد شما بودم. ثانیاً؛ مگر من نزد شما، بالاتر از علی اکبر نزد امام حسین«ع» هستم؟ ✅ کنگره ملی شهدای مازندران 🆔 @jangoderang_ir
📣 روزشمار شهدای استان مازندران 🗓 :{ ۶ خرداد } 🥀 سالروز ۱۷ دلاور که در چنین روزی به شهادت رسیدند: 💠شهــــــــیــــــــدان: 🌷تقی زارع آمل 🌷محمد غلامی آمل 🌷محمدباقر خلیلی بابل 🌷محمدرضا دماوندی بهشهر 🌷مجتبی سام خانیانی تنکابن 🌷موسی(شیر آقا) علی زاده جویبار 🌷شهرام(شهرزاد) مرادمرزه چالوس 🌷محمدمهدی نظری نژاد چالوس 🌷پنجعلی ژولیده ساری 🌷بهمن(عظیم) گوران شورکچالی ساری 🌷عیسی داداش زاده فریدونکنار 🌷فرهاد قنبری تلوکی قائم شهر 🌷علی اصغر میرزایی قائم شهر 🌷سید عبدالوهاب موسوی عبداللهی قائم‌شهر 🌷مختار گراییلی شیخ قائم‌شهر 🌷محمدتقی(تقی) یعقوبی نکا 🌷محمد خاکپور نور جهت مشاهده تصاویر،زندگینامه و وصیت نامه شهدای امروز در سامانه جامع شهدای مازندران ضربه بزنید. 📿شادی روح شهدا صلـــوات... اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی‌مُحَمَّد‌وَآلِ‌مُحَمَّد ✅ کنگره ملی شهدای مازندران 🆔 @jangoderang_ir
💢 🔸شهید سید ابوالقاسم فاطمی 🌷ولادت:۱۳۴۲/۱۲/۰۷ آمل 🌷شهادت: ۱۳۶۷/۰۳/۰۵ شلمچه ✍️فرازی از وصیت نامه: 📩 به شما عزیزان توصیه می کنم در انتخاب دوست دقـت کنیـد! کسانی را به عنوان دوست انتخاب کنید که عاقل باشند؛ چرا که اگر کار نیکی انجام دهید شمــا را تـرغیب مـی کنند و اگر کار اشتباهی انجام دهید شما را سرزنش می کنند ... ✅ کنگره ملی شهدای مازندران 🆔 @jangoderang_ir
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عید شماهم مبارک آقاجان..💔😭 ✅ کنگره ملی شهدای مازندران 🆔 @jangoderang_ir
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 چند دقیقه قبل از شهادت ... چهار شهید در یک قاب... 🌷جان‌فدای وطن شهید مجتبی گیلانی نیز در این فیلم حضور دارند... 🇮🇷 🔹سرباز وظیفه مجتبی گیلانی اهل روستای درزی‌کلای لاله‌آباد مازندران متولد سال ۱۳۸۴ سرباز پدافند هوایی کرمانشاه در روزهای پایانی خدمت وظیفه خود در جنگ رمضان بر اثر حمله استکبار جهانی به شهادت رسید. ✅ کنگره ملی شهدای مازندران 📲 @jangoderang_ir
📸 🥀سیزده ساله ها و امتحانات‼️ 🔹مسئول ثبت نام به قد و قواره پسر نگاهی انداخت و پرسید: کلاس چندمی؟ پسرک جواب داد: دوم راهنمایی. مسئول ثبت‌نام خندید و گفت: "چیه! می‌خوای از درس خوندن فرار کنی😉؟؟" 🔹او ساکی که همراه داشت را روی میز گذاشت و کتابهای درسی‌اش را بیرون آورد و آرام گفت: "نه کتابامم با خودم می بَرم که تو جبهه درس هم بخونم." بعد کارنامه‌اش را نشان داد پُر بود از نمرات خوووب😔.... ✅ کنگره ملی شهدای مازندران 🆔 @jangoderang_ir
﷽|    💢برایـــم تعریــــف کـــــن!! 🥀سردار شهید نورعلی یونسی✨ 🌷ولادت: ۱۳۳۷/۰۳/۰۷ قائم‌شهر 🌷شهادت: ۱۳۶۴/۱۱/۲۶ فاو 🔖يادم می آيد آن زمانی كه در جبهه بودند و يا حتی زمانی كه به مرخصی می آمدند كتاب های دانشگاهی همراه شان بود، و از كوچك ترين فرصت برای مطالعه استفاده می كردند. اوايل زندگی مشتركمان كتاب های متعدد و متنوعی را تهيه كرده بودند، هم خودشان اين كتاب ها رامی خواندند و هم من را به خواندن اين كتاب ها تشويق می كردند. حتی بعضی از كتاب ها را صبح به من می دادند و می گفتند: ( غروب که از سر كار برگشتم شما خلاصه ای از اين كتاب را برای من تعريف كن! ) بعضی از اوقات زمانی اگر غذايشان آماده نبود هيچ اعتراضی به بنده نمی كردند چون بلافاصله خودشان رابا خواندن كتاب سرگرم می نمودند... ✍به روایت همسر شهید ✅ کنگره ملی شهدای مازندران 🆔 @jangoderang_ir